آخرین مطالب انجمن های ایران-ک

پاسخ:چگونه توزیع داده های یک متغیر را نرمال نماییم؟ چند سوال مرتبط

غلط های مصطلح در تجارت اینترنتی را بشناسیم ...

رابطه قد و موفقیت چیست؟

Notwithstanding how Approvingly Does Minion Programme Placard Cost?

پاسخ: ترجمه برگر فصل 5و6و7

آموزش و مراقبت از پوست چرب

فهرست مهمترین معایب برندهای مشهور فناوری

مطالبی برای جلوگیری از اسیب به مردان ...

درس هایی که در هیچ مدرسه ای یاد نمی گیریم

توصیه های اخلاقی و تربیتی امام جواد(ع)

خطاهای موقع نصب آفیس 2010

زندگی نامه استیو جابز

پاسخ: Re:Hamed.H

دانلود

اصولی برای دعوای منصفانه!

ترجمه برگر

برترین دانشگاه های انگلستان را بشناسید...

۱۰ دلیل اصلی تمام نکردن روابط عاطفی ناسالم چیستند؟

پردرآمدترین مشاغل ایران کدام هستند؟

آشنایی با زخم ها ...

استـیو جابــز ایران کیست؟

آموزش انتخاب گیاه مناسب برای خانه

بررسی دقیق نقاط ضعف و قوت آندروید ۴

بورس چیست؟

اعتراض کنید ...

قدم های موفقیت را بشناسید ...

پاسخ:دانلود و کتاب آموزشی نرم افزار کامفار COMFAR

90 نکته آموزنده ...

چرا بعضی ها از بقیه سرسخت ترند؟

پاسخ: ترجمه 8 و 9 استنباط برگر

 


نويسنده : zekri


خنده بازار آخر هفته(18)


مشـــغول رانندگي تو جاده ام..
از فاصله دور پلـــيس واسم دست تکون ميده و ابراز ارادت مي کنه !
خيلي آدماي با محبتي هستــن !
چطوري از اين فاصله منو شــــناختن !؟
يکيشون جوگير ميشه تا وسط جـــاده مياد!
...
با حرارت خاصي واسم دست تکــون ميده !!
چراغ مي زنم وبا حرکت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب ميدم !
دفترچه و خودکار تو دستشه ؛
ميخواد ازم امـــضا بگيره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد !
اشک تو چشام حلقه ميزنه از اين همه احساسات پاک و بي آلايش !!!!

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده

دعای شب امتحان

الدعا فی لیالیّ الامتحانیه

اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش.

آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه

راه مبارزه با خواب شب امتحان

استفاده از چوب کبریت بین پلک بالا و پایین

نوشیدن قهوه و چای پر رنگ به مقدار فراوان

بهره گیری از آب یخ

اقدام به خود زنی

یادم آید روز دیرین، خوب وشیرین، اول ترم، وقت بسیار، درس اندک…

اما اینک روز آخر، روز تلخ امتحانات، آخر ترم، وقت اندک

درس بسیار، درس بسیار، درس بسیار !

بوی شوم امتحان آید همی, یار صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم وتعلم خسته ایم،دل به امید تقلب بسته ایم

مابرای کسب مدرک آمدیم،نی برای درک مطلب آمدیم !

پیش از آن که با استاد مــَچ شوی /  لحظه ی امتحان دادنت ناگزیر می شود!

آی سرکوفت و ضد حال همیشگی /  ناگهان چقدر زود آخر ترم می شود!

هان ای کسانی که ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید

اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه ي شما را زیر و رو کند !

ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان !

به اندازه ي چای داغ شب های امتحان دوست دارم

اما …..  اضطراب نمی گذارد

نه گرمایت را حس کنم نه آرامشت را !!

من همه کتابامو۲ دورکامل خوندم، توچطور؟

ستاد ایجاد وحشت میان دانشجویان

شیر یا خط دانشجویی :

اگه شیر اومد می خوابم !

اگر خط اومد فیلم میبینم !

اگه راست ایستاد درس می خونم !!

قانون پایستگی واحد :

واحد ها نه از بین می روند و نه پاس می شوند

بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !

این منم ، تازه از سر جلسه امتحان بلند شدم

همه چی عادیه ، هیچ چیز غیر طبیعی نمی بینید !

پوشک دانشجویان ایزی لایف مخصوص امتحانات !

الا یا ایـها ممتحنون چـرا هستیـد نگرون؟

بشینید و بخوانید و بدانید که امتحان فردا هست آسون!!!

درس خواندن چقدر دلگیر است در اتاقی که از تو خسته شده

گوش دادن به تیک تاک زمان زل زدن به کتاب بسته شده

توصیف شب امتحان

شب سوانح وسوختگی آنجای دانشجو.شبی که در آن  نسکافه و قهوه

از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند

شب ر ق ص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب  بر روی سسلسله

اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو

تقلب چیست

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن

شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو

این روزها هیشکی درس نمی خواند !

شما چطور!؟

تو باهوشی تو حافظه خوبی داری مطمئنم قبول میشی.

.پیامک تلقینی ، شاید فرجی شد

حالا وقت برای درس خوندن داریم، کووو. . .تا فردا

زمزمه های شیطانی شب امتحان !

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است !

 (کی اس الیت)

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم می زند !

آلبرت انیشتین

امتحان اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است !

چیه؟ پریدی رو گوشی بیبنی کی اس ام اس داده ؟ این جای درس خوندنته ؟

هنوز که نرفتی د برو د .. دههه !

 

 


نويسنده : zekri


چند عکس بامزه !




خنده بازار آخر هفته(17)

شِنبِمِه (shenbeme) چیست !؟

اضحار وضعیت یک قمی ،

وقتی لب ساحل به او شن چسبیده باشد !

عجیبه ….. یه جای کار اشکال داره !

یه عده نه به پدرشـون رفتن نه به مادرشـون اونا فقط و فقط بر باد رفتن ….

هروقت ساعت سه – چهار صب خوابیدم صبش عین آدم بیدار شدم .

اما اگه دوازده یک بخوابم باید با بیل بیدارم کرد .

خدایا درخواست ری استور فکتوری داریم

گاهی چقدر سخت است، تشخیص این که:

منطق بر احساس ارجحیت دارد، یا احساس بر منطق !

به فرزندانمان در کودکى

وقت بیشترى براى عروسک بازى بدهیم

تا وقتى بزرگ شدند با آدم ها بازى نکنن….!

یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم

که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام!

بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو

من که حلالشون نمی کنم!

بعضی ها برای به جایی رسیدن

و بعضی ها بعد از به جایی رسیدن

همه چیز را زیر پا می گذارند ….!!

عشق که آپشن نداره

خودت باش کسی ام خوشش نیومد ،

نیومد اینجا مجسمه سازی نیست

یه وقتایی دیگه حسش نیست غصه بخوری

رسما” غصه تو رو میخوره

دوستم: چقد مامان بابات خوب و مهربونن :)

من: واسه اینکه تو اینجایی !

از میان تمام بازی های کودکانه

تنها” یادم تو را فراموش “را خوب بلد بودی

ندانستن عیب نیست ،

فضولی کردن عیب است !

میگه: چرا زن نمی گیری؟

میگم: مرسی من همین طوری راحتم

میگه :‌آخه ما ناراحتیم تو راحتی:))

تویى که میگى : دیگه مثل من پیدا نمی کنى !

واقعا فکر می کنى بعد از تو ، دنبال یکى مثل تو می گردم !؟


مامان بابام دعواشون شده بود ۳ روز بود قهر بودن…

بابام قبل از اینکه بیاد خونه زنگ زد بهم گفت بیا پارک سر خیابون کارت دارم!!!!

من :|

رفتم گفتم جانم؟

برگشته میگه ببین عزیزم ۳ شب هست که شام درست حسابی نخوردیم داریم هر شب نون و ماست میخوریم ، ۳ شبه رو کاناپه دارم میخوابم کمرم تا نمیشه پدرم درومده!!!

من :-؟

گفتم خوب چیکار کنم؟ دعوا نکنین خوب …

برگشته میگه ببین عزیزم باید یه فداکاری این وسط اتفاق بیوفته!!!

من :O

گفتم بابا حرفات بـــــــــــــــو داره یعنی چی؟!!!

برگشته میگه مامانت از قهرمان بازی خیلی خوشش میاد، تو باید الان که رفتیم خونه با مامانت الکی جر و بحث کنی بعد من بلند شم بزنم تو گوشت بگم ببند دهننتو نباید به مامانت از گل نازک تر بگی …

من :|

 

میگن یه روز نگهبان بهشت میره پیش خدا گلایه میکنه که:

آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟

ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون!

آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز می کنم ، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است!

یک سری شون حوری های بهشت را با تهدید آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شیتیلی میگیرن.

بقیه حوری ها هم مرتب میگن مارو از لیست جیره ایرانی ها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شدیم و از ریخت افتادیم.

اتحادیه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نمیخوان به دیدن زنان ایرانی برن چون اونقدر آرایش کردن و اسپری مو سرشون زدن که

هاله تقدسشون اتصالی کرده و فیوزش سوخته

در ضمن خانم های ایرونی از غلما نها مهریه میخوان.

هفته ي پیش هم چند میلیون نفر تو چلوکبابی ایرانی ها مسموم شدن ودوباره مردن.

چند پزشک ایرونی به حوری ها بند کردن که الا و بلا بیایید دماغتونوعمل کنیم.

خدا میگه:

ای فرشته ي من! ایرانیان هم مثل بقیه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت!

مردی برو یک زنگی به نگهبان جهنم بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!!

نگهبان بهشت میره زنگ میزنه به نگهبان جهنم ... دو سه بار میره روی پیام گیر تا بالاخره نگهبان جهنم نفس نفس زنان جواب میده:

جهنم، بخش ایرانیان بفرمایید؟

نگهبان بهشت میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟

نگهبان جهنم آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونی ها

اشک منو در آوردن به خدا! میخوام خودمو بازنشست کنم خدایی!!!

شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو می کنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!

تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!...

حالا هم که... ای داد!!! مرتیکه ییییییی......!!!!!!چیکار به اون داری!!!!!؟؟؟؟؟

نگا تو رو قرآن داره سربسر زنای طبقه هفت میذاره

سرشو کرده تو حموم ذوبشون!!

اونورم اعتراضه چند تاشون که روی زمین مهندس بودن میگن پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم!!

دارن امضا جمع میکنن که پل باید پهن تر بشه!!

هوووووووووووووو!!! آقا نکککککن!!!! بهت میگم نکن بی نا......!!! !!

لعنتی بیام چوب به......!!!!!

اوخ اوخ! من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن!!

 


نويسنده : zekri


خنده بازار آخر هفته(16)

خیلی وقته این سوال ذهن منو به خودش مشغول کرده

که چرا به جای :دی از :بهمن استفاده نمیکنن !

هیچی بدتر از این نیست خسته بخوابی جلو تلویزیون

ببینی کنترل گم شده و بخوای بلندشی دنبالش بگردی …..

حتی اگه ۸ تا یخچال فریزر ساید بای ساید هم تو خونه باشه

از نظر مادر ۹۰ درصد قبض برق مال کامپیوتره!!!

و خداوند انسان هایی را آفرید که به اشتباه فکر می کنن خوشمزه هستن

بدین سان اعصاب بشریت به فنا رهسپار گشت :|

با مامانم دعوام شده …

رفتم سر گوشیش می بینم شمارم رو پاک کرده !

باعرض سلام و خسته نباشی خدمت نیمه ي گمشده ام ،

 کدوم گوری هستی نکبت؟؟؟

آهای ماریو منو یادته؟؟؟

من همونیم که کل دوران کودکیمو واسه نجات دادن دوست دخترت هدر دادم !!

 کصافط!!!!..

دقت کردین قبلاً هر چی موبایل کوچکتر بود

با کلاس تر بود،الان هر چی بزرگتر باشه!!!

اگه از خونه زدی بیرون، و صد متر جلوتر یادت افتاد که تلفونتو جا گذاشتی

و بر نگردی برش داری، یعنی‌ تنهایی‌ آقا، تنها

بعضی ها پشت فرمون چنان با دقت، ظرافت و پشتکار عجیبی

با انگشت دماغشون رو حفاری می کنن

انگاری عسلویه ست الانه که نفت و گاز بزنه بیرون!!!

دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ

دست تمنایی به سویم دراز کرد

خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه

دنیا عوض شده است

کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال عشق …

به داداش کوچیکم میگم یکم ورزش کن مثل من هیکلت ورزشکاری بشه

برگشته بهم میگه:

تو که هیکلت مثل آدم دست راستی میمونه ، که با دست چپ نوشته باشه !

از نظر هندوانه

تمام انسان ها چاقوکش هستند !

کسی که بیشتر از ۳ دفعه پشت سر هم بهت گفت ازت متنفرم

عاشقته تضمینی !

شما هم وقتی پول مول تو جیبتون نیست احساس نا امنی می کنین ؟

یا فقط من اینجوریم !؟

تو کافی‌شاپ دختره مدام دستش‌و می‌کشید رو دست پسره، پسره‌م لبخند می‌زد

دستم‌و کشیدم رو اون یکی دستم، اصلن خنده‌دار نبود!

دقت کردین هروقت یه خواب خوب میبینی صب پاشی یادت نمیاد

اما کافیه یه خواب ناجور ببینی ، تا شیش ماه تو مخته !

برای شنیدن صدای که دوستش می داری همین لحظه هم بسیار دیر است

افسوس خواهی خورد زمانی را که آن سوی سیم ها کسی بی احساس می گوید

برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمی باشد!

ایرانسل در آینده ای نزدیک:

مشترک گرامی چه خبر؟ مامان بابا خوبن؟

بچه کوچولو چه طوره؟ الهی ایرانسل قربونش بره :-*

مشترک گرامی یه طرح دارم پاییزه یکی سیم کارت بخر ، دوتا ببر

یکی میارم در خونتون یکی می دم به عموتون یکی هم واسه عمتون !

مشترک گرامی کاری باری نداری فعلا ؟ قربونت ایرانسل !

دوستم تعریف می کرد می گفت :

با دوست دخترم رفتیم برا اهداء عضو ثبت نام کردیم و این حرفا

آقا مارو جو گرفت هرچی بود تیک زدیم :)

خدا نکرده اگه اتفاقی بیوفته برام ، فقط پوستم میمونه

تو یه نایلون میارن در خونه تحویل میدن !

 

 

 

 


نويسنده : zekri


خنده بازار آخر هفته(15)

اسپانيايي ها ميگن :

“عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ”

ايتاليايي ها ميگن:

“عشق يعني ترس از دست دادن تو !”

ايراني ها ميگن :

“عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود !”

دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!

دیروز به استاد گفتم :

استاد دو دیقیقه اومدیم خودتون رو ببینیم همش که پا تخته ای

بیا بشین دیگه !

کل کلاس له شدن:)) منم انداخت بیرون !

حتی اگر از دوران مهد کودکتون چشاتون ضعیف باشه

از نظر پدر و مادرتون این کامپیوتر صاحاب مرده باعثشه !

تازه فهمیدم ((موفق باشید)) آخر برگه امتحان

در جواب تمام خسته نباشید هایی هست که وسط کلاس به استاد می گفتیم !

دقت کردین ؟ شهرام شب پره قرص اکس سرخود است !

یکی از بچه ها می گفت امسال همه تولدمو تبریک گفتن به جز خانوادم

توقع داشتم ازشون ناراحتم

گفتم برو خدا پدرتو بیامرزه

والا بابا ننه ما اصن نمیدونن ما چه سالی چه ماهی دنیا اومدیم  :|

دهه هفتادی بود !

ای خدا دهه شصتی اینقد بدخت آخه :|

دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت:

چطوری سیبیلو؟

دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد:

وقتی تو ابرو بر می داری و مو رنگ می کنی و گوشواره میندازی

من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه !

باباهامون جلوی باباهاشون پاشونو دراز نکردن

ما پاهامونو دراز کردیم اما به احترامشون جلوشون سیگار نکشیدیم

بچه هامون اگه تو جمع نزنن زیر گوشمون شانس آوردیم !

به سلامتی دزد دریایی …

که همه رو با یه چشم میبینه !

لعنتی….. !!!

روزهایی که به تو نیازدارم …

مصادف شده با

روزهایی که ازمن دوری….

هم عاشقتم , هم ازت متنفرم ,

میانگین که بگیری می بینی برام مهم نیستی !

یعنی من خودم رو یه یک لحظه جای این دخترای مجرد میزارم

خیلی حالم گرفته میشه که پسر خوشتیپ و خوشگل و تحصیل کرده ای مثل من قصد ازدواج نداره !!

به سلامتی مادرا که وقتی با جارو برقی میان تو اتاق انگار چنگیز خان حمله کرده..!

قلابت را بدون طعمه بینداز ،

 اینجا پر است از ماهیانی که از زندگی سیر شده اند

من عاشقانه دوستش دارم

و او عاقلانه طردم می کند

منطق او، حتی از حماقت من هم احمقانه تر است

پسر : عصبانی میشی خیلی خوشگل میشی …

دختر : من که الان عصبانی نیستم.!!

پسر : منم همینو میگم، الان مثه بزی..!!!

دختر : چی میگی آشغال؟

پسر : آها اینو میگم، الان خیلی خوشگلی ….!!

انگار ۹۰% از خستگی آدم تو جورابشه !

این جورابو که در میاری راحت میشی

یه پسرخاله دارم به باباش میگه پدر، به مامانشم مادر

میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم !

 

 

 

 


نويسنده : zekri


خواب دیدم ماهی ام پرواز می کند

 

دیشب خواب دیدم ماهی ام دارد پرواز می کند.

کوچکتر که بودم ساعت ها کنار تنگ ماهی قرمزی که از شب عید مانده بود می نشستم، نگاهش می کردم

و توی دلم می گفتم خوش به حالش این تنها موجود زنده ایست که همه ی عمرش را پرواز می کند




حکایت تصویری از سرنوشت تلخ یک فرنگی در ایران

ایرانیان استاد تعارف

 

"طلای سرخ"، "ملکه میوه‌های خوش طعم و بو"، "میوه سرسبد" و عناوین دیگری که در همایش‌ها و جشنواره‌ها در مورد توت فرنگی به‌کار برده می‌شود. همایش‌هایی که صندلی‌‌های پنج ردیف اول آن برای مسئولان دستگا‌ه‌های اجرایی به ترتیب اهمیت اختصاص یافته است.




کلماتی که دوست ندارید در اتاق عمل بشنوید

حرف هایی که دوست ندارید در اتاق عمل بشنوید:

• اووووووووووه !!! پس اشتباه بریدم!

• کسی ساعت مچی منو ندیده؟!

• دیشب تا دیر وقت مهمونی بودم. یادم نمی آد هیچوقت تو عمرم آن قدر …….. !

• وای! صفحه ی ۴۷ دستورالعمل جراحیم پاره شده!

• منظورت چیه که باید پای چپشو می بریدیم؟!

• فوراً یه عکس از این زاویه بگیر. این یکی از عجایب خلقته!

• بهتره این تیکه رو نگه داریم. ممکنه برای تشریح به درد بخوره!

• ولی کتاب من اینجوری نمی گه! کتاب تو چاپ چندمه؟!

• فوراً اون تیکه گوشت رو برگردون!

• صبر کن ببینم! اگه این طحالشه، پس اون چی بود؟!

• پرستار لطفاً اون گوشت رو به من بده. اون گوشته … همون چه می دونم… اون عضوی که نمی دونم چی بود دیگه!

• اوه! زود دوباره همه ی بخیه ها رو باز کنین. یکی از پنس ها کمه!

• اگه فقط یادم می اومد که این کارو چه جوری هفته ی پیش توی کلاس بازآموزی انجام دادند خوب بود!

• لعنتی! بازم چراغ ها خراب شد!
گریه نوزاد

• می دونی؟ پول خیلی هنگفتی میشه توی تجارت کلیه به جیب زد. اوه! اینجا رو! این آقا یه کلیه اضافه داره!

• همه برن عقب وایسن! لنز چشمم افتاد بیرون!

• میشه قلبش رو یه مدت از تپیدن بندازی؟ تمرکزم رو به هم می زنه!

• خیلی خب بچه ها… این برای همه مون می تونه یه تجربه ی جدید باشه!

• می دونستی این مریض خودشو یک میلیون دلار بیمه ی عمر کرده؟ الان زنش تلفن زد و گفت !!

• اشکالی نداره. همون قیچی رو بده. کف زمین رو که تمیز کردن. نه؟!

• یادته بخش تشریح می گفت حاضره ۱۰۰۰ دلار برای یه جسد تر و تمیز بده؟!

• چی؟! منظورت چیه که اینو واسه عمل نیاورده بودن؟!

• کاش عینکم رو توی خونه جا نمی ذاشتم!

• این مریض بیچاره اگه اشتباه نکنم زن و بچه داره. نه؟!
در انتخاب رشته آگاهانه عمل کنید.(قسمت دوم)

• پرستار نگاه کن ببین این آقا برای اهدای عضو ثبت نام کرده بوده یا نه؟!

• خدای من! منظورت چیه که ازش برای قبول مسئولیت مرگ امضا نگرفتین؟!

• نگران نباشین. فکر می کنم این تیغ به اندازه ی کافی تیز باشه!

• چیه؟ چرا اینطوری نگاه می کنین؟! تا حالا ندیدین یه دانشجو اینجا جراحی کنه؟!

• الو؟ سلام عزیزم. چی؟! منظورت چیه که طلاق می خوای؟!

• من که نمی دونم این چه عضویه! ولی به هر حال زود بذارش وسط بسته یخ!

• عجله کنین. من نمی خوام این قسمت سریال رو از دست بدم!

• این گاز خنده خیلی باحاله. می شه یه کم دیگه شو امتحان کنم؟!

• پس بچه کو؟! مگه مریضو برای سزارین نیاورده بودن؟! اینجا اتاق عمل شماره چنده؟!

• هی پرستار! یه ست جراحی دیگه روی اون یکی میز باز کن. اون مریض هنوز داره تکون می خوره!

• مطمئنی که بعداً ازمون شکایت نمی کنه؟!

• معلومه که من این عمل رو قبلاً هم انجام دادم پرستار. تقریباً ۲۰ سال پیش بود!

 

 


نويسنده : zekri


دانشجو های دانشگاه آزاد نخونن ( طنز )


همان روزی که فرزندم بشد وارد به دانشگاه

برآمد از درون سینه ام از غصّه وغم آه

بشد دانشجوی آزاد ومن دربند وبیچاره

چرا که نیک می دانم هزینه ساز و سرباره

از این پس الوداعی بایدم با خنده و شادی

و با هر چه پس انداز و حقوق و پول و آزادی

شروع گردید دوران ریاضت ، سختی و حرمان

هرآن چیزی بنا کردم بشد درلحظه ای ویران

زدم چوب حراج بر فرش و تخت و تی وی رنگی

همه چیزم بشد قربانی این کار فرهنگی

به خون دل نمودم جور، پول ثبت نام او

حدیث و داستان و قصّه بود، موضوع وام او

از آن ترسم که تا پایان تحصیلات فرزندم

وتاگیرد لیسانس خویش این دردانه دلبندم

نه سقفی روی سر باشد نه فرشی زیر پای من

به جای خانه گردد محبس و زندان سرای من

شود او فارغ التحصیل و ساقط گردد از من حال

شود« جاوید» دراو حسرت شغل و زمن هم مال

 

 


نويسنده : zekri


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید