جوك +خنده ويژه آقايان....

شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد
رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !

در زندگي هر دختري يك سوال هست كه تا آخر عمر او را همراهي مي‌كند . . . . . . . . . . . . .

حالا چي بپوشم؟

گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود
گر پسران کشته شوند کل جهان ليته شود ( لیته نوعی ترشی )

فرهنگ لغات زن ها :
۱-آره یعنی نه
۲- نه یعنی آره
۳- ما باید با هم حرف بزنیم یعنی فقط بشین و گوش کن
۴- چقدر من رو دوست داری ؟ یعنی گندی زدم که می خوام بگم
۵- دو دقیقه ی دیگه حاظرم یعنی دو ساعت علافی

زن به شوهر: میخوام یه حقیقتی رو بهت بگم ، من یه ماه که حاملم !
مرد: خودت از پنجره می پری بیرون یا من بندازمت؟
زن: چرا اونوقت؟
مرد: واسه اینکه منم میخوام یه حقیقتی رو بگم!
زن: چه حقیقتی؟
مرد: من ۴ سال پیش رفتم دکتر کلاً سیستمم رو تعطیل کردم.
در اینجا زن میرود و خود را بسیار مسالمت آمیز از پنجربه بیرون پرت می کند !

توضیحات پروفایل بعضی از دخترا : آرومم ، صبورم ، مهربون ، دوست داشتنی ، خــــــانوم ، از دروغ بدم میآد ، وفادارم ،،،، یهو می گفتی زن زندگی ام و دنبال شوهر می گردم دیگه....ای

انسان اولیه وقتی از سر کارش برمی گرده خونه تصمیم می گیره بره دوش بگیره به زنش میگه پس لباس های من کو ؟
زن : امروز تلویزيون برنامه آشپزی داشت باهاش دلمه برگ مو درست کردم


نويسنده : zekri


عشق حقیقی ...

 

خیلی تنهام...

 

 

از تنهایی خسته شدم ...

 

 

 

منتظر یه عشقم ...

یه عشق حقیقی   ...


کاش یه عشق واقعی میومد و منو همراش می کرد ...

کاش همه ی عشق ها واقعی بودن ...

مثل کویری که منتظر بارونه ...

 

کاش...

 

 


نويسنده : zekri


این افراد را شناسایی کنید !

مطمئنا با یک نگاه آن ها را می شناسید.
اگر نشناختید نام هر یک پایین عکس آن ها نوشته شده است.
اگر هم انگلیسی بلد نیستید که دیگه بیخیال ،
برید سراغ مطلب طنز بعدی !

منبع:
http://www.tooptarinha.com/forum/showthread.php?tid=22118

نويسنده : zekri


صحبت گل سرخ از باران

صحبت گل سرخ از باران و
صحبت باران از گل سرخ است،
اما هي باد مي‌آيد،
آمدن، وزيدن، و افعال ساده‌ا ي ديگر.
با اين همه، وقتي که وزيدنِ باد ... هي بي‌جهت است،
يعني چه!؟ هي علامتِ حيرت! هي علامت پرسش؟

گل سرخ، پياده اي مغموم است
گوشه‌ي يک پارک قديمي شايد
خواب دامنه‌ئي دور از دست را مي‌بيند.
پس چرا پي ستاره در پياله‌ي آب مي‌گردي گلم!؟
يک امشب نخواب و بر بام باد برآ،
سينه‌ريز ستارگانِ باکره را به نرخ يک آواز ساده خواهي خريد.

فکر مي‌کني من بي‌جهت به اين زبانِ هفت ساله رسيده‌ام!؟
نه به جان نسيما، نه!
به خاطر همه‌ي آن خواب هامان در نيمه‌ ي راهِ بيم و باور است که چانه مي‌زنم
باد که بيايد، باران که بيايد
تو بايد به عمد از ميان آوازهاي کودکان بگذري
چترت را کنار ايستگاهي در مه فراموش کن
خيس و خسته به خانه بيا
نمي‌خواهي شاعر باشي، باران باش!
همين براي هفت‌پشتِ روئيدنِ گل کافي است،
چه سرخ، چه سبز و چه غنچه...
!

منبع:

http://www.tooptarinha.com/forum/showthread.php?tid=22115


نويسنده : zekri


پرشورترین دریاچه جهان در معرض نابودی

 

 

 

 

 مطلب ارسالی ازshaghayegh


نويسنده : shaghayegh


شما هویج نیستید!


در ایران پسرهایی پیدا می شوند که اگر دختر موردعلاقه شان به خواستگاری آن ها جواب منفی بدهد، یکی از این گزینه ها را انتخاب می کنند:
۱. اسیدپاشی
۲. قتل روی پل مدیریت
۳. تجاوز یا آدم ربایی
۴. اتاق تمساح ها

آن وقت توی چین، پسری به اسم«چنگ کان» هست که بعد از شنیدن «نه» از دختری به اسم «ژائو»، رفته تحقیق کرده و دیده او از عروسکی به شکل هویج در یک انیمیشن خیلی خوشش می آید. بنابراین پنجاه دست لباس به شکل این عروسک هویجی (که ده هزار پوند برایش آب خورده) تهیه کرده و به تن خود و ۴۹ نفر از دوستانش پوشانده و با همین اکیپ و تیریپ، رفته جلوی یک فروشگاهی و دوباره از «ژائو» خواستگاری کرده و البته موفق شده!



به نظر شما چرا پسرهای ایرانی در این جور مواقع دست به این جور ابتکارها نمی زنند؟
الف. چون هویج شدن به اندازه آن چهار گزینه اول، هیجان ندارد
ب. چون در چین، دختر کم است و در ایران زیاد
ج. چون منتظرند «ابتکار چینی» هم به بازار بیاید بروند بخرند
د. چون خودشان هویجند

 


نويسنده : zekri


ترک چرخ زدن با خر


نويسنده : zekri


تصاویری ازتبریز شهر زیبایی ها/قسمت اول

 




ارشمیدس در حمام

طنز - معروف است که یکی از بزرگ‌ترین کشفیات ارشمیدس در حمام صورت گرفت و وی شوق‌زده، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد و فریاد کشید «یافتم، یافتم».

روزی که ارشمیدس به حمام رفت، لابد چرک بود. اما به جای این که کیسه بکشد شروع به بازی و غوطه‌خوردن در آب کرد. پایین می‌رفت و بالا می‌آمد، باز پایین می‌رفت و بالا می‌آمد، خیلی آرام، یک بار دیگر که پایین رفت یکهو از آب بیرون جست. فریاد کشید: یافتم، یافتم...

کسانی که حمام نرفته‌اند نمی‌دانند که فریاد در حمام چه انعکاس پرابهت و چندباره‌ای دارد. پژواک صدا در خود صدا می‌پیچد و باز ارشمیدس انگار که «مویش» را می‌کشند از ته دل فریاد می‌زد: یافتم، یافتم...

اولین گمان این بود که ارشمیدس سنگ پا پیدا کرده است، اما تا آن روز کسی برای سنگ پا اینطور نعره نکشیده بود. آن هایی که به ارشمیدس نزدیک‌تر بودند بی‌اختیار ذهن‌شان به ثروت و جواهری رفت که ارشمیدس از روی خوش‌شانسی و اتفاق آن را پیدا کرده است که فریاد در فریاد ارشمیدس انداختند: مال ماست، مال ماست...

اما ارشمیدس بی‌اعتنا به همه‌چیز و همه‌کس و حتی لباس‌هایش، از سر شوق، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد.




قوانين مردونه از زبان يک مرد که بايدخانم ها بخونن تا آبروي آقايون بره!!!


لطفاً دقت کنيد که تمام اين قوانين با عدد يک شماره گذاري شدن يعني هيچ کدومشون برتري نسبي به ديگري ندارن:




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران