

فصل های پیش از این هم ابر داشت
بر كویرم بارشی بی صبر داشت

اینك اما عده ای آتش شدند
بعد كوچ كوه ها آرش شدند

بعضی از آنها كه خون نوشیده اند
ارث جنگ عشق را پوشیده اند

بزدلانی كز هراس ابتر شدند
از بسیجی ها بسیجی تر شدند

تو چه می دانی تگرگ و برگ را
غرق خون خویش، رقص مرگ را

تو چه می دانی سقوط «پاوه» را
«عاصمی» را «باكری» را «كاوه» را

هیچ می دانی «مریوان» چیست؟ هان!
هیچ می دانی كه «چمران» كیست؟ هان!

هیچ می دانی بسیجی سرجداست؟
هیچ می دانی «دوعیجی» در كجاست؟

این صدای بوستانی پرپر است
این زبان سرخ نسلی بی سر است

با همان هایم كه در دین غش زدند
ریشه اسلام را آتش زدند

پای خندق ها احد را ساختند
خون فروشی كرده خود را ساختند

زنده های كمتر از مردارها
با شما هستم، غنیمت خوارها

بذر هفتاد و دو آفت بر شما
بردگان سكه! لعنت بر شما

باز دنیا كاسه خمر شماست
باز هم شیطان اولی الامر شماست

با همان هایم كه بعد از آن ولی
شوكران كردند در كام علی

زخمی ام، اما نمك... بی فایده است
درد دارم، نی لبك.... بی فایده است...





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید