ترانۀ زيباي «خون ارغوان ها» با صدای «منوچهر همايون پور»

زده شعله در چمن،

در شب وطن، خون ارغوان‌ها

تو ای بانگ شورافکن،

تا سحر بزن شعله تا کران‌ها

که در خون خستگان،

دل‌شکستگان، آرمیده توفان

به آیندگان نگر،

در زمان نگر، بردمیده توفان

قفس را بسوزان،

رها کن پرندگان را، بشارت‌دهندگان را

که لبخند آزادی،

خوشۀ شادی، با سحر بروید

سرود ستاره را

موج چشمه با آهوان بگوید


ستاره ستیزد و

شب گریزد و صبح روشن آید

زند بال و پر ز نو،

آن کبوتر و سوی میهن آید

گرفته تمام شب،

شاخه‌ای به لب، سرخ و گرده‌افشان

پرد، گرده گسترد،

دانه پرورد، سر زند بهاران

قفس را بسوزان،

رها کن پرندگان را، بشارت‌دهندگان را

که لبخند آزادی،

خوشۀ شادی، با سحر بروید

سرود ستاره را

موج چشمه با آهوان بگوید

 

براي دانلود:

روي تصوير كليك كنيد.



نويسنده : zekri


چند حديث در مورد تنبلي

 

رسول الله (صلی الله علیه و آله)

4. اَلْعِبادَﺓُ عَشَرَﺓَ اَجْزاءٍ تِسْعَـﺔٌ مِنْها فی طَلَبِ الْحَلالِ

عبادت ده جزء است که نه جزء آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است.

 

مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۱۲

 

امام علی (علیه السلام)

5. العَمَل العَمل، ثُمَّ النَّهایة النَّهایة، والاستِقامة الاستِقامَة، ثُمَّ الصَّبر الصَّبر، والوَرَع، إِنَّ لَكُم نَهایَة فَانتهوا اِلی نَهایَتِكُم

كار كنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری كنید؛‌ آن گاه شكیبایی ورزید و پارسا باشید. همانا شما را پایانی است؛ پس، خود را به آن پایان (بهشت) رسانید.

 

نهج‌البلاغه

 

امام علی (علیه السلام)

6. قَِلیل تَدُوم عَلیه، أرجَی مِن كَثِیر مَملُولٍ مِنه

كار (خیر) اندك، كه بر آن مداومت ورزی، از كار بسیار كه از آن خسته شوی، امیدوار كننده‌تر است.

 

نهج‌البلاغه

 

امام على (علیه السلام)

7. عَلَیكُم بالجِدّ والاجتِهاد والتَأهُّب والاستِعداد

بر شما باد به تلاش و سخت‌كوشی و مهیا شدن و آماده گشتن.

 

نهج‌البلاغه

 

امام على (علیه السلام)

8. إذا هبت أمراً فقع فیه، فإنّ شدّة توقّیه أعظم ممّا تخاف منه

هرگاه از كاری ترسیدی، خود را بـه كام آن بینداز، زیرا ترس شدید از آن كار، دشوارتر و زیان‌بارتر از اقدام به آن كار است.

 

غررالحكم، 8955

 

امام على (علیه السلام)

9. طَاعَة الله سُبحانَه لا یَحُوزها إلاّ مَن بَذل الجِدّ واستَفرَغ الجَهد

به طاعت خدای سبحان دست نیابد مگر كسی كه تلاش كند و نهایت كوشش خود را به كار گیرد.

 

غررالحكم،6009

 

امام علی(علیه السلام)

10. الشَّرفُ بِالهِمَم العَالِیه لابِالرمَمِ البَالِیه

شرافت به همت های بلند است نه به استخوان های پوسیده.

 

نهج‌البلاغه

 

امام علی(علیه السلام)

11. اقصِر هِمَّتَک عَلی مَا یلزمُک و لا تخُض فِیما لایعنِیک

همّت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری و آنچه را به کار ت نمی آید پی گیری مکن.

 

نهج‌البلاغه

 

امام علی(علیه السلام)

12. إنَّ سَمتَ هِمَّتکَ لإصلاحِ النّاس فَابدَء بِنَفسِک، فَإن تُعاطِیک صلاح غَیرِک و أنتَ فاسِدٌ أکبَر العَیب

اگر همت والای اصلاح مردم را در سرداری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی بزرگترین عیب است.

 

نهج‌البلاغه

 

امام علی (علیه السلام)

13. قَدرُ الرَّجُلِ على قَدرِهِمَّتِهِ

ارزش هر کس به اندازه همت او است

 

منتخب میزان الحكمة، 314

 

حضرت علی (علیه السلام)

15. كَفى بِالمَرءِ غَفلَةً أن یَصرِفَ هِمَّتَهُ فیما لا یَعنیهِ

غفلت آدمى را همین بس كه همّتش را در آنچه به كارش نمى‏آید، صرف كند.

 

نهج‌البلاغه

 

حضرت علی (علیه السلام)

16. كُن بَعیدَالهِمَمِ إذا طَلَبتَ، كَریمَ الظَّفَرِ إذا غَلَبتَ

هرگاه در پى‏چیزى هستى، بلندْ همّت باش و آن‏گاه كه چیره شدى، در پیروزى كریم باش.

 

نهج‌البلاغه

 

امام علی (علیه السلام)

17. آفَةُ النُّجْحِ الْکَسَلُ

آفت موفقیت تنبلی است.

 

میزان الحکمه، ج 11،ص 5184

 

امام علی (علیه السلام)

18. مَنْ دَامَ کَسَلُهُ خَابَ أَمَلُه

کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند.

 

میزان الحکمه، ج 11،ص 5184

 

امام علی (علیه السلام)

19. مِنْ سَبَبِ الْحِرْمَانِ التَّوَانِی

یکی از عوامل محرومیت سستی (در کار) است.

 

نهج‌البلاغه

 

امام حسن (علیه‏السلام)

22. اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ وَ جِدُّوا فی الطَّلَبِ وَ تِجاهِ الْهَرَبِ وَ بادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطِّعاتِ النَّقِماتِ وَ هادِمِ الَّذّاتِ

ای بندگان خدا! تقوا پیشه کرده و برای رسیدن به خواسته‏ها تلاش كنید و از كارهای ناروا بگریزید و قبل از آنكه ناگواری ها به شما روی آورند و نابود كننده لذات [مرگ] فرا رسد، به كار[های نیك] مبادرت ورزید.

 

بحار الانوار، ج 1، ص 218

 

امام حسن (علیه‏السلام)

23. وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَاَنَّكَ تَعیشُ اَبَدا وَ اعْمَلْ لآخِرَتِكَ كَاَنَّكَ تَمُوتُ غَداً

برای دنیایت چنان كار كن كه گویا برای همیشه [در این دنیا] خواهی بود. و برای آخرتت [نیز چنان] سعی و تلاش كن كه گویا فردا از دنیا خواهی رفت.

 

تحف العقول، ص408،ح 20

میزان الحکمه، ج 11، ص5186

 

امام صادق(علیه السلام)

29. تَرْکُ التِجارَﮤِ ینْقَصُ الْعَقْلَ

رها کردن کسب و کار، عقل را کم می‌کند.

 

وسائل‌الشیعه، ج۱۷، ص۱۴

 

امام صادق(علیه السلام)

31. کُلُّ ذی‌صَناعَةٍ مُضطَرًّ اِلی ثَلاثِ خِصالٍ یَحْتلِبُ بِها الْکَسْبَ: و هُوَ اَن یَکُونَ حاذِقاً بِعِلْمٍ مُؤَدّیاً لِلْاَمانَةِ فیهِ، مُسْتَمیلاً لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ

هر اهل فنی برای موفقیت در کسب و کار خود (که کارش بگیرد) به سه مطلب نیازمند است:

تخصص و باهوشی در فن و حرفه مورد نظر.

- امین باشد و در کار و مال مردم، امانت و درستی را حفظ کند.

- با کارفرما و صاحب کار، خوش‌برخورد و خوش‌قلب باشد.

 

بحارالانوار، ج۷۵، ح۲۳۵

 

امام صادق(علیه السلام)

32. مَنْ طَلَبَ التَّجارَﺓَ اِستَغْنَی عَنِ النّاسِ

هرکس دنبال تجارت رود از مردم بی‌نیاز می‌شود.

 

وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۱۲

 

امام صادق(علیه السلام)

33. یا هِشامُ! اِنْ رَأَیت الصِّفَّینِ قَدِ الْتَقَیا فَلا تَدَعْ طَلَبَ الرِّزقِ فی ذلکَ الْیوْمِ

اگر در خط مقدم جبهه، درگیری شروع شد، باز هم کار کردن و طلب روزی را در آن روز ترک نکن.

 

کافی، ج۵، ص۷۸

 

امام صادق(علیه السلام)

34. اَلکادُّ عَلََی عِیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ

کسی که خود را برای روزی خانواده‌اش به زحمت می‌اندازد و کار می‌‌کند مانند رزمنده‌است که در راه خدا می‌جنگد.

 

کافی، ج۵، ص۸۸

 

امام صادق (علیه السلام)

35. اوصِیكَ بتَقوی الله والوَرع والاِجتِهاد واعلَم أنّه لا یَنفَع اجتِهادٌ لا وَرع فیه

تو را به تقوای الهی و پارسایی و كوشش سفارش می‌كنم و بدان كه كوششی كه در آن پارسایی نباشد، سودی نمی‌دهد.

 

کافی، ج 2 ص 76

 

امام موسی کاظم (علیه السلام)

38. اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیبْغِضُ الْعَبْدَ النَوّامَ، اِنَّ اللهَ یبْغِضُ الْعَبْدَ الفارِغَ

خداوند دشمن بنده ای است که زیاد می خوابد و بیکار است.

 

وسائل الشیعه، ج 12، ص 38

 

امام رضا(علیه السلام)

39. الَّذی یطْلُبُ مِنْ فَضْلٍ یکُفُّ بِهِ عِیالَهُ اَعْظُمُ اَجْراً مِنَ الْمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ

کسی که دنبال روزی می‌رود تا آبروی خود و خانواده‌اش را حفظ کند، اجر و پاداشش از رزمنده‌ای که در راه خدا جنگ می‌کند بیشتر است (عرق کارگر معادل خون شهید است.)

 

وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۶۷

 

40. ابو عمرو الشیبانی: رأیت أبا عبدالله وبیده مسحاة وعلیه إزار غلیظ یعمل فی حائط له والعرق یتصابّ عن ظهره فقلت: جعلت فداك أعطنی أكفك فقال لی: إنّی احبّ أن یتأذّی الرجل بحرّ الشمس فی طلب المعیشة

ابو عمرو شیبانی نقل می کند: امام صادق (علیه السلام) را دیدم كه در دستش بیلی بود و ازاری ضخیم بر تن داشت و در بوستان خود كار می كرد و عرق از پشت او سرازیر بود. عرض كردم: فدایت شوم! اجازه بدهید من به جای شما كار كنم. فرمود: من دوست دارم كه مرد برای تأمین معیشت خود در گرمای آفتاب اذیّت شود.

 

كافی: ج5،ص 77

 

امام حسن (علیه السلام)

 

یابن آدم انک لم تزل فی هدم عمرک منذ سقطت من بطن امک ، فخذ مما فی یدک لمابین یدیک ، فان المؤمن یتزود والکافر یتمتع ، وکان علیه السلام یتلو بعد هذه الموعظة : " وتزودوا فان خیر الزاد التقوی "

 

ای پسر آدم، از زمانی که از مادر زاییده شدی مشغول نابود کردن عمر خود بوده ای ،پس از باقیمانده عمر خود برای آینده ( عالم آخرت ) ذخیره کن ، به درستی که مؤمن از این دنیا زاد و توشه برمیگیرد و کافر خوش گذارنی میکند . و بعد این آیه را تلاوت فرمودند : " و زاد و توشه برگیرید ، به درستی که بهترین توشه تقوی است ".


کشف الغمه، ج 1 ، ص 572

 


نويسنده : zekri


فتوشاپ به دنیا رسید


21 سال از تولید نخستین نگارش فتوشاپ می گذرد و امروز این برنامه، آشناترین نرم افزار ویرایش تصاویر است. با تاریخچه پیدایش نخستین نگارش فتوشاپ آشنا شوید.
 
این روزها ویرایش رایانه ای تصاویر را نمی توان بدون نام فتوشاپ تصور کرد. همه ما فتوشاپ را به عنوان نرم افزار قدرتمندی که می تواند تصاویری جادویی خلق کند، می شناسیم و می دانیم که با این نرم افزار می توان هر ن اممکنی را در عکس ها، ممکن کرد. فتوشاپی که امروز می شناسیم در عرض یک روز یا یک سال خلق نشده است بلکه در ابتدا نرم افزار ساده ای بوده که در عمر 21 ساله خود، در هر نگارش قدری کامل تر شده و توانایی های آن بالاتر رفته است. در این مقاله نگاهی می اندازیم به نخستین روزهای فتوشاپ و تاریخچه به وجود آمدن نخستین نگارش این نرم افزار محبوب را مرور می کنیم.

داستان دو برادر

داستان فتوشاپ از ایالت میشیگان آمریکا آغاز می شود، جایی که محل زندگی یک استاد دانشگاه به نام گلن نول بود. او به عکاسی علاقه بسیاری داشت و در خانه خود، یک تاریکخانه راه انداخته بود. او همچنین به اختراع تازه ای به نام رایانه شخصی (
PC) هم علاقه مند بود. گلن، دو پسر داشت که هردوی آنها ذهنی کنجکاو از پدرشان به ارث برده بودند. برای اینکه آینده در خشانی در انتظار این دو پسر باشد، لازم بود که کنجکاوی آنها با دو وسیله های متعلق به پدرشان بود ترکیب شود: یکی تاریکخانه عکاسی و دومی یک رایانه Apple II Plus که پدشان برای تحقیقاتش خریده بود.

توماس بعدها در مصاحبه ای چنین گفت: «دبیرستان که بودم، یکی از سرگرمی های من عکاسی بود. در تاریکخانه پدرم یاد گرفتم که چطور عکس های سیاه و سفید و رنگی را چاپ کنم و همچنین متعادل کردن رنگ و کنتراست عکس ها را آموختم.» درحالی که توماس در تاریکخانه پدرش مشغول یادگیری اصول چاپ و ویرایش عکس بود، جان با جعبه عجیبی که پدرش خریده بود و به آن رایانه شخصی می گفتند سرگرم بود. خودش در زندگینامه خود چنین نوشته است: «نخستین بار که پشت رایانه ای واقعی نشستم و از آن استفاده کردم، سال 1978 بود. در آن زمان دانش آموز 16 ساله دبیرسانی بودم که پدرم یک رایانه
Apple II Plus با 64 کیلوبایت حافظه خرید و به خانه آورد.» جان در ادامه چنین گفت: «یکی دیگر از خاطراتی که در ذهن من حک شده است، به سال 1984 برمی گردد. در آن سال در مجله تایم مقاله کوتاهی دیدیم درباره مکینتاش و به خودم گفتم: وای، عجب چیزیه!» دو ماه بعد، آقای نول یکی از نخستین رایانه های مکینتاش را که به بازار عرضه شده بود، خرید.

از نیاز تا اختراع

اگرچه توماس عاشق تاریکخانه شده بود اما علاقه زیادی هم به رایانه و برنامه نویسی داشت. در سال 1987 او یک رایانه
Apple Macintosh Plus خرید تا بتواند عکس های دیجیتالی خود را برای کامل کردن پروژه دانشگاهش ویرایش کند اما راینه مکینتاش نمی توانست سطوح خاکستری را در عکس های او نمایش بدهد. بنابراین توماس که نیاز به این جلوه داشت، خودش دست به کار شد و برنامه ای  نوشت که می توانست این کار را انجام دهد. توماس به مرور مجبور شد برنامه های بیشتری بنویسد تا جلوه های تصویری بیشتری را که نیاز داشت، ایجاد کند. جان که در آن زمان در شرکت (ILM( Industrial Light and Magic کار می کرد برای تعطیلات به خانه پدری رفت و با دیدن برنامه های ویرایش تصویری که برادرش نوشته بود به وجد آمد و آنها تصمیم گرفتند که سر و سامانی به این برنامه های پراکنده ویرایش تصاویر بدهند. به این ترتیب مجموعه ای درست شد که توماس نام آن را Display گذاشت. جان بسیار ذوق زده شده بود اما به این موفقیت قانع نبود. او در خاطرات خود چنین گفته است: «من بیشتر از آن می خواستم. چه می شد اگر Display می توانست فایل های عکس را با فورمت های دیگری ذخیره کند تا بتوان در برنامه دیگری از آن چاپ گرفت؟ تصاویری که از رایانه شرکت با خودم آورده بودم بسیار تاریک بودند بنابراین نیاز به ا بزاری داشتم تا گامای آنها را تغیی بدهم.» جان خواسته های خود را با توماس در میان گذاشت و این چرخه تکامل برنامه ای که ساخته بودند چند ماه طول کشید. سرانجام در سال 1988 نرم افزار پیشرفته ای به دست آمد که نامش را Image Pro گذاشتند.

به دنبال مشتری

در اینجا بود که جان به توماس پیشنهاد داد که این برنامه را به نرم افزاری تجاری تبدیل کنند. توماس در این باره چنین گفته است: «تازه ازدواج کرده بودم و کمک هزینه تحصیلی هم داشت تمام می شد. احسا سمی کردم که باید فشاری برای تمام کردن این کار بگذارم و بعد از آن به دنبال کار بگردم.» در اوایل سال 1988 توماس به خودش شش ماه وقت داد تا این نرم افزار را کامل کند و به طور همزمان جان به بازاریابی آن در سیلیکون ولی مشغول شد. بسیاری از شرکت ها زا محصولی که جان به آنها معرفی کرده بود خوش شان آمد اما فقط یک شرکت به نام بارنی اسکن بود که توجه بیشتری به این نرم افزار نشان داد و حاضر شد که آن را با نام «فتوشاپ» به همراه دستگاه های اسکنر اسلاید خود به فروش برساند. در مجموع 200 نسخه فتوشاپ به همراه این دستگاه ها فروخته شد.

در سپتامبر سال 1988 بخت خوش به برادران نول رو آورد. جان، نسخه ای نمایشی از نرم افزار را در شرکت ادوبی به نمایش گذاشت و آنها شیفته این محصول شدند. خیلی زود قراردادی بین آنها بسته شد و پس از 10 ماه کار، فتوشاب 1.0 در فوریه سال 1990 به بازار عرضه شد. توماس چنان گرفتار تولید این محصول شده بود که دیگر فرصت نکرد پروژه دانشگاهی خود را به پایان برساند. جان به شغلی که در شرکت
ILM داشت ادامه داد و مسئولیت جلوه های ویژه فیلم های بزرگی مانند مأموریت ناممکن، پیشتازان فضا و جنگ ستارگان را برعهده گرفت. گلن نول نیز همچنان تدریس در دانشکده مهندسی دانشگاه میشیگان را ادامه داد؛ البته تاریکخانه ای را که در خانه خود داشت کنار گذاشت و به جای آن از فتوشاپ برای ویرایش تصاویر استفاده کرد.

 


نويسنده : zekri


قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است

 

 

A heart that loves is always young.

قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است

Greek Proverb

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The hardest thing to do is watch the one you love, love someone else.

سخت ترین چیز این است که ببینی کسی را که دوست داری عاشق فرد دیگری است

Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

We were given: Two hands to hold. To legs to walk. Two eyes to see. Two ears to listen. But why only one heart? Because the other was given to someone else. For us to find.

به ما دو دست داده شده است برای نگهداشتن. دو پا برای راه رفتن. دو گوش برای شنیدن. اما چرا تنها یک قلب؟ چون قلب دیگر به فرد دیگری داده شده است که ما باید پیدا کنیم

Unknown

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

If you love me, let me know. If not, please gently let me go.

اگر دوستم داری بهم بگو و گرنه بزار برم

Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Give her two red roses, each with a note. The first note says For the woman I love and the second, For my best friend.

به او دو گل رز بده رو هر گل هم نوشته ای بزار. رو اولین نوشته بنویس به زنی که عاشقشم و روی دومی بنویس به بهترین دوستم

Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Pleasure of love lasts but a moment, Pain of love lasts a lifetime.

لذت عشق لحظه ای طول می کشد اما غم و رنج آن یک عمر

Bette Davis

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I get the best feeling in the world when you say hi or even smile at me because I know, even if its just for a second, that I’ve crossed your mind.

بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی، چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام

UNKNOWN

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

They say loving you gives pains and full of sacrifices But I’ll rather take pains and lots of sacrifices than not to be love by you.

مردم بهم می گن دوست داشتنت درد و رنج ِ فقط و کلی از خود گذشتگی

میخاد، من ترجیح میدم درد بکشم و از خود گذشتگی کنم اما نبینم تو دوستم نداری

Aaron

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Falling in love is awfully simple, but falling out of love is simply awful.

عاشق شدن تا حدودی آسان است اما ترک عشق وحشتناک است

Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Absence makes the heart grow fonder

دوری باعث می شود قلب اشتیاق بیشتری پیدا کند

william shakespeare

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love is like a war:Easy to begin Hard to end!

عشق همچون جنگ است: آسان شروع می شود سخت تمام می شود

ancient Proverbs

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I dont know why they call it heartbreak. It feels like every part of my body is broken too.

من نمی دانم چرا می گویند قلب انسان می شکند. گویی تمام وجودم شکسته است

Chloe Woodward

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love is blind — marriage is the eye-opener.

عشق چشم را می بندد اما ازدواج چشم را باز می کند

Pauline Thomason

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Anyone can be passionate, but it takes real lovers to be silly.

همه می توانند پر احساس باشند اما فقط عاشقان واقعی حماقت می کندد

Rose Franken

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The spaces between your fingers were created so that another’s could fill them in.

فاصله بین انگشتان برای این ایجاد شده است که انگشتان فرد دیگری آن فاصله را پر کن

عشق را با آب چشم و شیره ی جان می نویسم

زیر باران می نشینم زیر باران می نویـس

 


نويسنده : zekri


عکس های بسیار زیبا ساخت شکلک های جالب با میوه ها-2

 




عکس های بسیار زیبا ساخت شکلک های جالب با میوه ها-1




اســم این کار ها بــی فرهـنگی است نــه زرنــــگی


به گزارش ایران ویج ، معنای واژه های "زرنگی" و "آدم زرنگ" می تواند از تعابیر مختلفی برخوردار باشد. گاهی اوقات "زرنگی" به ذکاوت و استعداد در انجام موفقیت آمیز کارها اطلاق میگردد و گاهی نیز به توانایی های ذهنی و جسمی. متاسفانه در اندیشه برخی از مردم به اشتباه این دو واژه به معنای زیر پا گذاشتن حقوق دیگران، رعایت نکردن قانون و نادیده گرفتن آداب اجتماعی در نظر گرفته می شود. در ادامه به 11 عملی که بعضی افراد از آن تعبیر به "زرنگی" میکنند اشاره می کنیم:

1- عبور از چراغ قرمز
رانندگانی که با دیدن چراغ زرد بجای کم کردن سرعت خود پایشان را روی پدال گاز فشار می دهند تا گرفتار چراغ قرمز نشوند، به این خاطر که چند ثانیه ای جلو بیفتند، تصور میکنند با عملی هوشمندانه اقدام به "زرنگی" میکنند که بر خلاف تصور این کار سبب افزایش احتمال تصادفات در معابر و تقاطع خیابانها میگردد و در اصل ریسک صدمات جانی و مالی را افزایش می دهند.

2- عبور از لاین مخالف
ترافیک شهر طاقت فرسا و خسته کننده است ولی این دلیل نمی شود در خیابانی دو طرفه زمانیکه پشت انبوهی از اتومبیل ها گیر افتاده ایم و لاین مخالف خلوت است، از خط ممتد تجاوز کرده و با سرعت زیاد در لاین مربوط به مسیر مقابل از کنار بقیه عبور کنیم.

3- اشتباه در پس گرفتن باقی پول
حتماً زیاد برخورد کرده اید زمانیکه اقدام به خرید کالایی میکنید، فروشنده به دلیل تراکم کاری در برگرداندن باقی پول شما اشتباه کرده و مبلغ بیشتری را باز میگرداند. شما متوجه میشوید، آیا اشتباه فروشنده را به او یادآوری می نمایید و وجه اضافه را به وی بر میگردانید؟ گاهی در بانکها نیز از این قبیل اشتباهات رخ میدهد و باید وجه دریافتی اضافه را برگرداند. مطمئناً مایل نیستید پول ناسالمی در زندگی شما وارد شود!

4- خیانت در روابط
خیانت های جنسی و احساسی، برقراری رابطه هم زمان با چند نفر و عدم صداقت به هیچ عنوان "زرنگی" محسوب نشده و مصداق بارز بی شخصیتی و بی بندو باری محسوب میگردد.

5- کم کاری در محل کار
برخی کارمندان کم کاری و انجام ندادن مسئولیت هایشان بطور کامل و در وقت مقرر را نوعی "زرنگی" می پندارند و سعی میکنند تا حد امکان از بار وظایفشان کم کنند. زمان غیر معقولی را به انجام کارهای شخصی، غیبت، و بیکاری میپردازند و در انتها احساس میکنند سر شرکت و مدیران خود کلاه گذاشته اند. معمولاً اینگونه افراد همیشه در همان رده شغلی خود باقی می مانند و هیچگونه پیشرفته در مقام و درآمدشان حاصل نمی شود.

6- زیر آب زنی در محل کار
عمل زشت و ناپسند دیگری که ممکن است به "زرنگی" تعبیر شود، توطئه چینی علیه دیگر کارمندان است که باعث شود از کار اخراج شوند و یا وجهه شان تخریب گردد. حسادت و انگیزه های مادی ممکن است باعث شود فردی با القای مسائل نادرست در ذهن مدیر شرکت باعث بیکار شدن همکارش شود و بعد از آن احساس "زرنگی!" کند در صورتیکه این عمل بسیار زشت و بر خلاف همه موازین اخلاقی و اجتماعی می باشد.

7- استفاده غیر مجاز از خدمات بیمه ای دیگران
گران بودن هزینه های درمانی و مخارج بیمارستانها دلیل بر این نیست که فردی برای دریافت خدمات درمانی از دفترچه فرد دیگری استفاده کند و آنرا "زرنگی" تصور کند چرا که این اقدام وی تاثیرات مخرب بسیاری در سازمانهای مربوطه بر جای میگذارد.

8- هجوم برای دریافت نذورات
در ایامی که به مناسبتهای مذهبی نذورات و غذاهای نذری به عموم ارائه میشود متاسفانه برخی افراد که گاهی وضعیت مالی بسیار خوبی نیز دارند با اتومبیلهای خود در خیابانها به دنبال مراکز نذری هجوم آورده و تا حد امکان اقدام به دریافت و پر کردن اتومبیل خود از انواع غذاها میکنند و اجازه نمی دهند خانواده های نیازمند تر سهم بیشتری ببرند. در انتها هر کس بیشتر نذورات جمع کرده باشد در تصور خود "زرنگتر!" محسوب میشود.

9- تعویض البسه پس از استفاده
موضوع دیگری که گاهی مشاهده میشود این است که فردی پس از خرید لباس از آن در مراسمی استفاده کرده و روز بعد به بهانه های مختلف اقدام به پس دادن جنس به فروشنده می نماید و در ذهن خود به خاطر این "زرنگی" احساس غرور و رضایت میکند.

10-  پرخوری در میهمانی ها
شاید برخورد کرده باشید با اشخاصی که در میهمانی ها همانند میدان جنگ به فکر جمع آوری غنائم و استفاده هرچه بیشتر و بهینه تر از مواد غذایی و امکانات میزبان می باشند و به هنگام صرف غذا حداکثر تلاش خود را برای انباشتن انواع غذاها مینمایند. اینگونه افراد به نوعی حس "زرنگ" بودن درونشان موج می زند.

11- تقلب در امتحانات
افرادی که در امتحانات از انواع و اقسام روشهای کلاسیک و نوین تقلب در امتحان بهره می برند و به این ترتیب از پس سوالات دشوار در امتحان مربوطه بر می آیند باید بدانند که تقلب در حقیقت نوعی کلاه گذاشتن بر سر خودشان است و نه "زرنگی." دانشجویی که از طریق تقلب به مدرک دست یابد مطمئناً نخواهد توانست در باز کار موفق شود.

 اگر شما نیز با مواردی از "زرنگی کاذب" برخورد کرده اید، لطفاً در قسمت نظرات مطرح نمایید.

منبع : مردمان


نويسنده : zekri


جانوران واستتار




مست نگاه(با صدای همایون شجریان)


اي در شب تار من روشنايي

بت چين و ختن

 

روح و جاني به تن

دل ميربايي

 

آتش زده اي بر دل

واي از من و اه از دل

 

زندگي بي تو شده بيحاصل

دل شده مجنون چه كنم با دل

 

مستم زنگاه تو

زان چشم سياه تو

 

همه دم افتاده به چاه تو

صنما سرگشته راه تو

 

از عشقت آرام جان

شده ام شيداي زمان

 

من ز سوداي وصل تو

گشته‌ام رسواي جهان

 

رفت از دستم اختيار

بردي از من صبر و قرار

 

در شب و روز تار من

مه و خورشيدي اي نگار

 

آتش زده‌اي بر دل

واي از من و آه از دل

 

زندگي بي تو شده بي حاصل

دل شده مجنون چه كنم با دل

 

مستم زنگاه تو

زان چشم سياه تو

 

همه دم افتاده به چاه تو

صنما سرگشته راه تو

براي دانلود، روي تصوير كليك كنيد.


نويسنده : zekri


دانلود و متن آهنگ - زمستان است...


زمستان است...

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت،
سرها در گريبان است
كسي سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد،‌ نتواند،
كه ره تاريك و لغزان است
و گر دست محبت سوي كس يازي
به اِكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت سوزان است
نفس كز گرمگاه سينه مي‌آيد برون، ابري شود تاريك.
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس كاين است، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك؟
مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير پيرهن چركين!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آي …
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخگوي. در بگشاي!
منم من! ميهمان هر شبت. لولي ‌وش مغموم
منم من، سنگ تيپا خورده رنجور
منم، دشنام پست آفرينش، نغمهء ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم
حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي‌لرزد
تگرگي نيست، مرگي نيست
صدائي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را كنار جام بگذارم
چه مي‌گويي كه بيگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فريبت مي‌دهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا! گوش سرما برده است اين، يادگار سيلي سرد زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود پنهانست
حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يكسان است
سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان
نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه
غبار آلود مهر و ماه
زمستان است ...

شعر:مهدي اخوان ثالث

آواز:استاد محمد رضا شجريان و استاد شهرام ناظري

براي دانلود روي تصاوير كوچك، كليك كنيد.


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران