دوشنبه 14 اسفند 1391


بيابان را سراسر مه گرفته است
میگويد به خود عابر
سگان قريه خاموشند
در شولای مه پنهان
به خانه میرسم
گل كو نمیداند
مرا ناگاه در درگاه میبيند
به چشمش قطره اشكی بر لبش لبخند
خواهد گفت: بيابان را سراسر مه گرفته است ...
با خود فكر میكردم كه مه
گرهمچنان تا صبح میپائيد
مردان جسور از خفيه گاه خود به ديدار عزيزان باز میگشتند.
(احمد شاملو)





