ماجرای خواندنی هیچ چیزی بی دلیل نیست

" داستان کوتاه حکمت خدا يک داستان زيباي واقعي که به ما مي آموزد هيچ رويدادي بي دليل نيست . کشيش تازه کار و همسرش براي نخستين ماموريت و خدمت خود کـه بازگشايي کليسايي در حومه بروکلين ( شهر نيويورک ) بود در اوايل ماه کتبر وارد شهر شدند . زماني که کليسا را ديدند ، دلشان از شور و شوق آکنده بود . کليسا کهنه و قديمي بود و به تعميرات زيادي نياز داشت . دو نفري نشستند و برنامه ريزي کردند تا همه چيز براي شب کريسمس يعـنـي 24 دسامبر آماده شود . کمي بيش از دو ماه براي انجام کار ها وقت داشتند . کشيش و همسرش سخت مشغول کار شدند .

 ديوار ها را با کاغذ ديواري پوشاندند . جاهايي را که رنگ لازم داشت ، رنگ زدند و کار هاي ديگري را که بايد مي کردند ، انجام دادند . روز 18 دسامبر آنها از برنامه شان جلو بودند و کـارها تقريباً رو به پايان بود . روز 19 دسامبر باران تندي گرفت که دو روز ادامه داشت . روز 21 دسامبر پس از پايان بارندگي ، کشيش سري به کليسا زد ، وقتي وارد تـالار کليسا شد ، نزديک بود قلب کشيش از کار بيافتد . سقف کليسا چکه کـرده بود و در نتيجه بخش بزرگي از کاغذ ديواري به اندازه اي حدود 6 متر در 5/2 متر از روي ديوار جلويي و پشت ميز موعظه کنده شده و سوراخ شده بود . کشيش در حالي که همه خاکروبه هاي کف زمين را پاک مي کرد ، با خود انديشيد که چاره اي جز به عقب انداختن برنامه شب کريسمس ندارد . در راه بازگشت به خانه ديد که يکي از فروشگاه هاي محلّه ، يک حـراج خيريه برگزار کرده است . کشيش از اتومبيلش پياده شد و به سراغ حـراج رفت .

 در بين اجناس حراجي ، يک روميزي بسيار زيباي شيري رنگ دستبافت ديد که به طرز هنرمندانه اي روي آن کار شده بود . رنگ آميزي اش عالي بود . در ميانه رو ميزي يک صليب گلدوزي شده به چشم مي خورد . روميزي درست به اندازه سوراخ روي ديوار بـود . کشيش روميزي را خريد و به کليسا برگشت . حالا ديگر بارش برف آغاز شده بود . زن سالمندي که از جهت رو به روي کشيش مي آمد دوان دوان کوشيد تا به اتوبوسي که تقريباً در حال حرکت بود برسد ، ولي تلاشش بي فايده بود و اتوبوس راه افتاد . اتوبوس بعـدي 45 دقيقه ديگر مي رسيد . کشيش به زن پيشنهاد کرد که به جاي ايستادن در هواي سـرد به درون کليسا بيايد و آنجا منتظر شود . زن دعوت کشيش را پذيرفت و به کليسـا آمـد و روي يکي از نيمکت هاي تالار نيايش نشست . کشيش رفت نردبان را آورد تا روميـزي را روي ديوار نصب کند . پس از نصب ، کشيش نگاه رضايت مندانه اي به پرده آويخـتـه شـده کرد ، باورش نمي شد که اين قدر زيبا باشد . کشيش متوجه شد که زن به سوي او مي آيد . زن پرسيد : اين روميزي را از کـجا گرفته ايد ؟ و بعد گوشه روميزي را به دقت نگاه کرد . در گوشه آن سه حـرف گلدوزي شده بود . اين ها سه حرف نخست نام و نام خانوادگي او بودند . او 35 سال پيش اين روميزي را در کشور اتريش درست کرده بود . وقتي کشيش براي زن شرح داد کـه از کجا روميزي را خريده است . باورکردنش براي زن سخت بود .

 سپس زن براي کشيش تعريف کرد که چگونه پيش از جنگ جهاني دوم ، او و شوهرش در اتريش زندگي خوبي داشتند ، ولي هنگامي که هيتلر و نازي ها سر کار آمدند ، او ناچار شد اتريش را ترک کند . شوهرش قرار بود که يک هفته پس از او ، به وي بپيوندد ولي شوهرش توسط نازي ها دستگير و زنداني شد و زن ديگر هرگز شوهرش را نديد و هرگز هم به ميهنش برنگشت . کشيش مي خواست روميزي را به زن بدهد ، ولي زن گفت : بهتر است آن را براي کليسا نگه داريد . کشيش اصرار کرد که اقلاً بگذارد او را با اتومبيل به خانه اش برساند و گفت اين کمترين کاري است که مي توانم برايتان انجام دهم . زن پذيرفت . زن در سوي ديگر شهر ، يعني جزيره استاتن Staten Island زندگي مي کرد و آن روز براي تميز کردن خانه يک نفر به اين سوي شهر آمده بود . شب کريسمس برنامه عالي برگزارشد . تالار کليسا تقريباً پـر بود .

 موسيقي و روح حکمفرما بر کليسا فوق العاده بود . در پايان برنامه و هنگام خداحافظي ، کشيش و همسرش با يکايک ميهمانان دست داده و خدا نگهدار گفتند ، بسياري از آنها گفتند که بازهـم بـه کليسا خواهند آمد . وقتي کشيش به درون تالار نيايش برگشت مرد سالمندي را که در نزديکي کليسا زندگي مي کرد ، ديد که هنوز روي نيمکت نشسته است . مرد از کشيش پرسيد کـه اين روميزي را از کجا گرفته ايد ؟ و سپس براي کشيش شرح داد که همسرش سال ها پيش در اتريش که روميزي درست شبيه به اين درست کرده بود و شگفت زده بود که چگونه ممکن است دو روميزي عيناً شکل هم باشند . مرد به کشيش گفت که چگونه توسط نازي ها دستگير و زنداني شده و هرگز نتوانسته همسر گم شده اش پيدا کند .

 پس از شنيدن اين سخنان ، کشيش به مرد گفت : اجازه بدهيد با ماشين دوري بزنيم و با هم گفت و گويي داشته باشيم . سپس او را سوار اتومبيل کرد و به جزيره استاتن و خانه زني که سه روز پيش او را ديده بود ، برد . کشيش به مرد کمک کرد تا از پله هاي ساختمان سه طبقه بالا برود و وقتي جلوي در آپارتمان زن رسيد ، زنگ در را به صدا درآورد . وقتي زن در را باز کرد ، صحنه ديدار دوباره زن و شوهر پس از سال ها وصف ناشدني بود ... آنچه خوانديد يک داستان واقعي بود که توسط کشيش راب ريد گزارش شده است.


نويسنده : zekri


عاشقانه هاي روز-2

.Were hunted with the smile of a girl

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

شکارچی که دائماً در حال شکار بود

وخود شکار لبخند دخترکی شد.

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

A slaves was sold thousand times, each time he smiled.

Once he was freed; he cried.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

برده ای هزار بار فروخته شد و هر بار خندید,

یک بار آزاد شد و گریست.

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

A commander who commanded thousand of soldiers at day,

Allowed her little daughter to ride him at night

Just to make her happy.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

فرمانده ای که روزانه بر هزاران سرباز حکومت می کرد

شب هنگام به الاغی تبدیل می شد برای تصاحب قلب دختر بچه اش.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

A man who always was sleep in the sunrise,

Believed sunset is the most beautiful moment of the day,

At his death he saw the sunrise and found out

that  has wasted all of his lifetime.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

مردی که همیشه هنگام طلوع خورشید در خواب بود,

غروب را زیباترین لحظه ی روز می نامید.

هنگام مرگش طلوع را دید و فهمید که تمام عمر در اشتباه بوده.

The sky kissed the earth and trees blossomed.

The sky embaraced the earth and spring came.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

آسمان زمین را بوسید

و درختان شکوفه کردند.

آسمان زمین را در آغوش گرفت

و بهار شد.

A wolf attacked a heard of sheep,

She saw the lambs and remembered her own children

and decided to hurt the lambs,

suddenly a butcher came and slaughtered them all.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

گرگی به گله ای حمله کرد

ما دید همه بره هستند

یادش به توله های خودش افتاد

و دلش نیامد به آن ها آسیبی بزند.

ناگهان قصابی رسید

و بره ها را زنده زنده سلاخی کرد.

Live in the heart.

Don’t talk of the secret.

Speak nectar of words.

When others become fire,  You become water.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

در قلب زندگی کن.

از راز سخن نگو.

وقتی دیگران آتشین می شوند

تو همچو آب باش.

Hate is a love relationship.

Behined each hate, love hiding.

And behind each love, hate is hiding.

In fact love and hate are not two things.

They are not love and hate…

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

تنفر یک رابطه ی عشقی است.

پشت هر تنفر,

عشق پنهان است.

و پشت هر عشق,

تنفر

در حقیقت عشقو نفرت از هم مجزا نیستند.

آن ها عشق و نفرت نیستند...

Even a single moment of love can become an eternity.

Just a loving look…

The fear arises because

We don’t know to love.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

حتی یک لحظه از عشق م یتواند یک لحظه ی ابدی شود.

فقط یک نگاه محبت آمیز...

و ترس ناشی از آن به این دلیل است که ما

ماهیت عشق را نمی شناسیم.

The snow man madly fell in love whit his creator,

at night he embraced her in nakedness,

and he melted from his lovers body temperature.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

آدم برفی دیوانه وار عاشق کسی شد که اورا ساخته بود.

شبانه برهنه به آغوشش کشید

و از حرارت بدن معشوقش آب شد.

We are not born for our own sake only,

Our birth effects all those that appear later in our lives too.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

ما تنها برای خودمان متولد نمی شویم,

تولد ما به همه ی کسانی که  بعد ها در زندگی ما ظاهر می شوند مربوط می شود.

_نیچه_

We have to look for happiness.

Sadness will catch up with us anyway.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

باید به دنبال شادی ها گشت

چرا که غم ها خودشان مارا پیدا می کنند.

You are not here to behold

How the breeze of your soul wanders through

My barren garden.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

تو نیستی که ببینی چگونه می گردد

نسیم روح تو در باغ بی جوانه ی من

I am opening an emotional bank account for you sweet heart,

So deposit your love in it and you will get the interest.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

یک حساب در بانک احساس برای تو عزیز ترینم باز کردم.

پس عشقتو در آن پس انداز کن

تو سود آنرا خواهی گرفت

One day the moon said to me :

if your lover makes you cry why don’t you leave your lover?

I looked at the moon and replied:

Would you ever leave your sky?

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

روزی ماه بهم گفت:

اگر عشقت اشک تورو در میآره,

چرا ترکش نمی کنی؟

نگاهی بهش کردم و جواب دادم:

تو هیچ وقت آسمونت رو ترک می کنی؟

Meeting you was fate,

Becoming your frind was choice,

But falling in love with you was completely out of my control.

Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

ملاقات با تو تقدیر بود

دوست شدن با تو یک انتخاب

اما عاشقت شدن  به کل خارج از کنترلم بود.




یادم باشد که:

یادم باشد که: او که زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.
یادم باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.
یادم باشد که: زخم نیست آنچه درد می‌آورد، عفونت است.
یادم باشد که: در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.
یادم باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.
یادم باشد که: آنها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.
یادم باشد که: فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.
یادم باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند.
یادم باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.
یادم باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.
یادم باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.
یادم باشد که: محبتی که به دیگری می‌کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.
یادم باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.
یادم باشد که: دلخوشی‌ها هیچکدام ماندگار نیستند.
یادم باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.
یادم باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.
یادم باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.
یادم باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.
یادم باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!
یادم باشد که: در خسته‌ترین ثانیه‌های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!
یادم باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست‌تر از این باشم که هستم.
یادم باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.
یادم باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.
یادم باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.
یادم باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.
یادم باشد که: نیازمند کمک‌اند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.
یادم باشد که: هرگر به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.
یادم باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.
یادم باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.
یادم باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن‌اش نخواهم بود.
یادم باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.
یادم باشد که: در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.
یادم باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.
یادم باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.
یادم باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه.

 


نويسنده : zekri


برخی از مهمترین دردهای اساسی ما ایرانیان(جديد)

برخی از مهمترین  دردهای اساسی ما ایرانیان که  کم و بیش همه ما ایرانیان از آن بهره مندیم.

 

بیان این عیوب نه از جهت به رخ کشیدن آن ها  بلکه به منظور شناخت آن هاست

 

روشن است تا درد را نشناسیم به فکر درمان آن نیستیم

 

به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:

 

1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

 

2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.

 

3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

 

4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

 

5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آن ها هیچ اقدامی نمی کنیم.

 

6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

 

7-کلمه ي من را بیش از ما به کار می بریم.

 

8-غالباً مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.

 

9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.

 

10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالباً دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.

 

11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه ي آن ها می اندازیم،ولی برای جبرانش قدمی بر نمی داریم.

 

12-دائماًدیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به آن ها عمل نمی کنیم.

 

13-همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.

 

14-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.

 

15- اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.

 

16-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.

 

17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم

 

18- غالباً افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.

 

19- اکثراً رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.

 

20- دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.

 

21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

 

22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه ي خود بیمه می کنیم.

 

23- اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای آن را خراب می کنیم.

 

24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.

 

25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.

 

26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.

 

27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.

 

28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.

 

29- وعده دادن و عمل نکردن به آن یک عادت عمومی برای همه ما شده است.

 

30-به سادگی به یکدیگر دروغ می گوییم و برای اثبات آن به دروغ های بزرگتری می پردازیم

 

31-برای رسوا نشدن همرنگ جماعت می شویم هر چند آن جماعت را قبول نداشته باشیم

 

32- همیشه به دنبال کسی می گردیم که اعتراضش راشروع کند تا دنبال او ره بیفتیم. جرأت پیشقدم شدن نداریم

 

33- ضایع کردن و رسوا نمودن رهبرانمان بیشترین لذت اجتماعی را برایمان دارد هر چند او را خود رهبر کرده باشیم.

 

34-در حمایت و مخالفت با رهبران و مدیران جامعه بسیار افراط و تفریط داریم.

 

35-بدون آگاهی و علم کفی در مورد دیگران به قضاوت می نشینیم و جالب آن که با همان قضاوت ناقص محکوم نیز می کنیم

 

36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.

 

37- در حالی که حاضریم چندین ساعت دور هم بنشینیم و چرت و پرت بگوییم حاضر به خواندن یک صفحه کتاب نیستیم. در عین حال مدعی هستیم باسواد ترین کشور های دنیا هستیم.

 

38- وقتی صحبت از ادعا هست اولین هستیم و وقتی صحبت از عمل به دنبال دیگری هستیم که ادعای ما را عمل کند

 

39- در حالیکه خود را مذهبی ترین مردم دنیا می دانیم و خود را اهل بهشت, احترام و رعایت  حقوق یکدیگر بی ارزش ترین چیز نزد ما است

 

40- این یکی را هر کدام از ما ایرانیان خودمان به خود بگوییم و بکوشیم حداقل این یک عیبی  را که خودمان  در مورد خودمان می گوییم در پی اصلاح آن بکوشیم.ا


نويسنده : zekri


تقديم به ...

تقديم به كسي كه اگر نخواهم هم به او فكر مي كنم

در اين تنهايي سنگين بي پايان

كه حتي خواب هم نمي آيد به چشمانم

فرو رفته در اندوهي ژرف افكارم

در آن تاريكي و ظلمت كه حتي چشم هم چشم را نمي بيند

و من! همچو كودكي بازيگوش كه گم كرده راهش را

كنار كوچه ي بن بست تنهايي ، نشسته سخت مي گريم

بسان چشمه اي جوشان سرازير است اشك هايم

تنم مانند بيدي در اين سرماي تنهايي سخت مي لرزد

بيا گمگشته در افكار پريشانم ! بيا...

بيا باخود ببر اين كودك تنها و غمگين را

كه خيلي وقته از دنيا گريزان است...


نويسنده : zekri


فقط یه ایرانی میتونه ...(جديد)


فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره , پارک بره,ورزش هم کنه, بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه :))

***

فقط یه ایرانی میتونه کند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگین آرایشگر!

***

 فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن

چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!

اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن :)))

***

 فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!

***

 فقط تو ایران مدارسو 5شنبه ها تعطیل میکنن ولی به جاش بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن باپول های آنچنانی !!!

***

 تعمیرات مدل ایرانی‌:

۱-درشو باز کردن و فوت کردن. ۲-کامل باز کردن و دوباره بستن

۳-محکم زدن(مثل به پشت کنترل تلویزیون).

***

 فقط آسمون ایران میتونه : کمی ! تا قسمتی! نیمه ابری! همراه با بارش پراکنده!در برخی از نقاط باشه. . . ( آخر ادبیاته این جمله)! :

***

 فقط در تهران که مردم شمال شهردر سال 2011میلادی و مردم جنوب شهر در سال 70 هجری قمری زندگی میکنن!

***

 تنها ایرانیان که وقتی میخوان از خیابون رد شن به جا اینکه به چراغ عابر نگاه کنند

به ماشینا نگاه میکنن که کی خلوت میشه سریع رد شن!

***

 اگه ورزشی به نام "سگ دو" وجود داشت ما ایرانیا حتما توش می تونستیم یه خودی نشون بدیم... !!!

***

 فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ,نوشابه رو با آبگوشت, سبزی رو با کوکوسبزی,

و کالباس رو با نون سنگک بخوره!

***

 فقط یه ایرانی میتونه بره قشم لباس بیاره تو خونه بفروشه و بگه اینارو از دبی و ترکیه اوردم!

***

 فقط یه ایرانی میتونه جلوی خودپرداز بانک با دیدن جمله لطفاً منتظر بمانید استرس رو

با بیشترین فشار تحمل کنه و با نگاهی ملتمسانه به دستگاه تو دلش بگه

که اگه پول نمیدی جون هرکی دوست داری کارتم رو بده و بعد از دیدن جمله دستگاه

در حال شمارش وجه می باشد به ناگاه آرامش تمام وجودش رو فرا بگیره دقیقاً مثل

فرود موفقیت آمیز هواپیما اونم در فرودگاه مشهد !!!

***

 فقط یه ایرانی میتونه وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه :)))

***

 فقط یه ایرانی میتونه اول از دستشویی بیاد بیرون بعد زیپ و کمربندشو ببنده :

***

 فقط یه ایرونی میتونه اینجوری آشپزی کنه و به نظرش هم آخر برنامه آشپزیه!

آشپزی سامان گلریز: ماهیتابه چدنی دسینی رو میذارید روی گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرویس عرضه میشه,یه کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش و یا از کره اطلس طلایی استفاده کنید, دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش,اگر در حین کار خسته شدید میتونید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید,دیدید که چه سریع یه غذای خوب آماده شد!

تا برنامه بعد همتون رو می سپارم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران و دانا !!

***

 فقط یه ایرانی میتونه وقتی مامور آمارگیر میاد در خونه اشون،

بگه شرمنده من اینجا مهمونم,صاحبخونه رفته مسافرت!

***

 فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه

***

 فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!

***

 فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا

 رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه!

***

 فقط یه ایرانی میتونه طوری زل زل نگات کنه تو خیابان

 که نفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !

***

 از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند

از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما باز مردم افسرده تر میشند

از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما باز مردم بیکار تر میشند

از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم باز بی خانمان تر میشند

از هر 2 نفر یکی دماغش رو عمل کرده اما باز قیافه ها زیبا نمیشند

از هر 2 نفر یکی حاجی شده اما باز مردم بی خدا تر میشند!

***

 فقط یه ایرانی میتونه از بی قانـــونی مملکت بنـــالـــه,

اما موقــــع دعـــوا و درگیـــــری بگـــــه مملکت قانــــون داره!

***

 فقط یه زن ایرانی

درباره ي زندگی دخترش میگه: شوهرش خیلی خوبه همش میبرتش مسافرت و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ، دخترم خوشبخت شد واقعاً!

درباره ي زندگی پسرش میگه:بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرهای خانم کنه!

از سر کار هم که خسته میاد خونه خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد پوشک بچشو خودش عوض کنه، پسرم بد بخت شد واقعاً!!!

***

 اینجا ایران است :

کارت شارژیو که مغازه دار4700میخره و ما 5500میخریم

 و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی !!!

***

 فقط یه معلم ایرانی میتونه(البته از نوع اول دبستانی) برای ترسوندن دانش آموزاش و زود خوابیدن اونا بهشون بگه:من رفتارای شما رو تو خونه با دوربین می بینم!:)))

***

 فقط یه کارخونه ایرانـــی می تونـــــه بهــــت یه بستـــــه هوا بــــده که توش چــند تا دوونـــه چیپس هم اشانتـــــــــیون باشــــــــه!

***

 فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر می‌کنه می‌بینه همش آخره صفه!

***

 اینجا ایران است یعنی:

ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟

ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین؟ چنده؟

***

 فقط یه ایرانی میتونه وقتی توی مهمونی یا عروسی آب خوردن گیرش نیاد،

قرص قندش رو با یک لیوان نوشابه بخوره!

***

 فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو ایرانه همش دنبال جانی واکر و شراب فرانسوی و

رستورانای مکزیکی و ایتالیایی باشه،

بعد وقتی رفت خارج در به در بگرده دنبال دوغ آبعلی و شراب شیراز و شربت سکنجبین

و رب یک و یک !

***

 فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه,

ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!


نويسنده : zekri


تو عشق منی و من در قلب تو هستم

تو عشق منی و من در قلب تو هستم

این اولین و آخرین بار بود

 که عهد عشق را با یک نفر بستم

تو نبودی ،

 زیر باران ،

 لحظه ي غروب  همیشه و همه جا به انتظار تو نشستم

تا تو بیایی و عشق رویاهایم را ببینم ،

 تا در حسرت داشتن تو نمیرم!

مثل پرنده اسیر نکردم تو را در قفس دلم ،

مثل همان پرنده رهایت کردم در آسمان آبی دلم

تا پرواز کنی و من تو را ببینم ،

هنوز هم عاشق همیم با اینکه تو در آسمانی

و من بر روی زمینم!

به داشتنت عادت نکرده ام ،

می دانم تو همیشه هستی ،

مثل من که مجنونم ،

دیوانه ام هستی ،

مثل من که عاشقم ،

عهد عشق را با من بستی ،

مثل من از دلتنگی ،

 می بینم که در گوشه ای با چشم های خیس نشستی

فدای اشک هایت شوم ،

 نبینم چشم های خیست را

که من با دیدنش از دنیا هم دلگیر می شوم!

تو با احساستر  از احساسات منی

که اینک احساساتم اینهمه زیبا شده ،

تو چه هستی که با داشتنت  اینک دلم مثل یک دریا شده

دریایی پر از احساسات عاشقانه به تو ،

دریای بی انتهای دلم برای تو ،

تا هر کجایش که دوستی داری برو....

تو نفس منی و جان منی و زندگی من ،

 دور نشو از کنارم که بدجور می گیرد دل من

قلبت درگیر آرزوهایم،

 داشتنت شبیه رویاهایم

 نمی خواهم تو نیزبیپوندی به خاطره هایم

همیشه برایم حقیقت بمان ،

حقیقت هم نمی مانی همان رویا باقی بمان

تا به شوق این حقیقت

و عشق این رویا زندگی کنم.........


نويسنده : zekri


چه بخـوریم که خوش به حـالمان شود ؟

[تصویر:  zhc1zv91xdpfy569epg0.jpg]

 

اگر حسابی اعصاب‌تان به هم ریخته، موز بخورید

زمانی كه دیدید دكمه‌های لباس‌تان درست بسته نمی‌شوند، بروید سراغ موز. تحقیقات نشان داده یك موز متوسط 105 كالری و فقط 14 گرم قند دارد. همین مقدار شما را سیر كرده و قند خون را به شكل ملایمی بالا می‌برد. در ضمن همین موز 30 درصد ویتامین B6 مورد نیاز روزانه را تامین می‌كند. این ویتامین باعث می‌شود مقدار سروتونین تولید شده مغز اندكی افزایش یافته و توان مقابله با شرایط دشوار و اضطراب‌ها را در شما افزایش می‌دهد.

اگر می‌خواهید کلیه تان سنگ نسازد، زرد‌آلود بخورید

هشت عدد زرد‌آلوی خشك حاوی 2 گرم فیبر و فقط 3 میلی‌گرم سدیم و 325 میلی‌گرم پتاسیم است كه همه این‌ها كمك می‌كنند مواد معدنی در ادرار تجمع پیدا نكرده و از تشكیل سنگ‌های اگزالات كلسیم جلوگیری شود. این سنگ‌ها شایع‌ترین نوع سنگ‌های كلیوی هستند. برای در امان ماندن از سنگ كلیه به‌خصوص اگر سابقه‌اش را دارید بقیه میان وعده‌ها را حذف كنید و برگه زردآلو بخورید.

اگر فشار خون‌تان بالاست، كشمش بخورید

60
عدد كشمش تقریبا می‌شود یك مشت پر كه حاوی یك گرم فیبر و 212 میلی‌گرم پتاسیم است كه هر دو برای كنترل فشار خون بالا در قالب یك رژیم غذایی توصیه می‌شوند. مطالعات متعددی نشان داده كه پلی‌فنل‌های موجود در مواد‌غذایی مشتق از خانواده انگور مثل همین كشمش و آب انگور در حفظ سلامت قلبی عروقی تاثیر بسزایی دارند که كاهش فشار خون از آن جمله است.

اگر از سروصدای معده رنج می‌برید، ماست بخورید

یك فنجان و نیم ماست طبیعی (كم‌چرب/پروبیوتیك) غذا را به شكل موثری از دستگاه گوارش عبور می‌دهد. از سوی دیگر ماست‌های پروبیونیك قابلیت هضم غذا به‌ویژه لبنیات و حبوبات را در روده‌ها بهبود می‌بخشند. همان‌طور كه می‌دانید این غذاها عامل ایجاد گاز در دستگاه گوارشی هستند و در نتیجه با خوردن ماست از این مزاحمت دور می‌مانید.

اگر بیش از حد سرفه می‌كنید، عسل بخورید

در مطالعه‌ای كه توسط دانشمندان آمریكایی انجام گرفته، مشخص شده 2 قاشق چای‌خوری عسل قهوه‌ای و غلیظ بسیار موثرتر از داروهای بدون نسخه ضد‌سرفه، شدت و دفعات سرفه‌های شدید را در كودكان كاهش می‌دهد. آنتی‌اكسیدان‌های موجود در عسل و عوامل ضد‌میكروبی موجود در آن التهاب بافت‌های گلو را كاهش داده و بیمار را آرام می‌كند. البته به شرطی كه عسل واقعا طبیعی باشد!

اگر همیشه احساس خستگی می‌كنید، فلفل دلمه‌ای قرمز بخورید

فلفل دلمه‌ای قرمز غنی از ویتامین C است. مطالعات نشان داده، ویتامین C بهترین ماده برای مقابله با استرس‌هایی است كه به واسطه رادیكال‌های آزاد ایجاد می‌شوند. از سوی دیگر ویتامین C در عین برطرف كردن خستگی، نقشی اساسی در سوخت و ساز آهن برعهده دارد كه به بدن كمك می‌كند اكسیژن بیشتری وارد جریان خون شود. كمبود اكسیژن یكی از اصلی‌ترین دلایل خستگی و ضعف بدنی است.

اگر می‌ترسید سرطان معده بگیرید، كلم بخورید

مطالعه‌ای كه در سال 2002 در دانشگاه جانز‌هاپكینز صورت گرفته نشان داده، یك تركیب بسیار قدرتمند موجود در كلم به نام سولفورافان، هلیكو‌باكتر پیلوری(باكتری عامل زخم معده و روده) را پیش از ورود به دستگاه گوارش تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد و از كار می‌اندازد و حتی شاید در پیشگیری از ایجاد سرطان‌های دستگاه گوارش هم موثر باشد. یك فنجان پر از كلم 34 كالری دارد و 3 گرم فیبر و 75 درصد از نیاز روزانه به ویتامین C را تامین می‌كند.

اگر مشكل سخت دارید، انجیر بخورید

4
عدد انجیر خشك 3 گرم فیبر دارد كه باعث تنظیم حركات روده بزرگ و دفع بهتر می‌شود. خوردن این میوه باعث پیشگیری از عود مجدد هموروئید می‌شود. همچنین این مقدار انجیر 5 درصد پتاسیم و 10 درصد منگنز مورد نیاز روزانه را تامین می‌كند.

اگر دارای مشکلات شكمی هستید، ریحان بخورید

مطالعات نشان داده، ماده شیمیایی اوژنول موجود در ریحان باعث از بین رفتن و پیشگیری دل درد، حالت تهوع، كرامپ‌های شكمی یا اسهال می‌شود. علت این موضوع از بین رفتن برخی از باكتری‌ها از جمله سالمونلا و لیستریا توسط اوژنول است. اوژنول یك ماده ضد‌اسپاسم است كه می‌تواند باعث بهبود كرامپ‌های شكمی شود. هر طور كه دوست دارید ریحان را بخورید.

اگر دچار كم‌خوابی هستید، گوشت بوقلمون بخورید

حدود 85 گرم گوشت بوقلمون تقریبا حاوی كل تریپتوفان مورد نیاز روزانه بدن است. اسید آمینه تریپتوفان ماده‌ای ضروری است كه باعث تولید سروتونین و ملاتونین می‌شود كه هر دوی این‌ها باعث تنظیم خواب می‌شوند. مطالعات نشان داده افرادی كه از بی‌خوابی یا كم‌خوابی رنج می‌برند دچار كمبود تریپتوفان هستند.

اگر می‌خواهید از كسالت دور شوید، ماهی تن بخورید

85
گرم از ماهی تن كنسرو شده حاوی حدود 800 میلی‌گرم امگا3 است. محققان معتقدند، امگا3 باعث رفع كسالت روحی و پیشگیری از اضطراب و بالارفتن روحیه می‌شود. اسیدهای چرب موجود در ماهی، توسط متخصصان تغذیه با عنوان درمانی موثر برای افسردگی توصیف شده است. خوردن ماهی تن با مقدار كمی نان تاثیر بهتری دارد چون كربوهیدرات موجود در نان، سروتونین خون را افزایش داده و باعث بهبود روحیه و دور شدن احساس كسالت می‌شود.

اگر همیشه از حالت تهوع رنج می برید، چای زنجبیلی بخورید

مطالعات متعددی نشان داده، یك‌چهارم قاشق چای‌خوری پودر زنجبیل، نصف قاشق چای‌خوری ریشه خرد شده زنجبیل یا یك فنجان چای زنجبیل باعث كاهش حالت تهوع ناشی از بیماری حركت و حالت تهوع سفر و بارداری می‌شود. محققان هنوز به‌درستی نمی‌دانند چه ماده‌ای در زنجبیل باعث سركوب حالت تهوع می‌شود اما به‌هرحال این ماده بی‌خطر بوده و فاقد عوارض جانبی معمول داروهای ضد‌تهوع است.

اگر دچار سوزش معده هستید، چای بابونه بخورید

چای بابونه باعث بهبود التهاب، اسپاسم و گاز دستگاه گوارش می‌شود. 2 قاشق چای‌خوری بابونه را به‌مدت 20 دقیقه در آب جوش دم كنید و كمی كه خنك شد میل كنید. برای برطرف شدن این مشكل لازم است چند بار در روز چای بابونه بخورید.

 


نويسنده : zekri


دلايل

دلایل پسر ها برای کات کردن رابطه با دخترها وقتی که از یه دختر دیگه خوششون اومده...

.

.

 

من اوني كه تو فكر مي كني نيستم. من....... ...

 (با معرفتاشون)

 

من نمي تونم اينجوري ادامه بدم اذيت مي شم.

(اونايي كه اصن خلاقيت ندارن)

 

من دارم ميرم خارج. مادرم اونجا منتظرمه.

(دو دره بازاشون)

 

ببين من از يكي ديگه خوشم ميآد ببخشيد واسه همه چيز.

(آخره صداقت) البته از اين ورژن موجود نمي باشد.

 

آن قدر دوست دارم كه نمي تونم باهات باشم.

(آخره خلاقيت) البته اين ورژن توانايي هندل كردن چند نفر با هم را دارد.

 

گمشو ...ديگه نمي تونم اخلاقه گندتو تحمل كنم ...

برو با همون حميده جونت دوست شو...

(اعصاب خراباشون)

 

ترو خدا باهام به هم بزن!

( دست پا چلفتي) اين ورژن تا آخر عمر هم نمي تواند دو دوست دختر داشته باشد.


نويسنده : zekri


ماه من ، غصه چرا !!؟

ماه من ، غصه چرا !!؟
آسمان را بنگـــــــــــــــر ...

 بعد صدهــــــــــــا شب و روز
مثل ان روز نخست ...
گرمـــــــــــ و آبـــــــــــــی

و پـــــــــــــر از مهــــــــــــر ،

 به مـــــــــا می خندد
یا زمینی را کـــــــــــــه ،

 دلش از سردی شب هــــــــــای خزان
نه شکست

و نه گرفت !!
بلکه از عــــــــــــاطفه لبریز شد ...
نفســــــــی از سر امید کشید ...
و در آغاز بهــــــــــار دشتــــــــی از یـــــــــــــاس سپید
زیـــــــــــــر پاهامــــــــان ریخت ...
تو منو داری و من ...
هر شب و روز ...
آرزویمـــــــــــــ ،

 همه خوشبختی توست ...
ماه من دل به غم دادن

 و از یاس سخن گفتن
کار آن هایی نیست که خدا را دارند !
ماه من غمـــــــــــ و اندوه اگر همــــــــــــ روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ،

 از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست ...
با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود ،

 که خدا هست ،

 خدا هست !!
او همانی است که در تـــــــار ترین لحظه شب ،

راه نورانی امید ، نشانمـــــــــــ  می داد ! ؟
او همانی است

 که هر لحظه دلش می خواهد ،

 همه زندگی امـــــــ ، غرق شادی باشد ! ؟


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران