به این میگن آخر شانس!!!


نويسنده : zekri


خوشبختی چگونه هر روز به ما چشمک می زند؟

چه موقع از روز از خواب بیدار می شوید؟

تا به حال شاید زیاد در مورد کسی شنیده باشین که “خیلی آدم خوشبختی ست“. خب من اینجا می خوام در مورد اسرار خوشبختیه این دسته آدم ها به شما بگم. البته نه در مورد همه ی این آدم ها اما به قدر کفایت در مورد پایه های موفقیتی که هر روز این آدم ها می سازن چیزهایی هست که شنیدن آنها خالی از لطف نیست.

 

سحر خیز باشین.

 برای هفته ای که در پیش دارین نیم ساعت زودتر از خواب بیدار بشین و به کارهاتون برسین. اگر که بعضی از کارهاتون رو سریع تر انجام دادین پس هفته بعدش کمی زودتر از خواب بیدار بشین. ابتدای روز بهترین وقت برای انجام بسیاری از کارهاست چونکه بسیاری از دل مشغولی های شما هنوز شروع نشده مثل: جواب دادن به ایمیل هاتون، توییت هاتون و همچنین پست های وبلاگ تون.

 

سر تیتر روزنامه ها را بخونین و به تماشای اخبار بنشینین.

 نه تنها شما باید از اوضاع و اخبار جهان پیرامون تون با خبر باشین بلکه شما باید اول نفری باشین که از اینها برای خودتون و برای تجارت تون فرصت بسازین (البته اگه شما نفر اول باشید) قبل از اینکه نفر اولی باشین که بخواهید یک لیوان چای دبش سر صبح نوش جان کنین.

 

برای کسی که ممکنه شما را استخدام کنه یا موجب پیشرفت شما بشه ای میل بفرستین.

 می تونین ای میلی بفرستین که نشون بده شما به چه تعهداتی پایبند هستین و یا چه محصولی را تولید می کنین برای نمونه می تونین ای میلی که محتوی لینکی از نمونه محصول شماست را برای شخص مذبور بفرستین با پیامی خیلی کوتاه.

 

با دوستان و همکارانی که مدت هاست که از هم بی خبرید ارتباط برقرار کنین.

 حال شون رو بپرسین، ببینین که چه کاری الان انجام می دهند و بهشون پیشنهاد کمک بدین. این جوری باعث پیشرفت بقیه بشین و به قولی روزشون رو بسازین.

 

نوشته ای دست نویس برای یک دوست بنویسین.

 جدا. این هنری است که به دست فراموشی سپرده شده و تاثیر عجیب و شگرفی دارد. همیشه یه نفر هست که می تونین از اون تشکر کنین و یا بهش گوشزد کنین که کارش درست نبوده.

فهرستی ساده ولی بسیار موثر. فقط کافی ست که برای یک ماه هر روز هفته این پنج کار را انجام بدین. اون وقت هست که می تونین به من بگین که آره تو درست می گفتی ولی اگه اشتباه می گفتم اون وقت شاید من حداقل بتونم وقتی که لنگ ظهر از خواب بیدار می شین براتون یه چای تازه دم بیارم.


نويسنده : zekri


خنده بازار روز(7)

مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید:

- میتونم بهت اعتماد کنم ؟!

در تاریخ حتی یک مورد هم نوشته نشده

که کسی در پاسخ گفته باشد : نه من صلاحیت ندارم و آدم امانت داری نیستم!

این را باید بفهمید نه اینکه بپرسید!!!

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

تو گذشته مي گفتن پزشك محرمه ،

كم كم عكاس و فيلم بردار هم محرم شدن ،

حالا هم كه دى جى و گروه موسيقى محرم شدن !

اين جور كه من فهميدم فقط داداشاى عروس و دوماد نامحرمن !!

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

يارو ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﯿ ﺪﻭﻧﯽ ﻓﺮﻕ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﺰ ﭼﯿﻪ؟

 ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﻗﻬﺮ ﻣﯿ ﮑﻨﻪ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﻣﯿﺮﻩ...

يارو ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﯿﺎ ﺑﺎﺑﺎ شوخي كردم ، ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

مکالمه ای بین من و مادرم:

-مامان

- جونم

- داشتم ماست می خوردم

- نوش جونت پسرم

- ریخت رو فرش

- کوفتو بخوری نکبت...

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

يارو لب دریا نشسته بود ,هی می گفت ماشالا ماشالا،

 ازش پرسیدن چرا هی میگی ماشالا ؟

میگه : پسرم نیم ساعت رفته زیرآب هنوز بالا نیامده !

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

يارو میره دكترمیگه آقای دكترمن فراموشی گرفته‌ام.

 دكتر میگه: چندوقته این بیماری رو دارین؟

میگه: كدوم بیماری؟

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

من هیچ وقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...

حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ً

میگه :

الان اومــــــدم بکــــشمـــــــِــــت...

 اَه لعنتی پتو داره نمیشه!

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

بدون هیچ گونه تردیدی یکی از درهای جهنم مخصوص کسانی است که

بعد از گفتن یک جوک راجع بهش توضیح می دن ...

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

زنگ زدم پشتیبانی میگم: چرا سرعت اینترنتم کم شده؟

میگه: چون کندی سرعت دارین!

گفتم اجرت با سید الشهدا خیالم راحت شد،

 یه خانواده از نگرانی در اوردی ! پس دلیلش اینه!

 البته خودمم شک کرده بودم!

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

کلمه wc را به 8282 ارسال کنید تا از خالی بودن

دستشویی خود آگاه شوید

: قیمت 75 ریال :: ایرانسل

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

کی گفته زبان فارسی آسونه ؟

حالا جاهای خالی رو با (بله) یا (خیر) پر کن تا بفهمی:

.....من مغز ندارم. .....من احساس ندارم. .....من یه احمقم.

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

چند وقت پيش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که

بزنه تو صورتم...!

منم يهو رفتم تو فاز هندي گفتم:

بزن بابا..!

بزن !

بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه...!

بزن که بفهمم هنوز بي صاحاب نشدم...!

بزن بابا!

و در نهايت ناباوري بابام زد تو گوشم

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

ظهر تو خونه دراز کشيده بودم و TV مي ديدم

که متوجه شدم که يه نفر از تو کوچه داره

اسممو با بلندگو صدا ميزنه

اولش فکر کردم شايد با کس ديگه ايي کار داشته باشه  اما

بعد از چند ثانيه اسم و فاميلو با هم صدا زد

رفتم تو کوچه ديدم يه وانت سبزي فروشي

جلو در خونه ايستاده بهش گفتم منو از کجا مي شناسي

گفت مامانت سر کوچه ازم

سبزي خريدو گفت بيام اينجا صدات کنم که بياي بگيري.

آخه ببین چطور با آبرو آدم بازي ميكننننننننننننننننننننننننننننن

☺☻♥♦♣♠•◘○◘•♠♣♦♥☻☺

لحظات از آن شماست؛
آبی، سبز، سرخ، سفید
رنگ هایی را که بایسته است بر آن ها بزنید؛
روزهایتان رنگارنگ
سال
1391پيشاپيش بر شما مبارک

….

´¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
…. دریای آبی آرام….

…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
¸.•*´¨`*•. ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•


نويسنده : zekri


روزی ما

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت.

 

روزی که کمترین سرود

بوسه است،

و هر انسان

برای هر انسان

برادری‌ست.

روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند

قفل،

افسانه‌یی‌ست

و قلب

برای زندگی بس است.

روزی که معنای هر سخن دوست‌داشتن است

 

تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی.

روزی که آهنگِ هر حرف، زندگی‌ست

تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست‌وجوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه‌یی‌ست

تا کمترین سرود، بوسه باشد.

روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود.

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم...

 

و من آن روز را انتظار می‌کشم

حتي روزی

که دیگر

نباشم.

 

/شاملو/


نويسنده : zekri


تصاوير منتخب روز1
[تصویر:  qwtcw7clnm4ht008mnvp.jpg]

[تصویر:  zynsga4jc8zwdlx1c2c4.jpg]

[تصویر:  9i36sc5e0t3v5qtjdswe.jpg]

[تصویر:  xsxk50uowxcl29eapayv.jpg]

[تصویر:  ubkiiskt6uo4wbqa6dqa.jpg]

[تصویر:  qyscwsswvq5eth9f76.jpg]

[تصویر:  akz1t93ggspfraovwly.jpg]

[تصویر:  z1cjypbrh5ak5jhr630u.jpg]

[تصویر:  w9bz61h2ozj5jgh2zc3.jpg]

لحظات از آن شماست؛
آبی، سبز، سرخ، سفید
رنگ هایی را که بایسته است بر آن ها بزنید؛
روزهایتان
رنگارنگ
سال 1391پيشاپيش بر شما مبارک

´¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
…. دریای آبی آرام….
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
¸.•*´¨`*•. ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•


نويسنده : zekri


بهترين تماشاگران دنيا


نويسنده : zekri


نبضم نمی زند

بض مرا بگیر

نبضم نمی زند

انگار مرده ام

انگار رفته ام

در برزخی که تو

آرام خفته ای

 

 

با چشم‌های باز

خوابیده ای ولی

این بار چشم تو

بیمارو خسته نیست

 

چشمان باز تو

لبخند می زند

اما سکوت تو حرفی نمی زند

بیدار شو بخند، بیدار شو ببین

اشک مرا بشوی

نبض مرا بگیر

 

نبضم نمی زند

انگار مرده ام

شاید سکوت تو تنها مقصر است

در این کویر عشق

ما جانمان یکی است

وای این سکوت تلخ

پایان زندگی است

 

حرفی  نمی زنی، نبضت نمی زند

انگار مرده ای

بی تاب می‌شوم

فریاد می زنم

وای از سکوت تو…وای از سکوت تو


نويسنده : zekri


5 عادت برای گسترش دادن تفکر

این افکار ما هستند که واقعیت ما را می‌سازند پس عاقلانه است که با بزرگ فکر کردن می‌توانید زندگی بزرگی را در هر سطحی برای خودتان بسازید—چه معنوی، چه احساسی و چه جسمانی. 5 عادت زیر به شما کمک می‌کنند تفکرتان را گسترش دهید تا بتوانید در نتیجه آنها زندگیتان را گسترده‌تر کنید.

 

1. انتخاب‌های شما سازنده نتیجه زندگیتان هستند.

برای اینکه چیزی برای خودتان بسازید، باید تصمیم بگیرید آنچه که می‌خواهید همین الان مال شماست نه یک هفته دیگر یا یک ماه دیگر یا 5 سال دیگر. باید حس کنید که داشتن آنچه که می‌خواهید چه حسی دارد و بعد تغییرات لازم را در زندگیتان ایجاد کنید. ممکن است گاهی برایتان سخت باشد که خودتان را از منطقه آرامشتان بیرون بکشید اما با نگه داشتن تصویر آنچه می‌خواهید در ذهنتان، می‌توانید تصمیماتتان را براساس آن تصویر اتخاذ کنید. سعی کنید تصمیماتتان را از نقطه‌ای بگیرید که انگار آنچه می‌خواهید را به دست آورده‌اید، نه از نقطه‌ای که واقعاً هستید.

 

2. عادات شما سازنده نتیجه زندگیتان هستند.

اگر بخواهید دونده ماراتن شوید، باید عادات و خصوصیات یک دونده ماراتن را در خود ایجاد کنید. اگر می‌خواهید یک میلیونر شوید، باید عادت‌های میلیونرها را داشته باشید. اگر می‌خواهید سلامت باشید، باید عادت و رفتارهای افراد سالم را داتشه باشید. عادت‌های جسمانی و شخصی شما باید در جهت خواسته‌هایتان باشند.

 

3. محیط شما سازنده نتیجه زندگیتان است.

از جایی که زندگی یا کار می‌کنید راضی هستید؟ باید محیطی برای خود بسازید که پشتیبان شما و هدفتان باشد. محیطی که موافق و در جهت اهدافتان باشد، به شما این قدرت را می‌دهد که بتوانید با انرژی بهتری روی میسر کردن اهداف و آرزوهایتان تمرکز کنید. محیط احساسیتان چطور؟ آیا کسانیکه اطرافتان هستند از اهداف و آرزوهایتان حمایت می‌کنند؟ محیطی که آنچه الان هستید را ساخته است ممکن است محیطی نباشد که بتواند کسی که دوست دارید باشید را بسازد. محیط عقلانیتان چطور؟ به طرز تفکر اطرافیانتان دقت کنید. اطرافتان را با کسانی پر کنید که مثبت‌اندیش هستند و مثل شما بزرگ فکر می‌کنند. اگر در اطراف کسانی هستید که مدام نگران هستند و می‌ترسند، به خاطر داشته باشید که آن ترس و نگرانی‌ها واقعیت ندارند و سعی کنید روابطتان را با این افراد منفی‌باف کمتر کنید.

 

4. بطور مداوم دماسنج فراوانیتان را بالا ببرید.

ما در دنیایی گسترده زندگی می‌کنیم که از هر چیز به اندازه کافی برای همه وجود دارد. هر چیزی که ممکن است نیاز داشته باشید یا بخواهیم در دسترس ماست، فقط به شرط اینکه آن را وارد تجربیاتمان کنیم. نمی‌توانید با ذهنی محدود، به گستردگی و فراوانی دسترسی پیدا کنید. باید انتظار آن را در زندگیتان داشته باشید و به خودتان این اجازه را بدهید که در هر سطحی زندگیتان را گسترده کنید، چه معنوی، چه احساسی و چه مادی.

 

5. روی "چراها" تمرکز کنید.

چرا این چیزیکه می‌خواهید را می‌خواهید؟ وارد هدف و علایقتان شوید. وقتی فهمیدید هدف و تمایلاتتان چه‌ها هستند، برایتان ساده‌تر خواهد بود که زندگیتان را در جهت آن اهداف و تمایلات پیش ببرید. وقتی در نظر بگیرید که چرا چیزی را می‌خواهید، ارتعاشاتتان معمولاً به سمت تمایلاتتان خواهد رفت. هرزمان به این فکر کنید که چطور، کی یا از طریق چه‌کسی این اتفاق می‌افتد، ارتعاشاتتان دوباره به سراغ مشکل و تمام دلایل اینکه چرا نمی‌توانید آن را داشته باشید، برمی‌گردد.

 

با اجرای همه این عادات در زندگیتان، متوجه می‌شوید که انرژیتان تغییر خواهد کرد. اگر اجرای همه آنها به طور همزمان دشوار به نظر می‌رسد، هر بار با یک عادت جدید شروع کنید. مطمئن باشید که زندگیتان گسترده‌تر خواهد شد.


نويسنده : zekri


۱۰ فرمانده‌ بزرگ و فاتح تاریخ دنیا


احتمالا با من هم عقیده اید که تاریخ را فاتحان می نویسند و در تاریخی که فاتحان می نویسند اغلب نیمی از ماجرا آن طور که بوده و شده، نوشته نخواهد شد. اما خوب این هم از قوانین طبیعت است و نمی شود تغییری در آن ایجاد کرد. اما با این حال از همان نصفه هم می شود در تاریخ چیز های جالبی یافت.

۱- آدولف هیتلر

هیتلر رهبری آلمان نازی و ارتش متفقین را در اکثر قاره ی اروپا و بخشی از قسمت های آسیا و آفریقا بر عهده داشت. او در جنگ جهانی دوم بر ارتش فرانسه غلبه کرد و در عین حال آمریکا، انگلستان و روسیه را نیز به عقب راند. ارتش او با تکیه بر تاکنیک های حمله ی نظامی به پیروزی های بسیاری دست یافتند. هیتلر در نهایت در جنگ شکست خورد و خودکشی کرد.

۲- چنگیز خان

چنگیز خان پایه گذار امپراطوری مغول، بزرگترین امپراطوری به هم پیوسته در جهان بود. امپراطوری مغول بخش وسیعی از آسیای مرکزی را اشغال کرد. او این کار را از طریق متحد کردن قبایل چادر نشین و پیمان بستن در شمال شرقی آسیا انجام داد، به تدریج بیشتر چین را به تصرف خود در آورد و در آسیا پیش روی کرد. امپراطوری مغول تا جایی پیش رفت که بیشتر منطقه ی اوراسیا و بخش های قابل توجهی از اروپای شرقی، آسیای مرکزی و خاورمیانه را تحت سلطه ی خود در آورد. او این پیشرفت ها را مدیون هوش بالا و تاکتیک های نظامی فوق العاده اش بود.

۳- جورجی ژوکوف

جورجی ژوکوف فرمانده ی ارتش سرخ بود که در جریان جنگ جهانی دوم باعث پیروزی اتحاد جماهیر شوروی، پیشروی در بیشتر قسمت های اروپای شرقی و محاصره ی برلین شد. او یکی از بزرگترین قهرمانان روسیه و همچنین شوروی سابق است. بعد از سقوط آلمان او فرمانده ی منطقه ی اشغالی شوروی در آلمان بود.

۴- آتیلا هون

آتیلا هون فرمانده ی امپراطوری هونیک بود که از آسیای مرکزی تا آلمان کنونی کشیده شده بود. وی یکی از خونخوار ترین دشمنان امپراطوری روم شرقی و غربی بود. آتیلا به خاطر ستمگری، مشهور بوده. او دو بار به بالکان و فراسه امروزی لشکر کشی کرد.

۵- ویلیام فاتح

ویلیام فاتح رهبری هجوم لشکر نورماندی به انگلستان را بر عهده داشت. این آخرین باری بود که کشور انگلستان توسط یک ارتش بیگانه فتح شد. ارتش او در جنگ هیستینگز، ارتش انگلستان را به عقب راند و تا شهر لندن پیشروی کرد. مقاومت ارتش انگلستان بی ثمر بود و ویلیام حکومت انگلستان را به دست گرفت. او در فرهنگ سنتی آنگلو – ساکسون انگلستان تغییرات زیادی ایجاد کرد و فرهنگ جدید آنگلو – نورمن را به وجود آورد.

۶- هانیبال بارکا

هانیبال از طریق کوه های آلپ به امپراطوری قدرتمند روم حمله کرد و رومی ها را در طی چندین جنگ شکست داد. او شخصاً در هیچ مبارزه ای شکست نخورد و بعد از پیروزی بر رومی ها به مدت ۱۰ سال ارتش خود را در ایتالیا مستقر کرد. او را به عنوان یکی از بزرگترین متخصصین تدابیر جنگی در طول تاریخ می شناسند به طوری که برخی از دشمنانش از تدابیر و روش های او در جنگ آوری استفاده می کردند.

۷- ناپلئون بناپارت

ناپلئون در جریان انقلاب فرانسه یک ژنرال بود و بعد ها کنترل کامل جمهوری فرانسه را به دست گرفت و به امپراطور فرانسه تبدیل شد. او پاشاه ایتالیا، میانجی کنفدراسیون سوئیس و محافظ کنفدراسیون راین بود. زمانی که به جزیره ی البا تبعید شد، روش حکومت و اقتصاد این جزیره را هم تغییر داد.

۸- ژولیوس سزار

ژولیوس سزار کنترل کامل جمهوری روم و ارتش های وابسته به آن را در دست داشت. او در جنگ داخلی دشمنان را شکست داد و در جنگ های خارجی نیز علیه چندین متحد پیروز شد. او در نهایت توسط بروتوس (یکی از نزدیکانش) به قتل رسید.

۹- اسکندر کبیر

اسکندر کبیر بیشتر جهانی را که در آن زمان شناخته شده بود تا قبل از ۳۰ سالگی درنوردید. او امپراطوری باشکوه ایران را از بین برد، ارتشی بسیار بزرگتر از داریوش سوم ایجاد کرد و باعث رخنه کردن فرهنگ هلنی در تمام سرزمین تحت تسلط خود شد.

۱۰- کورش بزرگ

کورش بزرگ، بنیان گذار امپراطوری هخامنشی در امپراطوری های ماد، لیدیا و نئو – بابلی بود. امپراطوری او در سه قاره گسترده شده بود. برخلاف بسیاری از سایر رهبران نظامی، به خاطر زیر ساخت های سیاسی که ایجاد کرد، امپراطوری او تا مدت ها بعد از مرگش استوار ماند. بسیاری عقیده دارند که او در دستاوردهایش از اسکندر کبیر هم موفق تر بوده است.


نويسنده : zekri


مارها وقورباغه ها

 مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آن ها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آن ها حل نشده باقي مانده است

 

اين كه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان 


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران