ورود مواد مخدر جدید به نام پان پراگ


نام اين ماده «پان پراگ»است و در بسته‌بندي زيبا و با عکس‌هاي هنرپيشه‌هاي هندي و پاکستانی به صورت آدامس، پاستيل

 و پودرهايي با طعم نعناع و خوشبو کننده ي دهان وارد کشور مي‌شود.

قيمت اين ماده مخدر الان در مشهد 50 تومان تا 300 تومان مي باشد.


دليلي که مصرف‌کنندگان «پان پراگ»ها را به سمت آن مي‌کشد،

احساس گرمي، سرخوشي موقت، سبکي سر، گيجي و شادي کاذب است.

این ماده بسیار بسيار سرطان زا هم هست

 

لطفاً اطلاع رساني كنيد.


نويسنده : zekri


باهم بخنديم به هم نخنديم (2)

یه معتاد ۲ تا سیگار تو دهنش گرفته بود داشت می کشید ازش پرسیدن چرا ۲ تا سیگار می کشی؟ میگه یکی واسه خودم یکی هم از طرف دوستم که زندونه... بعد از یه مدتی میبینن همون معتاد یه دونه سیگار میکشه بهش میگن حتما دوستت از زندان آزاد شده میگه نه خودم ترک کردم!

 

—–

 

خداهم که باشی، بازهم یک عده ازتو ناراضی هستند

 

اما از بچه های مردم همه راضی اند !

 

—–

 

اگه زن ها دنیا رو می‌گردوندن

 

هیچ جنگی وجود نداشت !

 

فقط چندتا کشور باهم قهر بودن و حرف نمی‌زدن !!!

 

—–

 

بعد از زلزله حیف نون لباساشو برای کمک می فرسته پاکستان

 

با یه بسته تاید براش پس می فرستن!

 

—–

 

رضا شاه به زور می خواست چادر رو از سر زن ها برداره

 

هیشکی زیر بار نمی رفت

 

حالا میخوان به زور چادر سر زن ها بکنن بازم کسی زیر بار نمیره !

 

یعنی لجباز تر از ز ها تو کهکشان پیدا نمیشه ها!

 

—–

 

سلامتی پوشک، که هیچ‌وقت تو بچگی پشتمونو خالی نکرد!

 

—–

 

همیشه از بچگی یه موضوعی برام سوال بوده

 

این چوب بستنی ها هست که دکتر ها می کنن تو حلق مریض

 

کیم هاش رو کی خورده!؟

 

—–

 

دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟

 

بابا : نه نمیشه برو اتاقت درس بخون.

 

دختر:چرا آخه بابا؟

 

پدر:واسه اینکه سال ها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه !

 

—–

 

گاز چیست ؟

 

اوج محبت حیف نون به همسرش که گاهی موجب قطع عضو می گردد !

 

—–

 

غضنفر میره مکه با خودش آر پی جی می بره

 

میگن این دیگه برا چیه؟

 

میگه با این سنگا که شما می زنین شیطون نمی میره !

 

—–

 

کنارم گذاشتی که تلخم کنی

 

شرابی شدم نـاب

 

حالا خماریمو بکش تا جونت درآد !

 

—–

 

از یه عربه پرسیدن شما به خاطر نفت کشورتون آنقدر پول دار هستید؟

 

نتونست بگه” پــَـــ نــَـــ پــَــــ ” , مـُـرد !

 

—–

 

نقش منشی در فیلم های ایرانی:

 

- آقای رئیس من بهشون گفتم شما جلسه دارین ولی ایشون

 

-اشکالی نداره، شما بفرمایید !

 

—–

 

تعمیرات مدل ایرانی‌:

 

۱-درشو باز کردن و فوت کردن.

 

۲-زدن(مثل تو سر تلوزیون زدن).

 

۳-کامل باز کردن و دوباره بستن.

 

۴-محکم تکون دادن !

 

—–

 

هیچکس حق نداره از طرفش بپرسه “تو برا من چی‌ کار کردی؟”

 

تو ۶ میلیارد انسان تورو پیدا کرده، دیگه چیکار کنه !؟

 

—–

 

یه روز یه لامپه میره تو سرزمینِ گلابیا ادعای پیغمبری می کنه !

 

—–

 

حیف نون رو عقرب نیشش م یزنه در حال مرگ میگه: سر قبرم بنویسید پلنگ خوردش !

 

—–

 

استادی که در نمره دادن دست و دلبازی نمی‌کند، به عمه و مادرش خیانت کرده است !

 

عمة النصایح.

 

جلد اول ، صفحه ۷۰۵

 

—–

 

ما که ۸/۸/۸۸ ازدواج نکردیم، ۱۱/۱۱/۱۱ هم باز ازدواج نکردیم،

 

صبر کنیم تا ۹/۹/۹۹ شاید فرجی شد

 

(درد دل دو دختر دم بخت)

 

—–

 

این روزها

 

حتی اگر خون هم گریه کنی

 

عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است :

 

“آخی” !

 

—–

 

وقتی یکی بهت آدامس تعارف می کنه همیشه منظورش

 

این نیست که دوستت داره ، در حقیقت دهنت بوی

 

گربه مرده میده میخواد خودشو راحت کنه !

 

—–

 

غضنفر میره ثبت احوال میگه یه شناسنامه واسه بچه ام میخوام !

 

میگن اسمش چیه ؟ میگه “شورلت” میگن این که اسم ماشینه

 

یه اسم بزار که به نام  پدر و مادر بیاد .

 

میگه خب به اسم ما میآد دیگه من “بیوک” آقا هستم .

 

همسرم هم “خاور” خانوم !!

 

—–

 

دختر :من امروز عمل باز قلب دارم

 

پسر :می دانم

 

دختر :دوست دارم

 

پسر :من عاشقتم عزیزم

 

.

 

دختر به هوش میآد

 

دختر :اون کجاست

 

پدر:تو نمی دانی چه کسی قلبش را به تو هدیه کرده؟

 

دختر:اون.. .(شروع کرد به گریه)

 

پدر :شوخی کردم رفته دستشویی الان بر می گرده !

 

—–

 

دقت کردین ؟

 

آخه واسه چی جعبه پیتزا مربعی شکله

 

بازش میکنی دایره پیدا میکنی !

 

بعد مثلثی میخوری !

 

—–

 

یک دوست واقعی کسی هست که

 

وقتی زمین می خوردی، میاد و دستت رو می گیره و از زمین بلندت می کنه

 

البته بعد از اینکه خندیدنش تموم شد !

 

—–

 

به حیف نون می گن: نفت، طلای سیاه است.

 

حیف نون فرداش یه ۵ لیتری می اندازه گردنش!

 

—–

 

ورژن جدید

 

دقت کردین تن آدمی شریف است به جیب آدمیت

 

دقیقاً همین لباس زیباست نشان آدمیت !

 

—–

 

میدونی اولین عوارض جانبی بعد یک شکست عشقی چیه ؟!

 

در آوردن گوشی از حالت Silent !!

 

—–

 

یه عده هستن که اگه شده باید براشون آژانس هم بگیری

 

که سریع تر از زندگیت گم شن بیرون !!

 

—–

 

اتل متل گلابى دوست دارم حسابى، یه روز با خرج خودت می برمت کبابى !

 

—–

 

یک شانه تخم مرغ هشت هزار تومان!یک کتاب خوب دوهزار تومان!

 

پس نتیجه می گیریم که ارزش... (بي تربيت) مرغ بالاتر از مغز یک نویسنده است!!

 

(باجناق دکتر شریعتی)

 

—–

 

به سلامتی مگس که یادمون داد زیاد که دور کسی بگردی آخرش میزنه تو سرت !

 

—–

 

وقتی فیلم عروسیم رو از آخر به اول می بینم خیلی حال می ده

 

زنم حلقه اش رو در میآره می ده به من و می ره خونه باباش !

 

—–

 

کلاً افرادی که ازدواج می کنند دو دسته اند:

 

آن هایی که از جانشان سیر شدند

 

و آن هایی که قصد جان دیگری را دارند!

 

—–

نويسنده : zekri


مسطح ترین جای کره زمین

مسطح ترین جای کره زمین

 

فکر می کنید بازترین، بی مانع ترین و یکدست ترین جای زمین کجاست؟ در واقع زمینی مسطح و بایر در کشور استرالیا که امروزه پوشیده از نمک است، از هر جای دیگری در دنیا مسطح تر است، درست مانند یک آینه! این آینه نمکی، دریاچه آیری نامیده می شود و اگر در زمین 9582.95 کیلومتر مربعی آن بایستید، تنها یک خط، مرز بین زمین و آسمان را به شما نشان می دهد. در این منطقه مملو از نمک کم تر موجود زنده ای تاب می آورد. اغلب آرامشی بی نظیر همه جا را فرا می گیرد و هیچ اتفاقی در این زمین باز و وسیع نمی افتد.

 

نشنال جئوگرافیک مجموعه ای از بهترین عکس های موری فردریکز را منتشر کرده است. فردریکز طی 8 سال گذشته، 16 بار برای عکاسی به این منطقه سفر کرده است. وی عکس های بی نظیری خلق کرده که می توانید آن ها را ببینید.

 

باران غافلگیرکننده

در اولین لحظه های سپیده دم، با بارش باران، انعکاس نورها قدری تغییر کرده است. بارش باران در این منطقه ي نمکین استرالیا بسیار نادر است

 

رنگ قرمز جادویی

خلبانانی که از روی این منطقه پرواز می کردند، به عکاس گفته بودند که گاهی که منطقه خیلی خشک می شود، زمین به رنگ قرمز در می آید. به گفته عکاس، وی بعدها متوجه شد که رنگ قرمز را گونه ای ارگانیسم که تنها در محیط های بسیار نمکی زندگی می کند، به زمین می دهد. .

 

رنگ زرد استثنایی

به گفته عکاس، این عکس سپیده دم گرفته شده است. خط سیاه، مرز آسمان و زمین را نشان می دهد. خود عکاس می گوید که تا آن زمان، این رنگ زرد را در این منطقه تجربه نکرده بوده است.

 

در تعقیب ستاره ها

گرفتن این عکس سه ساعت طول کشیده است. می توانید منحنی هایی که دو ستاره درخشان به جا گذاشته اند را ببینید. می بینید که روی سطح آرام و بی مانع این منطقه، هیچ اتفاقی به جز بازتاب مهتاب در این سه ساعت روی نداده است

 

قاشی طبیعت

در این سرزمین خشک، رسیدن توفان با رعد و گرد و غبار، منظره ای شگفت را به وجود می آورد که می توانید لحظه ای از آن را در این عکس ببینید. عکاس چند عکس را کنار هم گذاشته و این تصویر پاناروما را به وجود آورده است.

 

مرز زمین و آسمان

این تصویر نیم ساعت بعد از غروب خورشید گرفته شده است. چنان که می بینید تنها یک خط ظریف، مرز آسمان و زمین را نشان می دهد. بارش باران روی انعکاس نورها موثر بوده است.

 

تنوع رنگ ها

در این عکس که درست بعد از گرگ و میش هوا گرفته شده است، تنها یک مرز سیاه در فاصله ای بسیار دور از عکاس، آسمان را از زمین جدا می کند. چنان که می بینید از نارنجی تا آبی تیره در این تصویر وجود دارد. عکاس به این بازه ي رنگی کاملاًهشیار بوده است.

 


نويسنده : zekri


وقتی آب آینه باشد...

 








 


نويسنده : zekri


قضاوت!!!

 

ببخشید اگه این متن جوک نیست! اما از دستش ندید :

.

.

دختری 15 ساله ، نوزادی1 ساله به بغل داشت...

((مردم)) زیرلب بهش می گفتن فاحشه!

، اما هیچ کس نمی دونست

که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود!!!


==============================


پسری 23 ساله رو ((مردم)) "تنبل چاقالو" صداش میکردن

، اما هیچ کس نمیدونست

پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره!!!!


==============================

 

((مردم)) زنی 40 ساله رو "سنگدل" خطاب میکردن ،

چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ،

اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ،

و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه!

 

==============================

 

مردی 57 ساله رو ((مردم)) "بی ریخت" صدا میکردن ،

اما هیچ کس نمیدونست که

مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده!!!

 

==============================

 

و هرروز مردم من و تو رو به غلط قضاوت میکنن!!!

 

 

خدای خوبم هرگز کسی را به آنچه قسمتش نیست عادت مده

 


نويسنده : zekri


انصافه آخه؟


نويسنده : zekri


فتو شاپ28آبان1390


نويسنده : zekri


حدس بزنين اينجا كجاس؟


نويسنده : zekri


خدایا!


 

 

خدایا!

 

مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطه ای همراهند!

 

عده ای تا مرز منفعت

 

عده ای تا مرز حال

 

عده ای تا مرز جان

 

عده ای تا مرز آبرو

 

و همگان تا مرز این جهان.

 

تنها تویی که می مانی ،


 بمــــــــــان!

 

 


نويسنده : zekri


احوالات ما دهه ي شصتي ها

شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم


شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد. سر زد از افقمهر خاوران !

 

شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام

می کردآخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..

 

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

 

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

 

شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

 

شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.

 

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که

 پیشرفت کرده بود نمک ید دار می داد، تابستون ها هم دمپایی پاره می گرفت جوجه های رنگی میداد.

 

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی !

 

شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

 

شما یادتون نمیاد، سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم :

 زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند

 همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان

 چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که

چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.

 

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

 

شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

 

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!

 

شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.

 

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .

 

شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.

 

شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

 

شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم

راست میگی یا نه !

 

شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !

 

شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که

 خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

 

شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !

 

شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !

 

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

 

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

 

شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم:

یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !

 

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

 

شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

 

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

 

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

 

شما یادتون نمیاد، گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه

 بالهاشو زود میبنده روی گلها میشینه شعر میخونه، میخنده !

 

شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !

 

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

 

شما یادتون نمیاد، آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛ جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!

 

شما یادتون نمیاد، اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا

 

شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.

 

شما یادتون نمیاد، تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!

 

شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

 

شما یادتون نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا.بر جاااا. کی غایبه؟ مرجااااندروغ نگو من اینجااام

 

شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

 

شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

 

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو..!

 شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.

 ما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی


شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.

 

چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد کودکی…….و زمان خوبم و همه بچه های اون موقع. یاد اون روزا بخیر…………..

 

 

 


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران