ذکر ایام هفته

 


نويسنده : zekri


قابل توجه دختر خانومای عزیز

 


قابل توجه دختر خانومای عزیز:


و البته با جنبه


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.


می دونستید

 

بر طبق قانون

 

اگه 1 مرد با1 زن مجرد تصادف کنه

 

 ومنجر به نقص عضو او بشه

 

 باید با او ازدواج کنه؟

 

فقط هول نشید ...

 

خیابون پر ماشینه


این ماشین نشد ...

 

ماشین بعدی


نويسنده : zekri


خاطرات خر ملانصرالدین



بد جوری دلم از همه چی گرفته ، واقعاً انتظار نداشتم تو این دوره زمونه که مملکت این همه پیشرفت کرده کسی به فکر ما روم به دیوار خرا نباشه ! از اون روزی که ملا نصرالدین پول یارانه هاش رو گرفته ، دیگه سوار من نمی شه هیچ ، یه سر به طویله هم نمی زنه ببینه من مردم یا نه !

این چه آتیشی بود به جون ما افتاد ؟ تازه شنیدم ملانصرالدین به زنش گفت می خوام چند وقتی دیگه هر چی پول یارانه گرفتم رو جمع کنم بعدش یه ماشین بخرم ! خب اگه ماشینم بخره ، دیگه یه پالون هم پشتم نمی ذاره چی برسه به اینکه خودش بشینه پشتم .

با خودم عهد بستم اگه بره ماشین بخره یه جفتکی جلو ماشینش بندازم که همون روز اول تصادف کنه .

اما کی باید از حق منو امثال من دفاع کنه نمی دونم ؟ یعنی کسایی که تو خونه شون یه خر زبون بسته چون من دارن ، نباید توجه ای بهشون بشه ؟ می دونم ملانصرادین پول یارانه منو هم می خوره . وقتی پول بنزین ماشین رو می دن ، خب حتما پول یونجه ی ما رو هم دادن دیگه !

خیر نبینی ملا ، خدا کنه از گلوت پایین نره ... عر عر ... عر عر عر ...


نويسنده : zekri


بیمارستان روانی

 

 

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم

شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد.
شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

 


نويسنده : zekri


دختر زيبا در مهماني و روش هاي بازاريابي

 

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ،

 

به اين ميگن بازاريابي مستقيم

 

* شما در يك مهماني به همراه دوستانتون ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ،

به اين مي گن تبليغات

 

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ،

به اين ميگن بازاريابي تلفني

 

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز

 مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟" ،

به اين ميگن روابط عمومي

 

*شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج

مي كني؟" ،

به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري

 

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ،

به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري

 

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ،

به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا

 

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا

مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن"

به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا

 

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ،

 با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ،

به اين ميگن منع ورود به بازار

 

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي كنيد به ش كم محلي كنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسكو.

به اين مي گن اشتباهِ استراتژيك در بازاريابي.

 

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ بهش

 مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه.

به اين مي گن اشتباهِ تاكتيكي در بازاريابي.

 

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ،

با من ازدواج كن»؛همون لحظه يه دختر ديگه كه قبلا با همين كلمات گولش زده بوديد سروكلش پيدا مي شه و رسواتون ميكنه
به اين ميگن تاثيرسوء سابقه در بازار.

 

*شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه پاتون ميره روي پوست موز و جلوي طرف ولو مي شيد به اين ميگن ضايع شدگي مفرط يا فقدان ثبات در بازار.

*شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي خواهيد بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ كه يك هو يك دختر زيباتر از اون رو پشت سرش مي بينيد فورا مسير رو عوض مي كنيد

و به سمت دختر جديد مي ريد.

به اين ميگن چشم چراني، نه ببخشيد تحليل لحظه به لحظه بازار.

 

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ اونهم با شعف خاصي برمي گرده و لبخند مي زنه ، شما كه باديدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پي برديد

سرخ و سفيد شده و مجبوريد براي رهايي آسمون ريسمون ببافيد

به اين ميگن بدبياري يا خطاي بازار

 

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين كه جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ به مادرتون مي گيد كه با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره

. به اين مي گن بازاريابي سنتي.

 

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ،

 با من ازدواج كن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي كنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي كنيد.

به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!

 

* شما در يك مهماني ، دخترِهاي بسيار زيبايِ فراواني رو مي بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان مي شيد كه جلو كدوم

 بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن بعد ما مي تونيم با هم بيش از دوبچه داشته باشيم»؛

به اين ميگن فقدان استراتژي در بازار.


نويسنده : zekri


تصاوير زيباي ميوه هاي خوشمزه










هديه ي من به دوستان

رهلي جوجه



نويسنده : zekri


تصاوير زيباي فتوشاپي




تصاوير زيبا

 




او تایدا یاریم قالیب


 

دیندیرمه یین قان آغلییار گؤزلریم


گوجدن دوشوب طاقت سیزدیر دیزلریم


قولاغیندان هله گئتمیر سؤزلرین


اوتایدا یاریم قالیب ، یازیم باهاریم قالیب


اؤلدورور بو درد منی ، بیر گول جوالیم قالیب


عاشیق اولموشدوم او گول جمالینا


گؤره سن اودا سالیرمی یادینا


سون نفسده دئیین چاتسین دادیما


اوتایدا یاریم قالیب ، یازیم باهاریم قالیب


اؤلدورور بودرد منی ، بیر گول جمالیم قالیب


آی « زلفیه » سورما منینم حالیمی


فلک قیردی داماریمی قولومی


قدر که سدی یارا گئدن یولومی


اوتایدا یاریم قالیب ، یازیم باهاریم قالیب


اؤلدورور بو درد منی ، بیر گول جمالیم قالیب


نويسنده : zekri


میخوام پروفسور بشم من


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران