باران شروع شده

 

باران شروع شده و من پشت پنجره

افسانه ي شکفتن يک دشت خاطره

 

بارش هنوز تمام نشده من عاشق شدم

هفت شقايق و هفت پرنده يک خاطره شدم


باران هنوز بارش يک ترانه است

چشم هاي خيس شاپرک خسته است


نم نم لطافت و پاکي يک لحظه يک نگاه


باران شروع شده و من پشت پنجره

افسانه ي شکفتن يک دشت خاطره


بارش هنوز تمام نشده من عاشق شدم

هفت شقايق و هفت پرنده يک خاطره شدم


باران هنوز بارش يک ترانه است

چشم هاي خيس شاپرک خسته است


نم نم لطافت و پاکي يک لحظه يک نگاه


باران شکوه پر کشيدن و رفتن است

در اوج آسمان بي ستاره آتش گرفتن است


نم نم شروع دست نوشته هاي من

روياي عاشقانه لحظه هاي خيس من


هر چه مي نويسم انگار خسته است

حرف هايم گذشته از شعر ...قصه است


باران هنوز تمام نشده من شکفته ام

بر روي قطره هاي محبت نشسته ام.


نويسنده : zekri


خنده بازار روز(2)

آگهی تبلیغاتی پخش میکنه ، میگه ، مهاجرت به آمریکا "فقط" با 500 هزار دلار

دلم میخواد برم یقه اون مجری رو بگیرم بگم لامصب برداشتت از کلمه فقط چیه ؟

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

سوار یه سیستم صوتی شدم طرف روش پراید بسته بود !!!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

یه سوال به سوالای شب خواستگاری اضافه شد :

دختر شما روزی چند تا نون می خوره!؟

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

ما هم یه روزی یه زندگی خوب و دلچسب داشتیم

تا اینکه یکی اومد و گفت:

عزیزم!واسه خودت فیسبوک نمیسازی!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

گوگل با نصیحت های من گوگل شد...

اولش گاگول هم نبود من آدمش کردم...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

بعد از سالها جستجو و نیافتن نیمه ی گم شده به این نتیجه رسیدم

خدا منو كامل خلق كرده نیمه میمه ندارم ...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

تو این زندگی‌ نصف عمرمون به فکر کردن راجبه یکی‌ دیگه گذشت نصف دیگشم

برای پیداکردن سر چسب نواری ....

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

سه تا چیز هست که هیچ وقت آدم نمیتـونه فراموششـون کنه ...

.

 

.

.

 

.

.

 

.

.

 

صبحـانه ، نـاهـار ، شـام

.

 

.

قرار نیست که همش احساساتی باشه ...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

با جواب دادن به این سوال میتوانید بفهمید افسرده هستید یا نه!

.

 

.

.

 

.

.

 

.

 

 

 

سوال:

افسرده هستید یا نه؟

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

به پسر خالم میگم :دعا کن برام ، دعای بچه ها زود اجابت میشه . . .

میگه : اگه دعاي بچه ها اثر داشت

وختی که من شیش سالم بود ، و تو اون ماشین آبیمو شیکوندی ، باید می‌مُردی !!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

تازه دارم میفهمم "موفق باشید"های استاد آخر برگه امتحان

جواب همون "خسته نباشید" هاییه که وسط درس دادنش میگفتیم!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

گلبم از دوریط میثل قونجیش طون طون میزنی فوشار میاد رو اسابم

چیه چرا میخندی!؟

"ساوات"ندارم!آما دوسیت چه دارم...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

در ایران :

تو دستشویی فکر می کنند،

تو حمام اواز می خوانند،

سر کلاس می خوابند،

تو رختخواب تلفن حرف می زنند،

موقع درس خوندن بازی می کنند،

موقع تی وی دیدن فیسبوک چک می کنند،

موقع فیسبوک چک کردن غذا می خورند،

موقع خواب بیدارند،

موقع بیداری خوابند،

سر کار روزنامه می خوانند،

و اوقات فراغت کار می کنند...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

این همه سال واسه بدن زحمت بکش

صبحا زود از خواب پاشی

هر روز ورزش کنی

لب به سیگار و مشروب نزنی

غذای چرب و شیرینی و نوشایه و سرخ کردنی نخوری

تموم قوانین پزشکی رو تموم و کمال رعایت کنی ...

بعدش یه وحشی بیاد با موتور بزنه بهت ناقصت کنه !

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

کاربردهای مختلف " مُردن " در فرهنگ بیـانی مـا:

برو بمیر : برو گمشو !

بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !

می میرم برایت : عاشقتم !

می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟

مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟

نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !

مردیم تا ... : صبرمان تمام شد !

مرده : بی حال !

مردنی : نحیف و لاغر !

مُردم : خسته شدم!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

یک خانم 45 ساله که یک حمله قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود ...

در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند حضرت عزرائیل رو دید و پرسید:آیا وقت من تمام است؟

حضرت عزرائیل گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید .

در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد

کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم .

فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!

از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت

كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.

بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد

در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .

وقتی با حضرت عزرائیل روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه

فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟

حضرت عزرائیل جواب داد :

اِاِاِا شمايييييييد نشناختمتون !!!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

 


نويسنده : zekri


خنده بازار روز(1)

بعضی از پسرا رو که می بینم دلم می خواد بهشون بگم:

خوشگل خانوم کدوم ارایشگاه میری ؟؟؟

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

اگه قرار باشه یکی از خوابات تعبیر بشه

اونی که داشتی تو جزایر قناری تعطیلاتت رو سپری میکردی نیست.

اونیه که سوسک بالدار پریده و صاف نشسته وسط صورتت...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

دقــت کـــردیــن وقتی‌ توی یه جمعی‌ یکی‌ میگه اون تلویزینو کمش کن

یکی‌ دیگه از اونور میگه اصن خاموشش کن . . . !!!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

کلاس ، داشتنیه … گذاشتنی نیست …!

جهت اطلاع عرض کردم !

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

به بابام گفتم حس داشتن یه پسر خوب چه جوریه !؟

گفت نمیدونم برو از مامان بزرگت بپرس ...!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

یه ضرب المثل ایرانی هست که هیچی نمیگه

همینطور فقط زل میزنه تو چشات !

(من عاشق این ضرب المثلم)

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

فضولي از اونجايي شروع شد

كه خدا دوتا فرشته رو مامور كرد اعمال انسان رو يادداشت كنن!!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

بارون که میزنه آدم ناخوداکاه یاد سه چیز میفته:

سهراب و شعرش

قمیشی و صداش

شهردار و عمش !

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

تلویزیون داره میگه :

جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن ...

یهو مامانم برگشته میگه :

مسیرشون مشخصه دیگه ...

اینترنت ..آشپزخونه...

اینترنت...دستشویی...

اینترنت...تخت خواب ...!!!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

از آزادی سوار تاکسی شدم تا صادقیه میگم چقدر شد

میگه 400تومن

میگم همش دو قدم راهه 400تومن!!

میگه اینطوری قدم برداری شلوارت پاره میشه

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

يکى از دوستام بينيشو عمل کرده، ابروهاشو تتو کرده، گونه گذاشته، مژه مصنوعى گذاشته

لنز گذاشته، تو موهاش موى مصنوعى گذاشته و...

اونوقت يه دختر ساده طفلى از جلومون رد شده، دوستم برگشته به من ميگه: دختررو ديدى چه ايکبيرى بود؟!!!

چند لحظه فقط نگاش کردم خودش فهميد منظورمو...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

تو اتوبوس نشستم با راننده گرم گرفتم ازم پرسيد چي خوندي؟

گفتم: كامپيوتر

گفت ميتوني يه سي دي آهنگهاي باحال واسم بزني

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

اعتماد به نفس کاذب + بی ادبی + پررویی + حسادت +

ایرادگیری + دورویی + دروغگویی

= برنده ی بفرمایید شام!!!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

دلتنگی عین یه جای شکستگی روی عینک آدمه

هر جا نگا میکنی میبینیش

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

اینقــد بدم میاد از اینهایی که دماغ میخرن چسبشو نمی کنن!!!!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

پیر شدم آخرشم نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بوده ؟؟

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

خدایا این دوست دارم هایی که از چین وارد ایران شده است از لب همه ی ایرانی ها پاک کن...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

رفتم خونه ديدم ماهي از تنگ افتاده بيرون

داداشم ميگه يعني مرده؟

ميگم په نه په دوگانه سوزش کردم وقتي آب نيست با هوا کار ميکنه

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

ما مجردا دو دسته لباس داریم:

1) کثیف

2)کثیف ِ قابل پوشیدن

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

بزی که ما به دهنش "شیرین" نیومدیم.....

همون بهتر که از " گُشنگی" بمیره....

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

شانس ما همیشه تو سینما یا تئاتر

صندلی جلویی یه خانومی نشسته که موهاشو اندازه گنبد امام زاده داوود بالا برده

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

یه زمانی بود که اگر کسی می‌خواست با یکی وارد رابطه بشه به طرفش می‌گفت

قول می‌دی برای همیشه کنارم بمونی...؟!

الان طرف می‌گه قول می‌دی آویزونم نشی و هر وقت دلم خواست گورت رو گم کنی از زندگی‌م بری بیرون.......

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

آیا شست جورابتان سوراخ شده است؟

آیا جوراب دیگری ندارید؟

آیا از بیرون افتادنِ شستِ پایتان خجالت میکشید؟

ما برای شما راه حلی داریم:

 

.

.

 

.

.

 

.

.

 

.

.

 

لنگه ها رو جابجا کن،سوراخش میفته رو انگشت کوچیکه معلوم نمیشه ...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

هایده خدا بیامرز ثابت کرد خوانندگی هیکل نمیخواد!!!

اندی هم ثابت کرد خوانندگی قیافه نمیخواد!!!

اما،امــــــــــا حسن شماعی زاده ثابت کرد

خوانندگی نه تنها قیافه و هیکل نمیخواد، بلکه نیازی به صدا هم نداره!!!

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻

من نمی دونم اون استادی که ترم قبل از درسش افتادم

این ترم دوباره با چه رویی می خواد بیاد سر کلاس ...

☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻☹☺☹☻


نويسنده : zekri


چگونه فکر دیگران را بخوانیم؟

آیا مایلید به افکار کسی که کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان نیز بشناسیم اما این شناخت در مواجهه ي حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران برایمان به ارمغان می اورد. اکنون با توجه به نکات ارائه شده می توانید از روی هر یک از حالات زیر افکار آن ها را بخوانید:

 

خوددار

 اگر شخصی دست هایش را پشت کمر خود قفل کند این امر نشان می دهد که وی خود را به شدت کنترل کرده است . دراین حالت او سعی دارد خشم یا احساس نا امیدی را از خود دور کند. این فرد در واقع نشان می دهد که از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است و می تواند در حالات مختلف بر خشم یا ناامیدی خود غلبه کند . در این حالت بهتر است با این فرد به آرامی ارتباط برقرار کرد

 

تدافعی

 اگر انگشتان دست ها به بازو گره خورده باشد این حالت نشان دهنده ي حالت تدافعی در برابر حمله غیر منتظره و ناگهانی یا بی میلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشت ها مشت شده باشند حالت بی میلی شدیدتر است در این حالت بهتر است با آرامش با شخص مورد بحث برخورد شود تا کم کم از حالت تدافعی خود خارج شده و ارتباطی زیبا را شروع کند

 

متفکر

 گره کردن دست ها به دسته های صندلی نشان می دهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است این حالت شاید بیشتر در مسافران مظطرب هواپیما به هنگام پرواز و فرود دیده شود.

 بسیاری از افراد این حالت را به نوعی رسیدن به تصمیمی بزرگ می دانند اما روانشناسان بالینی می گویند که حتی اظطراب نیز نشانه تفکر فرد است

 

دقیق

 وقتی شخص انگشت سبابه خود را روی صورت و بقیه دستش را بصورت گره کرده در پایین صورتش قرار میدهد یعنی که فرد مورد نظر بسیار دقیق است. این حالت نشان میدهد که شخص با دقت زیاد به صحبت های شما گوش میدهد و یک یک کلمات شما را می سنجد و در عین حال در چهره او حالت انتقادی نیز به چشم میخورد اما این انتقاد جنبه دوستانه دارد و شاید بیشتر به منظور برقرار یک ارتباط بین دو نفر است

 

دودلی

 انگشت های گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده ي حالت تردید و دو دلی است . او به صحبت های شما و صحت گفته هایتان تردید می کند . در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد به گفته ي برخی از روان شناسان نگاه خیره همیشه نشانه دو دلی است چرا که ثابت قدم و محکم بودن نگاه انسان را نیز مصمم و با اراده می سازد. شاید چون از نگاه شما تردید و دودلی آشکار است دیگران برای قدم جلو گذاشتن و دوست شدن با شما ترید دارند

 

بی گناه

 دست هایی که روی سینه قرار گرفته باشند بهترین نمونه برای حالت بی گناهی و درستکاری است. این حالت به عقیده اکثر روانشناسان اثر باقیمانده ای از شکل سوگند خوردن است که در آن دست را روی قلب قرار می دهند. حالت تواضعی که در این عمل وجوددارد می تواند به شما بگوید که این فرد به رغم آنکه خود به بی گناهیش اذعان دارد ولی نمی داند چگونه آن را به اثبات برساند و در عین حال بسیار مایل است تا دوست صمیمی برای بیان آنچه در قلبش می گذرد داشته باشد

 

مطمئن

 دست هایی که به کمر زده می شود در مردها نشان دهنده ي آن است که فرد به آنچه می گوید اعتقاد و اعتماد کامل دارد. خانم ها هنگامی که دست خود را به کمر می زنند نشان می دهند که به آنچه می گویند اطمینان دارند. اما در هر دو مورد این حالت به ما می گوید که فرد به هر حال احساس اطمینانی در گفته ها و رفتار خود دارد که می تواند به سادگی این شرایط را به دیگری نیز منتقل کند

 

مرموز

 دست های مشت شده در زیر چانه نشان می دهد که شخص نظریاتش را پنهان می کند و به شما اجازه می دهد تا صحبت خود را تمام کنید. آنگاه زمانی که حرف های شما پایان یافت در کمال آرامش به شما و نظریات شما حمله می کند. شگرد جالبی است. شخص ابتدا اطمینان شما را جلب میکند و سپس در نهایت آرامش به شما می گوید که شما و نظریاتتان را قبول ندارد

 

ظاهر ساز

 در این حالت شخص آرام بنظر می رسد اما این آرامش پیش از توفان است این حالتی است که بیشتر روسا بخود می گیرند تا خود ر ا بگونه ای به زیر دستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه و جذابیت آن ها نیز کم نشود. ظاهرسازی معمولاً از آن دسته حالت هایی است که در بیشتر افراد دیده می شود ولی نوع آن ها با یکدیگر متفاوت است . اما به هر حال حالت خوبی از یک فرد برای شروع یک ارتباط محسوب نمی شود.

 

مالکیت

 قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی- میز-سکو و (نشانه ي حالت مالکیت است. در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و از این طریق آرامش خود را نشان دهد. روان شناسان این حالت را حالت مالکیت می دانند که در نهایت به عقیده ي فرد مورد نظر به موفقیت وی در کارها منجر خواهد شد

 

اعتماد به نفس

 تکیه زدن به صندلی درحالتی که دست ها پشت سر قفل شده نشان دهنده ي اعتماد به نفس قوی است . اگر شخصی در این حالت صحبت می کند به گفته های خود اعتماددارد و اگر به صحبت های شما گوش می دهد به خود زحمت ندهید ا و خود همه ماجرا را می داند.


نويسنده : zekri


مگه نگفتید

مگه نگفتید

"رنگین کمان پاداش کسانی است که تا آخرین قطره زیر باران می مانند !" ؟

من که باهاش همراه شدم.

من که پا به پاش گریستم،

هق هق هایم را بهش هدیه کردم.

من که جزئی از بارون شدم!

پس رنگین کمانم کو؟

رنگین کمانم رو پس بدید.

کسی رنگین کمانم رو دزدید آیا؟

می خواهم پرواز کنم.

آری با رنگین کمانم می خواهم پرواز کنم.

سرسره ی رنگینم رو پس بدید.

اگر رنگین کمانم رو ازم گرفتید

خواهشی دارم؛

بارانم رو ازم نگیرید.

من بی باران هیچم.

من بخشی از بارانم.

مگر نمی دانستید؟

من فرزند بارانم.

مادرم آسمان،

پدرم ابر و خواهرم خورشید است

رنگین کمان نیز تنها دوستم!


نويسنده : zekri


پـــ ن پـــــ های جدید و بامزه

 

به مامانم ميگم من ميرم کارواش،
ميگه ماشينم مي بري؟
ميگم پ نه پ دارم ميرم اونجا دوش بگيرم ...

به دوستم میگم گرفتنم بردن پاسگاه ، میگه بازداشتگاه؟؟؟؟
پ نه پ اونجا نشسته بودیم با رئیس پاسگاه از خاطرات رزمندگان در 8 سال دفاع مقدس و قمقمه حسین فهمیده صحبت می کردیم!

تو خیابون از یه دختره خوشم اومد بعد از کلی دردسر تونستم راضیش کنم بهم گفت حالا واقعاً از من خوشت اومده ؟؟؟ پ نه پ شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید !!!!!

رفتم تو کوچه دارم ماشین می شورم همسایه مون اومده میگه ااا ماشین می شوری
پ نه پ حوصله ام سر رفته دارم با ماشینم آب بازی می کنم!!

رفتیم رستوران گارسون اومده میگه چیزی میل دارین؟؟؟
گفتم پ نه پ غذامونو همین الان خوردیم گفتیم بیایم اینجا آروقشو بزنیم دور هم بخندیم!!

رفتم واسه ثبت نام رانندگی زنه میگه واسه آموزش اومدین !؟؟!! گفتم پ نه پ پول میدم که منو سوار ماشینتون کنین بشینم رو پای راننده قان قان کنم !!!!

با گل رفتم بيمارستان
نگهبان ميگه گل براي مريضتون آوردين
گفتم پ نه پ اومدم خواستگاري تو با اين سيبيلات... ...

داشتم تلويزيون مي ديدم
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من ميگه داشتي مي ديدي؟؟؟!!!
پ نه پ داشتم گرمش مي کردم تا شما بياي ببيني!!!!! ...

به راننده تاکسیه میگم مرسی نگه دارید می گه پیاده ميشی؟؟پ نه پ می خوام ببینم لنت و ترمزت سالمه؟

رفتم مرکز اهدای خون دختره بهم میگه اومدین خون بدین؟ گفتم پ نه پ خوناشامم اومدم یه 4لیتری خون بگیرم شب دور هم با بچه ها شب نشینی داریم

ماشینمونو گاز سوز کردیم دوستم اومد دید مخزن گازو گفت اِاِاِ شمام گاز میزنین؟؟؟؟ گفتم پ نه پ واسه اینکه تنوعی باشه ما لیـس می زنیم

رفتم داروخونه...ميگم باند دارين؟ميگه واسه زخم؟...پ نه پ...بانده فرودگاه حياط خونمون خراب شده...بابام همين جور داره با هواپيماش دوره خونه مي چرخه.!!

خواب دیدم دارن میبرنم جهنم.گفتم خدا کاره بدی کردم؟گفت پ نه پ تو بهترین بودی میخوام واسه ارشاد گناهکارا بری

به يارو ميگم يه سي دي نوحه بزن واسم . ميگه غمگين باشه ؟پ نه پ نوحه ي شاد از شماعی زاده بزن مجلس ختم بزن بكوب را بندازيم


سیگارو میبینه تو دستما...!!!! بازم سوال میکنه سیگار می کشی؟؟؟
پ نــه پ میخوام با دودش مثل سرخپوستا باهات رمزی حرف بزنم ببینم به چند زبان غیر زنده تسلط داری ...!!!!

بابام داره با شیر و دوش حموم ور میره ، سه ساعت با شورت دم در حموم یه لنگه پا وایسادم
بر می گرده می گه : اِ اِ اِ ...! می خوای بری حموم؟!!!
پ نه پ اومدم مسابقات پرورش اندام ، منتظرم برگردی برات فیگور بگیرم

جلو توالت عمومی
…آقا ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین.؟ پ نه پ ما سوسکیم اومدیم نهار

آقا کامپیوتره خونه رو آورده واسه ویروس کشی میگه با نرم افزار ویروس کشی میکنین پ نه پ میندازیمش تو آب جوش تا پاستوریزه شه ویروساش بمیرن

دوستم میگه: ماشینتو تو روزنامه تبلیغ کردی میخوای بفروشیش؟ پـَـَـه نــه معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم.

به دوستم می گم سجاد پسر عموت دیروز اومده بود پیشم. میگه سجاده ما؟ پــ نه پــ امام سجاد اومده بود صحیفه سجادیه رو واسش جلد کنم!!!

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم
پـَـَـ نــه پـَـَــ خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف تشک انداخته بودم داشتم قلیون می کشیدم

یارو تو مترو داره چراغ قوه می فروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل می کنم

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده می ریزم تو نعلبکی خنک بشه

دوستم میگه امروز چندمه ؟ میگم یکم ، میگه یکم مرداد ؟ پـَـ نـَـ پـَـ امروز یکم فروردینه ،
عیدت مبارک عمو جان بیا یه بوس بده

سر سفره ي عقد ، حاج آقا: عروس خانم برای مرتبه سوم می پرسم ، وکیلم ؟
عروس: پـَـ نـَـ پـَـ با منصور قرار دارم میخوام برم

بیرون دفتر فرماندم واستادم .دفترچه مرخصی تو دستم. آمده بیرون میگه مرخصی میخوای؟گفتم :
پـَـ نـَـ پـَـ دلم تنگ شده بود آمدم یه سر ببینمتو برم آسایشگاه

همسایمون عروسی داشتن .دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟
پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه...

رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!
میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!!!

پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان... پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟... میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!!!!...

تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟
پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین.

تو اتاق نمونه گیری آزمایشگاه به مریضه میگم : سابقه بیماری خاصی داری ، میگه :
واسه صحت جوابای آزمایشم می پرسی؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواستم بدونم اگه واقعا ًمریضی سر نمازدعات کنم خدا شفات بده!!!!!!!!!

ساعت 8 صبح كلاس داریم .منم خمیازه می كشم و دهنم یه متر باز میشه .
استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت

تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم
ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته

مراسم تدفین بابا بزرگم بود یارو اومده میگه پدر بزرگتو دارین خاک میکنین؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ بذرشو داریم میکاریم اب بدیم سبز کنه بعد یه بابا بزرگه دیگه در بیاد

سره کلاس دستمو بردم بالا سوال کنم.استاده میپرسه سوال داری؟؟؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بینم کولر باد میده یا نه که خداروشکر حل شد!!

تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در
…. گفتم بله ..
دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ..لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.

وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!!!!

نشستیم داریم "سقوط آزاد" میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟
پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن ... شهرک سینمایی رو آب کردن

گزارشگر فوتبال میگه محمد قاضی یه بازیکن دو پاست.
پـَـ نـَـ پـَـ ما فکر کردیم چهار پاست، تازه شاخ هم میزنه!

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.
پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتندوسرش شانه زدند!!!

اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم ... رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم

من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ
آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ راهنمای 473 ، بفـــرمائید! .

بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش. فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟
پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!!!

رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ100محبت کنین. اورده تست کرده میگه میبری؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!!!!

دیروز یه حلزون پیدا کردم به دادشم نشون دادم میگم ببین چه خشگله.میگه اینو از تو باغچه پیدا کردی؟
پـَـ نـَـ پـَـ این حلرزون گوشمه.جاش تنگ بود اون تو آوردمشون بیرون یه نفسی تازه کنه

بابام دستشوییه ... دارم درو محکم میکوبم ... اومده بیرون میگه چیه ؟ . . . داری ؟
میگم پـَ نـَـ پـَـ شما مقابل دوربین نقطه جوش پی ام اسی هستید ...متاسفانه جایزه مارو از دست دادید

با کلی تلاش و زحمت و بدبختی دنبال اتوبوسه میدویدم و دستام رو مثه میمون اینور اونور میکردم که بلاخره پشت چراغ قرمز وایساد. اومدم دم در نفس زنون میگم آقا درو میزنی؟
میگه می خوای سوار شی؟ پـَـ نـَـ پـَـ می خوام پیاده شم این مدت هم خیلی زحمتتون دادم.

ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته

یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟ پــــــ نــه پــــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم.


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـــ نــه پــــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه.


زنگ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای بیایی تو ؟ پـــ نــه پــــــ میخوام ببینم اف ف سالمه یا نه.


صبح رفتم کنکور بدم. مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـــ نه پـــ اومدم اینجا برم دسشویی.


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟ میگه خط تلفن؟ پـــ نــه پــــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم.


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ پـــ نــه پــــــ اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم.


دندونم درد میکرد رفتم پیش دندونپزشک. منشیش دراومده گفته واسه دندونتون اومدین؟؟ پ نه پ مواد جاسازی کردم تو دهنم اومدم دکتر دربیاره برام.


رفتیم قهوه خونه قلیون بکشیم یارو میگه اومدین قلیون بکشین؟؟؟؟ پ ن پ اومدم قهوه خونه سیگار بکشم عصمت قلیوناتو ببرم زیر علامت تعجب.


زنه شیکمش اومده جلو، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـــ نــه پـــ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش.


یکی زنگ زده میگه شما رضایی میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـــ نــه پـــــ من رضام صدای تو رو شنیدم الزایمر گرفتم یادم نیست !!!


از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـــ نــه پــــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!


تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ پـــ نــه پــــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم.


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟ پـــ نــه پــــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده


میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـــ نــه پــــــ میخوام قزل الا صید کنم.


خواهرم از بیرون میاد خونه. میبینه پشت سیستمم... میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟ پـــ نــه پــــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!


بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟ میگم پـــ نــه پــــــ اوردیم خون بده بریم.


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟ چیزی پرید تو گلوت؟ گفتم پـــ نــه پــــــ دارم خودم رو آماده پرواز میکنم.


آهنگ گذاشتم واسه خودم دارم بیریک میرم مامانم اومد گفت داری میرقصی؟؟؟ په نه په فردا امتحان تربیت بدنی داریم دارم خودمو آماده میکنم.


از دانشگاه برگشتم خونه مامانه میگه اومدی ؟ پ ن پ..... هنوز تو راهم این داداش دوقولومه اومده چند روز جامونو با هم عوض کنیم.


خونه فامیلامون بوودیم پسر خالم از در اوومده تو میگه: توام اینجایی؟! په نه په من خونمونم این روح سرگردون حافظ شبرازیه که بچه ها احضارش کردن و ولش کردن.


- تا 6 صبح با دوستم چت میکردم بهم میگه میخوای بری بخوابی؟ پـــ نــه پـــ میخواستی برم جای خروسه امروز اذون بگم.


داداشم ریش بزی گذاشته ذوق کردم میگم واسه خودته؟! پ ن پ ریشای بز بز قندیه واسه 2 ،3 هفته کرایه کردم!


سوسکه بدلیل سوء هاضمه دمر افتاده پوکیده! به داداشم میگم: مرده؟ می گه : په نه په داره دراز نشست میره چربیا شیکمشو اب کنه!


تو خیابون از یارو میپرسم ساعت دارید میگه میخاید بدونید چنده؟ پ نه پ میخوام مدل ساعتتو ببینم لنگشو بخرم ست شیم!!!!


رفتم داروخانه می گم مسواک می خوام می گه واسه خودت می خوای؟ پ نه پ می خوام فرچش کنم باهاش دستشویی بسابم.


سه بار توی فیس بوک پوک کرده، هر بار جوابش رو توی نیم ثانیه داده ام، زنگ زده میگه: ا توی فیس بوک هستی الان؟ پ نه پ خودم ساین آوت کرده ام، انگشتم جا مونده.


رفتم بقالی میگم آقا یه شیشه آب بدین لطفا، میگه : آب معدنی؟ پـــ نــه پـــــ آب فاضلاب، می خوام چرخه
ٔ بازیافت رو توی دهانم انجام بدم.


به خانمه تو بانک میگم خودکار دارین؟ میگه میخوای چیزی بنویسی؟ پ نه پ میخوام باش نودل چینی بخورم !!!


اینجا (شمال) همین الان بارون گرفت بابام بیدار شد میگه اااه بارونه؟ پ نه پ چندتا پرنده دارن رد میشن اومدن جیش کنن به شانس ما.


استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟ من دستمو بردم بالا. استاد: میخوای جواب بدی؟ من: پــــ نه پــــ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد.
 


نويسنده : zekri


آیا میدانید:

آیا میدانید: ایران ۱۰۱۸ شهر دارد

آیا میدانید: گرده گل هرگز فاسد نمی شود

آیا میدانید: بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است

آیا میدانید: زرافه تازه متولد شده ۲ متر قد دارد؟

آیا میدانید: که مورچه در مایکروویو زنده میماند ؟

آیا میدانید: خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است

آیا میدانید: فورییه ۱۸۶۵ تنها زمانی بود که ماه کامل نشد

آیا میدانید: طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ – ۴۰۰ نانومتر است

آیا میدانید: بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است ؟

آیا میدانید: نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند ؟

آیا میدانید: کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است

آیا میدانید: به طور میانگین هر فرد ۱۱۴۰ بار در سال تلفن میزند ؟

آیا میدانید: گرانترین کفش دنیا ۱میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است

آیا میدانید: در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد

آیا میدانید: که هر۵۰ ثانیه ۱ نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود

آیا میدانید: که استرس تا ۵ برابر سیستم ایمنی بدن را پایین میآورد

آیا میدانید: شانس شبیه بودن دو اثر انگشت ۱ به ۶۴ میلیارد است ؟

آیا میدانید: شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است ؟

آیا میدانید: مسواک باید حداقل ۲ متر با دستشوئی فاصله داشته باشد

آیا میدانید: در کازینو های قماربازی las Vegas هیچ ساعتی وجود نداره

آیا میدانید: که بیست درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد

آیا میدانید: ۶۰ گاو قادر هستند در عرض کمتر از ۱ روز ۱ تن شیر تولید کنند

آیا میدانید: خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود ۳ متر است

آیا میدانید: برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳,۵ تن گیاه در گذشته مدفون شده است

آیا میدانید: که شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟

آیا میدانید: با دویدن می توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد

آیا میدانید: که کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد

آیا میدانید: اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود

آیا میدانید: که زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر اون قرار داره؟

آیا میدانید: که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانید: که گرمترین نقطه جهان نقطه ای بنام گندم بریان در کویر لوت ایران با ۷۵ درجه گرما می باشد ؟

آیا میدانید: که تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی صحبت میکنند، بیشتر است ؟


نويسنده : zekri


قحطي عشق

اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم،

اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود.

 تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم

و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه ي سيب داشت گيرمان مي آمد

 حسابي كيف مي كرديم.

 

سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد

 و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود.

 

صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت،

 بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد،

خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب.

وغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود،

 

نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت

 و پو شيدن كفش آديداس يك رويا بود.

 

همه اينها بود، بمب هم بود و موشك و شهيد و ...

 

اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد!

 

يادم هست با تمام فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد

 بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود.

 

همسايه ها از حال هم با خبر بودند،

لبخند بود،

مهرباني بود،

 خب درد هم بود.

 

امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند

 و هرچه بخواهيد و نخواهيد در آن ها هست.

 از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت،

داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا...

 

و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده

 به سوي بازارها هجوم مي بريم.

 

مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيآيد!

مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود!

 اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است.

 

 مي شود كتاب ها نوشت...

 

خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم.

 

هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش!وزیرآب زنی بقیه!

 

قحطي امروز قحطي انسانيت است

 

قحطي همدلي

 

قحطي عشق

 

در دنيا هيچ چيزي به اندازه آموختن براي ساختن يك زندگي انساني اهميت ندارد

 و اين آموزش از هر قوم و مليتي مي تواند باشد.

انتشار اين مطالب شايد بتواند به اندازه ذره اي ناچيز در ترويج گزينه هاي مثبت رفتار عمومي

 و فرهنگ سازي موثر باشد.


نويسنده : zekri


کمی تا قسمتی

کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاری
سوارانی که در راهند می گویند می باری

تو را چون لحظه های آفتابی دوستت می دارم
مبادا شعله هایم را به دست باد بسپاری

مبادا بعد از آن دیدارهای خیس و رویایی
مرا در حسرت چشمان ناز خویش بگذاری

زمستان بود و سرمایی تنم را سخت می لرزاند
و من در خواب دیدم در دلم خورشید می کاری

هوا سرد است و نعش صبح روی جاده می رقصد
عطش دارم بگو:
کی بر دلم یک ریز می باری

 

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
*****
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت.

من كي هستم؟

روي هر3 عدد كليك كنيد

1-2-3

 


نويسنده : zekri


نــشــد

به خــداحافــظـی تــلـخ تـو سـوگــنـد نــشــد

کـه تـو رفــتـی و دلـم ثـانـیـه ای بـنـد نـشـد

 

بـا چـراغـــــی هـمه جـا گـشـتـم و گـشـتـم در شـهـر

هـیــچ کـس ! هــیـچ کـس ایـنجا به تـو مانـنـد نـشـد

 

خواسـتـنـد از تـو بگویـنـد شـبـی شـاعـرها

عـــاقـبـت بـا قــلــم شــرم نوشـتـنـد : نـشـد

 

فریاد :

دل دیوونه ی ما با این صحبت ها شاد نمیشه

یک دم از غم دوری تو آزاد نمیشه

 

سکوت غوغا می کنددردل ماتم زده ی ما

شکستن این بغض سنگین جز به دست فریاد نمیشه . . .

 

دریا :

دل من یاد دریا می کند گاهی

به فکر ساحل فردا می کند گاهی

 

برای دور افتادن ز غم ها گریه

در‎ ‎روزها‎ ‎و شب ها می کند‎ ‎گاهی . . .

 

لعنت :

هر کاری که می کنیم بی سرانجام است لعنت

هر راهی که می رویم منتهی به دام است لعنت

 

برسردر عشق و دوستی باید حک کرد

بر هر چی رفیق بی مرام است لعنت . . .

 

انتظار :

خیلی وقته چشم هایم از فکر تو بارانیست

سال هاست دریای دلم از عشق تو طوفانیست

 

دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن

خدایا انتظار دیدن یار چقدر طولانیست . . .


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران