

پسره به دوست دخترش اس.ام.اس میده :
عزیزم.میای خونه مون؟
اگه موافقی عدد ۱ رو وارد کن
اگه مخالفی عدد ۳۱۴۱۷۱۹۲۰۲۳۴۵۷۸۹۰۷۶۶۴۶۴۶۵۵۵۴۵۵۵۴۵۵ رو وارد کن !

It is nice to be important but its important to be nice
از جملات قصار دکتر ببعی !

You know why women starts with ‘W’…
because all questions start with “W”.. !
Who ?
Why ?
What ?
When ?
Which ?
Whom ?
Where ?
&
Finally Wife..!!

غضنفر پدرش مریض میشه ، زنگ میزنن آمبولانس میاد
خانوادگی سواره آمبولانس میشن !
دکتره میگه : مریض کیه ؟
غضنفر میگه : پشت سرمون دارن با نیسان میارنش !

دیشب به قلبم گفتم :
شب ها خواب به چشم من نمی آید …
قلبم گفت :
از بس که بعد از ظهرا می خوابی !!!
بیخود ادای عاشقا رو در نیار !!!

خوشبختی یعنی اینکه :
ساعت ۱:۳۰ شب دست بکنی تو جیب کاپشنت هدفونتو برداری ،
بعد ببینی اِاِاِاِاِه یه رنگارنگ تو جیبته ، ورداری بخوری !

سلام
وقت شما بخیر
شمایی که قوز کردی جلوی صفحه مانیتور ! بله با شمام !
الهی من فدات بشم ، صاف بشین !
آآآآآآآآ باریکلا !

بچه ها میخوام با واقعیت زندگی آشناتون کنم :
بچه ها —–> واقعیت زندگی
واقعیت زندگی —–> بچه ها

من هر روز از خونه که بیرون می زنم رو یه کاغذ می نویسم “امروز قراره بمیرم”
که اگه احیانا ًمردم ، بگن یارو چقد خفن بوده ، میدونسته !!!

بعضی ها خرشون از رو پل رد میشه !
بعضی ها گاوشون میزاد !
تکلیف ما که خرمون رو پل زاییده چیه ؟؟؟

رو مانیتورم مگس نشسته ،
میخوام با موس بگیرم بندازمش تو ریسایکل بین !
سطح توهم رو داشته باشین فقط !

پشت چراغ قرمز ماشین پشت سریم دستش رو گذاشته بود رو بوق ، تو آینه نگاه کردم یه پیرمرد با کلاه نمدی !!!
هی زد … زد … زد …
پیاده شدم میگم پدر جان دنده هوایی که ندارم ! کجا برم ؟
میگه واسه تو بوق نمی زنم !!! واسه چراغ قرمز می زنم سبز شه !!!
واقعاً وضعیته ما داریم ؟؟؟

خاطرات مشترک :
وارد اتاق میشین ؛ یادتون میره چی میخواین ،
از اتاق میرید بیرون یادتون میاد که چی میخواستین !
بچه که بودید همیشه نقاشی که می کشیدید
خورشید رو اون گوشه بالای کاغذ می کشیدید !
کوچیک که بودیم فک می کردیم
واقعاً قلب توی بدن این شکلیه “♥” !
در یخچال رو آروم می بستید تا ببینید چراغش کی خاموش میشه !
سعی می کردید یه تعادلی بین وضعیت خاموش و روشن بودن کلید
چراغ ها برقرار کنید !

اولین بار که تو عمرم تقلب کردم :
سال اول ابتدایی ؛ امتحان ریاضی :
پیس پیس (خطاب به جلویم) :
گردی عدد ۹ سمت چپشه یا راستش ؟
جلوییم : چپ !!!
من : چپ کدوم طرفه ؟
جفتمون :

زدم گوشیمو نفله کردم رفت ؛
یکی نیست بهم بگه آخه زیر دوش هم جای اس ام اس دادنه ؟

با مامانم رفتیم مغازه ي تعمیرات تلفن که تلفن بی سیم خونه رو بدیم درست کنن !
یارووپ تلفنو زده به پیریز بعد با موبایلش زنگ زد که ببینه زنگ میخوره یا نه ؛
تلفن که زنگ خورد مامانم به من میگه این آقاهه شماره مارو از کجا داشت !!!
من :

رفتم دستشویی عمومی ، در رو بستم دیدم پشت در نوشتن :
زوربزن ! تو می تونی … !

من هرگز یک اشتباه رو دو بار تکرار نمی کنم !
قشنگ یه ۶ … ۷ بار تکرار می کنم که مطمئن شم !

الان شما اگه همین طوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه ،
از نظر پدر و مادرتون ، بچه ي همسایه یا بچه ي فامیل بهتر از شما بیکار میشینه !

بیااااا !
یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم !
اونوخ من یه بیست و پنش تومنی توی خیابون دیدم خم شدم وردارم خِشتکم جر خورد !

مامانم چند روزیه رفته مشهد ، دیروز لباس های تمیز تموم شدند ؛
ذخیره ی ظرف و کاسه هم نهایتاً تا دو روز دیگر جوابگوئه






























