تخریب مهندسی شده به این میگن !!
[تصویر:  zlgw3whdq7f0ogbgyg9f.jpg]

[تصویر:  k64jwttyvkm4mxzmkoow.jpg]

[تصویر:  p6pxqe7xxh12r81pgl4j.jpg]

[تصویر:  my36yrbv1ioqzyfqrhqu.jpg]

[تصویر:  eckznohx7aljpkpagxa.jpg]
 
زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست

عینک بد بینی خود را شکسـت.
[تصویر:  o2zpwxkwgfzbtcs0244.gif]


نويسنده : zekri


خودم برایش می‌گویم ......

 

اسپيكرها روشن 

چند روز پیش دختر کوچولوی سه ساله‌ی یکی از دوستانم که اومده بود خونه ی ما

با دیدن سوسک در آشپزخانه ما ذوق کرد و جلو رفت تا با دست کوچکش سوسک را ناز کند

مامانش گفت خونه جدیدمون پر از سوسک بود وقتی این به دنیا آمد برای این که اذیت نشه

هر روز رفتیم با سوسک ها حرف زدیم و بازی کردیم. آوردیم و آن‌ها را شریک کردیم در روزمرگی‌هایمان

گفتیم قانون خانه را عوض کنیم طوری که سوسک دیگر باعث چندش و وحشت و ناآرامی ما نباشد

 

ولی من چه؟؟هنوز...

ترس های کودکی ام پا برجاست

ناخوابی های من

و شنیده هایی از

دیو و غول

کاش

بیشتر از صورت مهربان خدا

می گفتند

 

تصمیم دارم خودم برای فرزندم بگویم ریشه ي تمام ترس هایم را

خودم برای فرزندم می‌گویم. یک روزی می‌نشینم و همه‌ی این‌ها را برای بچه ام تعریف می‌کنم

وقتی این کار را می‌کنم که بچه‌ام هنوز فرصت زیادی داشته باشد تا این‌ها را هضم کند

و بعد از یاد ببرد

فرصت داشته باشد بپذیرد اما فراموش کند لحظه‌ی پذیرش را

همان‌طور که احتمالا درد لحظه‌ی به دنیا آمدن را فراموش کرده است


اول از همه مرگ را برایش تعریف می‌کنم

پیش از این که عزیزی را از دست بدهد و رویارویی‌اش با نیستی خیلی شخصی باشد

پیش از این که ناچار باشد مرگ را همراه با ناباوری و دلتنگی و شیون‌های شبانه بشناسد

برایش می‌گویم که مثل تاریخ مصرف پشت قوطی شیر و ماست می‌ماند

که زندگی در هر چیز و هر کس قرار است تمام شود

 

برایش می‌گویم که بداند روزی که با مرگی روبرو شود، احساس خشم و حقارت خواهد کرد

و این که آن اندوه ممکن است هیچ وقت قلبش را ترک نکند

اما در همان روزگار هم پذیرفتن و فهمیدن نیستی... ساده‌تر از عمری ترسیدن از آن است

 

خودم برایش می‌گویم که بداند ترس، اصلا فقط مال آدم بزرگ‌هاست

آنقدر که درآن ها هراس گرفتن دستی هست، ترس از گم شدن نیست

 

بداند که ترس‌های بزرگ ممکن است در لحظه‌ی تنهایی به سراغش بیاید

روزی که برای خودش آدمی شده باشد و حضور من نتواند دردی از او دوا بکند

آن روز یادش باشد که از ترسیدن خودش نترسد. برایش می‌گویم که ترسیدن یعنی ندانستن

یعنی مطمئن نبودن از ثبات و امنیت

 

دانستن این که ترس جزئی از طبیعت اوست و بارها خواهد آمد و خواهد رفت

شاید کمک کند که او خودش را وقت ترسیدن آرام کند

شاید کمک کند که ترسیدن غافلگیر و ناتوانش نکند و هنوز بتواند فکری بکند برای خوب کردن خودش

می‌خواهم بداند که گاهی حسادت ممکن است به سراغ آدم بیآید

یعنی این که زمان‌هایی هست که دست آدم از چیزهای خوب دنیا کوتاه می‌شود

باید بداند که گاهی چیزهایی که دوست دارد و فکر می‌کند برای داشتنشان محق است را

به او نمی‌دهند و جلوی چشمش به دیگری می‌دهند

و دیدن دیگریِ خوشحال برای بعضی ها کار ساده‌ای نیست و اگر آدم سعی‌اش را کرد و از پسش برنیامد

باید بداند که حسود است

حسود است و این به معنی محق بودنش نیست. به معنی محق نبودن دیگری هم نیست

 

حسادت آن قدر تحملش سخت است که بد نیست آدم بشناسدش تا زیادی غصه‌اش را نخورد

شاید به جای این که زیر بارش بشکند سعی کند

از راه آن احساس بزرگ‌تر شود و آزاده‌تر

 

می‌خواهم برایش بگویم که در دنیا ناامیدی هم هست

ناامیدی معنی‌اش خسته شدن از خوش‌بینی است

و اگر آدم دیگران را به ورطه‌ی تلخی ناامیدی‌های خودش نکشد

خسته شدن هیچ ایرادی ندارد

 

برایش می‌گویم که خسته شدن ایستگاه آخر نیست و او حق دارد گاهی خسته باشد

حق دارد پا شل کند، آه بکشد، اخم کند

ولی باید بداند که ناامیدی به کسانی که دوستش دارند دخلی ندارد

و خوب نیست کسی امید را از دیگری بگیرد به خاطر ناامیدی خودش

چون رسمش این است که آدم راه خودش را پیدا می‌کند

و امید می‌تواند هزار بار دیگر هم برگردد

 

می‌خواهم برای بچه‌ام بگویم وقتی که دیگر بچه نباشد چه روزهای زیادی احساس خواهد کرد

که دنیا آن‌طور که من می‌گفتم نبود

که من با هزاری آرزو و ادعا، احتمالا هیچوقت نخواهم نتوانست سوسکی را ناز کنم

و خودم هم خوب می‌دانم نصیحت‌های من نمی‌توانست فراتر از ترس‌ها و نا‌امیدی‌ها و حقارت‌های خودم برود

پس نمی‌توانست او را همیشه حفظ کند

همینطور که آرزوهای من شاید کوچک بودند برای او

 

می‌خواهم یک بار برای همیشه به او بگویم که از من آزاد است

که از من دِینی به گردن او نیست.

که او مسئول دلتنگی‌ها و حفره‌هایی که خودم عمری نتوانستم جبرانشان کنم نیست

برای من او آزاد است.

می‌خواهم بنشینم و ساعت‌ها برایش بگویم که من بهشت را زیر پای خودم نمی‌بینم

و همه‌ی عشقی که به پای او می ریزم را برای لذت خودم می‌ریزم

 

و بالاخره حتما می‌خواهم برای او بگویم که این دنیا

بدون عشق نمی‌ارزد

حتی اگر من بگویم


نويسنده : zekri


"شب عاشقان بیدل" با صدای حسام الدين سراج

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد.

 

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟

 

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آنست که پاک‌باز باشد.

 

به کرشمه‌ی عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد.

 

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم

به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟

 

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟

تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد.

 

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم

که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد.

 

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی

که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد.

 

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران

اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد.

 


 

من تنها نیستم اشک هایم را دارم...

اشک هایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است....


من تنها نیستم لحظه ها را دارم...

لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند...

تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند...


من تنها نیستم...

چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود...

 

چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم...

هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی است...

و چقدر صبور است دل من !

چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم...

ولی من باز چشم براهم...

"شب عاشقان بیدل" با صدای حسام الدين سراج

دانلودفايل تصويري:

1


2


دانلود فايل صوتي:

1

2


نويسنده : zekri


آه باران.با صداي استاد شجريان

ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید

این گیسو پریشان كرده بید وحشی باران

یا نه دریایی‌ست گویی واژگونه بر فراز شهر،

شهر سوگواران

هر زمانی كه فرو می‌بارد از حد بیش

ریشه در من می‌دواند پرسشی پیگیر با تشویش

رنگ این شب‌های وحشت را،

 تواند شست آیا از دل یاران

چشم‌ها و چشمه‌ها خشكند،

روشنی‌ها محودر تاریكی دلتنگ،

همچنان‌كه نام‌ها در ننگ

هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد

آه باران ای امید جان بیداران

بر پلیدی‌ها كه ما عمری‌ست در گرداب آن غرقیم

آیا چیره خواهی شد؟

آه باران

 

در شب های تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف یار

داد و بیداد از این روزگار

ماه رو دادن به شب های تار

ای بارون

 

ببار ای بارون ببار

با دلم گریه کن خون ببار

در شبهای تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

ای بارون

 

دلا خون شو خون ببار

بر کوه و دشت و هامون ببار

دلا خون شو خون ببار

بر کوه و دشت و هامون ببار

به یاد عاشقای این دیار

به کام عاشقای بی مزار

ای بارون

 

ببار ای بارون ببار

با دلم گریه کن خون ببار

در شب های تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

ای بارون

 

با دلم گریه کن خون ببار

در شب های تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

ای بارون

براي دانلود كليك كنيد.


نويسنده : zekri


شربت خنده ي تو+تصنيف شب جدائي از همايون شجريان

مي رسي روزي از آن دور تر از دورترين

تا به نزديك من اين معني مهجور ترين

 

به تبسم لب خود تر كن و مهمانم كن

شربت خنده ي تو مست ز انگور ترين

 

بنوازم كه منم نغمه ي ناجور و هست

تار موي تو هماهنگ به طنبور ترين


چشم من آينه ي حيرت افتاده به خاك

چشم تو آينه ي رويت آن نور ترين

 

چون در اين شهر منم شهره به گمنامي ها

نام تو گم شده در وجهه ي مشهورترين

 

گر كه پيچيده سخن گفت دلم با چشمت

شده نيلوفر و پيچيده به آن دور ترين

 (فقير)

 

♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

موسيقي شب جدائي  از همايون شجريان

دانلود كنيد.


نويسنده : zekri


اس ام اس هاي جديد

♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم

حسین پناهی

♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡




دانلود آهنگ تحملم کن از مانی رهنما ...

« تحملم کن »

تحملم کن اگه شکستم اگه که خسته م

تحملم کن اگه به سوگ خودم نشستم

برای گریه که فرصتی نیست بذار بمیرم

بذار تقاص سقوطمو از خودم بگیرم

اگه نگاهم ماته سرده ، اگه وجودم غرق درده ، گناه من نیست باور کن

تو رو که دیدم دنیا لرزید ، تمام روحم از هم پاشید ، بیا شبامو پرپر کن

برای امروز به فکر من باش که فردا دیره

که بی تو شوق بارون و مهتاب از خونه میره

امیدم این بود که بی کسیمو ازم بگیری

نمی دونستم تو هم به غربت به غم اسیری

اگه نگاهم ماته سرده ، اگه وجودم غرق درده ، گناه من نیست باور کن

تو رو که دیدم دنیا لرزید ، تمام روحم از هم پاشید ، بیا شبامو پرپر کن

خواننده و آهنگساز : مانی رهنما

تنظیم کننده و نوازنده پیانو : آندره آرزومانیان

ترانه سرا : بابک صحرایی

 

 

حجم فایل : 6.6 مگابایت

روي تصوير كليك كنيد.

در صورت خرابي لينك،روي اين تصوير كليك كنيد.




شيشه ای می شکند...

 

شيشه ای می شکند...

يک نفر می پرسد...

چرا شيشه شکست؟

مادر می گويد...

شايد اين رفع بلاست.

يک نفر زمزمه کرد...

باد سرد وحشی مثل يک کودک شيطان آمد.

شيشه ی پنجره را زود شکست.

کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ی مغرور شکست،

عابری خنده کنان می آمد...

تکه ای از آن را برمی داشت

مرهمی بر دل تنگم می شد...

اما امشب ديدم...

هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد...

از خودم می پرسم

آيا ارزش قلب من از شيشه ی پنجره هم کمتر است؟

دل من سخت شکست اما،

هيچ کس هيچ نگفت

و نپرسيد چرا ؟


نويسنده : zekri


تصاویر گرافیکی زیبا-جديد

 

[تصویر:  bpa3eokrzotrz3hfsaiy.jpg]

[تصویر:  h8fg198a9po1vxi02w55.jpg]

[تصویر:  w3zxrrnwwu2tzwudur.jpg]

[تصویر:  um2ph5lg88zryuwazk.jpg]

[تصویر:  bkfe1637qxqtzco0e6cz.jpg]

[تصویر:  lqkqrn448hcl8t7zy04o.jpg]

[تصویر:  vsmk2ob9705uvu66nd.jpg]

[تصویر:  63igt4drenjd87alefnx.jpg]

[تصویر:  gqfi83e7j23g1gpckfhl.jpg]

[تصویر:  1c4g2sudib0wf6g4lb1i.jpg]

[تصویر:  cqy3gp83e6x6gxjsqjog.jpg]

نويسنده : zekri


دانلود آهنگ بی کلام Certus Romance

دانلود از سرور: ParsaSpace

کیفیت: mp3 192

حجم: 5.8 مگابایت
 

پسورد فایل فشرده: ندارد


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران