حقایـقی بـاورنکـردنی از زنـدگی آلبـرت اینـشتیـن

بله همگی ما می دانیم که اینشتین این فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم. پس خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید!

1. او با سر بزرگ متولد شد

وقتی اینشتین به دنیا آمد خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

 2. حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود نبود

مطمئنا اینشتین توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند اما برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموش کاری مختص دانستن تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.

 3. او از داستان های علمی، تخیلی متنفر بود

اینشتین از داستان های تخیلی بیزار بود زیرا احساس می کرد آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. او می گفت:(من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.)

 4. او در آزمون ورودی دانشگاه رد شد

در سال 1895 در سن 17 سالگی اینشتین که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد ها از او در این رابطه سوال شد گفت:(آنها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.)

 5. علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت

اینشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

 6. او فقط یک بار رانندگی کرد

اینشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. یک روز اینشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای اینشتین سخنرانی کند چرا که اینشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه میکند در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی تصور اینشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس اینشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.

 7. الهام گر او یک قطب نما بود

اینشتین در دوران نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

 8. راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ اینشتین در سال 1995 مغر او توسط توماس تولتزهاروی برای تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی از مغز اینشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت می شود که مغز اینشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته که این مسئله امکان ارتباط آسانتر سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات را داشته است.


نويسنده : zekri


جملات جدید پشت کامیونی

آب رادیاتور ماشین بخور

محتاج نامردان نباش!

**-.-**

آدم دیوانه را بنگی بس است

 خانه پرشیشه را سنگی بس است!

**-.-**

اتوبوس من غصه نخور،

منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)

**-.-**

اگر از عشقت نکنم گریه و زاری

به جهنم که مرا دوست نداری!

**-.-**

اگه الله کند یاری

چه اف باشد چه سوسماری!

**-.-**

اگر خواهی بمیری بی بهانه

بخور ماست و خیار و هندوانه!

**-.-**

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم

تو عشق گل داری،

من عشق گل اندامی!

**-.-**

ای روزگار

با ما شدی ناسازگار!

**-.-**

بپر بالا که گیر نمیاد!

**-.-**

باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم

من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

**-.-**

بحث30یا30 ممنوع!

**-.-**

بخور و بخواب کارمه

الله نگهدارمه!

**-.-**

به مادرت رحم کن کوچولو!

**-.-**

تا جام اجل نکرده ام نوش

هرگز نکنم تو را فراموش!

**-.-**

تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

**-.-**

تاکسی نارنجی

از من نرنجی!

**-.-**

تجربه نام مستعاری است

 که بر خطاهای خود میگذاریم!

**-.-**

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی

چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!

**-.-**

داداش مرگ من یواش

امان از دست گلگیر ساز و نقاش!

**-.-**

درخت مکر زن صد ریشه دارد

فلک از دست زن اندیشه دارد!

**-.-**

در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای

سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!

**-.-**

دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی

دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

**-.-**

دنبالم نیا آواره میشی!

**-.-**

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

**-.-**

دودوتا هفتا کی به کیه!

**-.-**

رخش بی قرار!

**-.-**

رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد

رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!

**-.-**

رود می رود اما ریگذارش می ماند!

**-.-**

زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!

**-.-**

زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!

**-.-**

«zoor nazan farsi neveshtam»

**-.-**

ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود

ز شهر و خانه ام آواره بنمود!

**-.-**

سر پایینی نوکرتم

سر بالایی شرمندتم(ژیان)

**-.-**

شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است

از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!

**-.-**

شکر بترازوی وزارت برکش

**-.-**

شو همره بلبل بلب هر مهوش!

(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)

**-.-**

عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود

و قلب را عاشق می کند!

**-.-**

قربان وجودی که

 وجودم ز وجودش بوجود آمده است!

**-.-**

کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد

جاده از افتادگی از کوه بالا می رود!

**-.-**

گاز دادن نشد مردی

عشق آن است که بر گردی!

**-.-**

گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند

طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم

بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!

**-.-**


نويسنده : zekri


پ نه پ های باحال تصویری
[تصویر:  1cqey49fh5woipgoft6.jpg]

[تصویر:  5p43j2l76snxzdxoodbt.jpg]

[تصویر:  shi6e9j6f3l7x4lqw4.jpg]

[تصویر:  ch9yo09b6ycy4lgxgexz.jpg]

[تصویر:  fthiva4hmnc9wu1zekm8.jpg]

[تصویر:  7qquso8peimlek8lfo7.jpg]

[تصویر:  lv5eotvfiq68t415jte2.jpg]

[تصویر:  batpzzwo0nusou4v818j.jpg]

[تصویر:  sa9utojpmmdgn4726hq6.jpg]

[تصویر:  v0cryf08ow2akzg03l9.jpg]

نويسنده : zekri


10 تکنولوژی برتر که روزی فرزندانمان به آنها خواهند خندید!

پسرم، روزی روزگاری ما از تلفن هایی استفاده می کردیم که سیم داشت! این بخشی از خاطرات شماست که برای فرزندانتان تعریف خواهید کرد و آنها با چشمانی گرد شده، ناباورانه به شما خیره خواهند شد و ابزاری عجیب را در ذهن خویش ترسیم خواهند کرد. آری روزی از راه می رسد که فن آوری های امروزی، تنها در بازی ها و شیطنت های کودکانه جای خواهند داشت و آنچه را که ما روزی از آن با نام "امکانات و تجملات" یاد می کردیم آنها به عنوان "ملزومات و بدیهیات" زندگی به شمار خواهند آمد. در ادامه مقاله شما رابا 10 فناوری که در آینده فرزندانتان از شنیدن وجود آنها شگفت زده خواهند شد آشنا می کنیم.

 

شاید به یاد نداشته باشید که چند سال پیش گوشی موتورولا DynaTAC 8000X، پیشتاز فن آوری و گل سر سبد بازار بود، ابزاری که هم اکنون هیولایی دو سر به حساب می آید. یا مادربزرگ هایمان از تلویزیون هایی حرف می زنند که برای خود دم و دستگاه شاهانه و کمد چوبی زیبایی داشت، تصویری که حتی تصور آن برای من و شما خنده دار است.

حال بیایید پس از این درازگویی نگاهی به 10 فن آوری بیاندازیم که دیر یا زود به ذباله دان ذهن بشری خواهند رفت و عاقبتی نافرجام در انتظار آنهاست.

 عینک های سه بعدی

 

نیازی نیست که نابغه رایانه ای باشید تا زوال عینک های سه بعدی (3D) را به چشم ببینید! به خصوص وقتی با افراد عینکی مواجه می شوید که بر روی عینک طبی خود یکی از همین عینک های سه بعدی کذایی را قرار داده اند و به نمایشگر زل زده اند، بیشتر به نتیجه تحقیق خود مطمئن می شوید. این نوید را به شما می دهیم که به زودی تلویزیون های هوشمند سه بعدی تازه ای روانه بازار خواهند شد که دیگر نیازی به عینک های عجیب و غریب ندارند. علی رغم تولید نمونه های اولیه، این تکنولوژی هنوز در پوست تخم مرغی خود است و راه طولانی را در پیش دارد تا به یک جوجه تبدیل شود.

 سیم و کابل

 

بله، تعجب نکنید، همین سیم هایی که همه جا را گرفته و گاه زیر دست و پای مان می رود به زودی زود از بین خواهد رفت! فرقی نمی کند که از شبکه استفاده می کنید یا مشغول شارژ کردن باتری وسیله برقی خود هستید، چند سال آینده این سیم های دست و پا گیر از زندگی الکترونیکی همه ما رخت خواهند بست و فن آوری بی سیم همه جا را فتح خواهند کرد. به زودی شارژ دستگاه های الکترونیکی به صورت بی سیم انجام خواهد شد و استفاده از اینترنت و شبکه نیز نیازی به هیچ کابل و کابل کشی نخواهد داشت.

 PC و کامپیوتر رومیزی

 

دیر یا زود مجبور خواهیم شد از PC های خود دل بکنیم . اشکال و انواع جدیدی از کامپیوتر های رومیزی همچون اولترابوک ها، تبلت ها و گوشی های هوشمند با به کار گیری سرویس هایی چون Cloud رفته رفته جای رایانه های رومیزی را خواهند گرفت؛ احتمالا فرزندان ما برای بازدید از رایانه های رومیزی به موزه های IT مراجعه خواهند کرد.

 دیسک های نوری

 

بی انصاف نیستیم و یادمان است که روزی همین دیسک های نوری ما را از شر نوارهای غول آسای ویدویی رهایی بخشیدند. اما از آنجایی که دیسک های بلو-ری (Blu-Ray) آخرین حد پیشرفت تکنولوژیکی این دیسک ها به حساب می آیند، به زودی اشتراک گذاری و فروش آنلاین فیلم و آهنگ و سایر اطلاعات، نسل این دیسک های فشرده دوست داشتنی را منقرض خواهد کرد. امروزه با ظهور سرویس هایی چون iTunes (سرویس فروش ارزان قیمت آلبوم های موسیقی اپل) و Netflix (سرویس اجاره و نمایش فیلم و سریال) نمی توان بیش از این اقبالی را برای دیسک های نوری در نظر گرفت. البته فراموش نکنید که برای انقراض دیسک های نوری، وجود یک اینترنت پرسرعت که همواره در دسترس باشد نیز ضروری است!

 صفحه کلید

 

یاد باد آن روزگاران یاد باد... آری روزگاری بود که تصویر رایانه در اذهان عمومی وجود نمایشگری کوچک و یک صفحه پر از کلید بود، شاید صفحات کلید هم عاقبتی چون دیسکت ها را به چشم ببینند و در آینده نه چندان دور از صحنه روزگار خارج شوند. حقیقت آن است که تبلت و گوشی های امروزی بدون داشتن صفحه کلید مجزا نیز توانسته اند کارایی بسیار خوبی از خود نشان دهند؛ از این گذشته معرفی فن آوری هایی چون Kinect، چشم خوانی (eye tracking) و هر چه پیشرفته تر شدن نرم افزارهای تشخیص صوت و کلام موجبات انقراض امپراطوری صفحه کلید را کلید زده اند!

 درایوهای USB

 

گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید

باید با فلش درایوهای رنگ و وارنگ و همه شکلی که میز رایانه، جیب شلوار، داشبورد ماشین، جاسوئیچی و همه قسمت های زندگی ما را اشغال کرده اند، خداحافظی کنید. در واقع؛ با همه گیر و ارزانتر شدن سرویس های Cloud و افزایش روز افزون حضور و سرعت اینترنت (البته اگر از سرعت اینترنت کشور ما فاکتور بگیرید) به زودی دیگر خبری از فلش مموری های چند گیگابایتی نخواهد بود. امروزه وقتی به سادگی می توان با استفاده از سایت های DropBox و BOX، مشکل ذخیره و جابجایی اسناد و مدارک دیجیتال خود را رفع و رجوع کنیم، دیگر چه نیازی به فلش هست!؟

 iPod، ابزارهای راهیابی ماهواره ای و دوربین های دیجیتال

 

همه بگن سیییب... چیک! عکاسی با دوربین های دیجیتالی ذوق و شوق زیادی در انسان ایجاد می کند، بخصوص اگر درگیر عکاسی حرفه ای بوده و یا همیشه مضطرب خراب شدن عکسهای مهمانی و مسافرت خود بوده باشید، اما این هدیه دنیای IT نیز دیرپایی نخواهد ماند. از سوی دیگر باید تا می توانید از پخش کننده موسیقی دیجیتالی خود یا ابزارهای راهیابی ماهواره ای تان نیز استفاده کنید که دلتان به این زودی ها برایشان تنگ نشود. امروزه بسیاری از مردم ترجیح می دهند به جای هزینه کردن چندباره و خرید انواع و اقسام ابزارهای الکترونیکی با این اوضاع اقتصادی، یک ابزار همه فن حریف تهیه کنند. شاید همانطور که گوشی موبایل با داشتن امکاناتی همچون ساعت باعث شد تا کار و کاسبی ساعت فروشی ها خراب شود، حال تبلت ها مانند غولی شده اند که قرار است همه چیز را غورت بدهند، خب حق هم دارند. وقتی کاربر می تواند با افزودن یک برنامه کاربردی آن هم به قیمت چند لمس انگشت، دستگاه پخش صوتی و تصویری، دوربین باکیفیت HD و ابزار دقیق راهیابی را در دست داشته باشد، چه نیازی به این همه آفتابه و لگن است!

 کتاب خوان دیجیتالی کیندل

 

ابزار کتابخوان دیجیتالی کیندل محصول خرده فروش بزرگ آمازون است. این ابزار محبوب با قد و قواره کوچکش می تواند کتابخانه ای را به همراه بکشد و مطالعه متون در صفحه نمایش خاص آن به مراتب از زل زدن به مانیتور راحت تر و سالم تر است. حال اپل خوشمزه و سایر تولید کنندگان تبلت ها در این فکر هستند تا با ارائه قابلیتی تازه، این گجت دوست داشتنی را هم از دور خارج کنند. مطمئناً در آینده ای نه چندان دور صفحات نمایشی ارائه خواهند شد که مطالعه متون را به راحتی برگه های کاغذ که نه؛ اما راحت تر از صفحات نمایش فعلی خواهند کرد. خودمانیم، هر چه که این فن آوری پیشرفته تر می شود، باز هم دست گرفتن یک کتاب، لمس صفحات آن، بو کردن تازگی و گاه سر و کله زدنش لذتی است که هیچ جایگزینی نخواهد یافت، اگر قبول ندارید خب می توانید امتحانش کنید!

 ریموت کنترل های دوست داشتنی

 

به خاطر دارم نخستین بار که تلویزیون رنگی به خانه مان آمد، دعوای هر روزه ی من و برادرم تغییر کانال با ریموت کنترل بود! و چه ذوقی داشتیم که یک سر اتاق بشینیم و کانال دلخواه خود را تنها با فشردن یکی از دکمه های کوچک مشکی عوض کنیم و دیگر مجبور نباشیم مدام در طول و عرض اتاق برویم! حال این فن آوری قدیم الجذاب! قرار است که بند و بساط خود را جمع کند و برود. همانطور که شرکت های سامسونگ و ال جی اعلام کرده اند، قرار است ریموت های لمسی و حرف گوش کنی به خانه مان بیاید که یک تنه کار همه ابزارهای الکترونیک خانگی را انجام دهند. البته امیدواریم با تعیین استانداردی واحد، همه تولید کنندگان وسایل صوتی و تصویری ترتیبی دهند که این همه ریموت کنترل از کنار مبل راحتی من و شما جمع شوند و حداقل یکی از آنها جور بقیه را بکشد.

 تلفن های ثابت

 

شاید این مورد آخر را باید اول می نوشتیم، اما راستش دلمان نیامد! تلفن های ثابتی که عمو گراهام بل با آن همه مشقت، اختراع و به خانه انسان ها روانه ساخت و خبرهای خوب و بد زیادی را برایمان منتقل کردند کم کم باید رخت برببندد و برود و فرزندش یعنی گوشی تلفن همراه جای آن را تمام و کمال خواهد گرفت. البته ما شک داریم که بتوان از تلفن های ثابت خداحافظی کرد. چراکه اگر دنیای IT هم از این تلفن ها خداحافظی کند، خانم های محترم هیچ وقت این دوست قدیمی را لحظه ای تنها نخواهند گذاشت!


نويسنده : zekri


واقعاً زيبا
[تصویر:  9ta5nehf6z7j49b9jqy.jpg]

[تصویر:  uv8urqpo3vzch7llli3.jpg]

[تصویر:  luiza4so6fkgu7eazf3.jpg]

[تصویر:  16zaqrsxk30qi5dwead5.jpg]

[تصویر:  d2dnrpd53vqtmmmv3xu.jpg]

[تصویر:  zrksd7r5fj9ibvcwcu2u.jpg]

[تصویر:  4j4042qkghnymrr0x2jz.jpg]

[تصویر:  sj1z22puettzni3g3ox4.jpg]

پروردگارا ،

آرامش را همچون دانه های برف ،

آرام و بی صدا

به سرزمین قلب

کسانی که برایم عزیزند ،

بباران . . .

من كي هستم؟

روي هر سه عدد كليك كنيد

 

1-2-3


نويسنده : zekri


عکاسی های زیبا و حرفه ای
[تصویر:  4rg79aw9sdzngfl1vz.jpg]

[تصویر:  x6pdmdxdwhkdbus3eyc.jpg]

[تصویر:  pjt1ezb0ywtmcf7o6l6w.jpg]

[تصویر:  w19s2vz655j73qelhqg.jpg]

[تصویر:  gpmbz8uszbk9ekypydd4.jpg]

[تصویر:  1y7av6vjzruizc0ouh0.jpg]

[تصویر:  rgjb5cw9cwpalrft6hq.jpg]

[تصویر:  c9jd2mfdpkwys10rsjgg.jpg]

[تصویر:  1j8mksnwr1oe1mtdmn5n.jpg]

[تصویر:  ttcd1bucewtm9k9nmpdu.jpg]

نويسنده : zekri


((اجعل اللهم بالخیر عاقبت))



برگنه توفیق استغفار بخش

ناله برلب،چشم گوهربار بخش

 

زآتش شهوت دلم ویرانه شد

فرصت ترمیم این آوار بخش


دل به امید تو دارم دائما

این گنه آلوده را بسیار بخش


صبر هنگام گناهم ده به دل

پاکی واخلاص در رفتار بخش


تانباشم موجب آزار خلق

نیت خوش ، نرمی گفتار بخش


گر رضای توست سالم بودنم

ورتو می‌خواهی تنی بیمار بخش


آتش از عشقت گلستان می‌شود

سینه‌ای از عشق خود سرشار بخش


قسمتم شد دوری از یوسف اگر

استقامت ،صبر یعقوب ‌وار بخش


((اجعل اللهم بالخیر عاقبت))

فکر روشن ، دیده‌ی بیدار بخش


سینه‌ ای بی‌کینه و بغض و حسد

از گل مهر و وفا پربار بخش


بر بهاری برگ سبز شاخه‌‌ها

چشم‌ حق بین ،عاقل و هشیار بخش


بارالها ازکرم دستم بگیر

پای ثابت در ره دادار بخش




نويسنده : zekri


هنرنمایی باورنکردنی با چوب
[تصویر:  4joll15pohbqawsywg1s.jpg]

[تصویر:  m5d4d26br7i2h8oi6li.jpg]

[تصویر:  8q1nzsyab8wdbg7sby3.jpg]

[تصویر:  3dxa82yhjx1ncfdqk6g3.jpg]

[تصویر:  1u0ppya8xjmq58n30eaf.jpg]

[تصویر:  rrc7eounlybrggyux1u.jpg]

[تصویر:  f0swn038xqu0e8kql5j.jpg]

[تصویر:  1z5uj9biapom5f6j8cbs.jpg]

[تصویر:  pkw967mxfqb9uqz9jbq.jpg]

[تصویر:  5z2inp4alwc6fxs1sp3.jpg]

[تصویر:  ol6q8ml67t8e48lufxx.jpg]

[تصویر:  ogbtzxz9h94tbl6vl2to.jpg]

[تصویر:  t1um9k2zt142t21vkj55.jpg]

[تصویر:  5munn2ufq61j7re61wnu.jpg]

نويسنده : zekri


اگه من هنوز مجردم

تقصیر جوش های صورتمه

که کسی از من خوشش نمی آید

تقصیر ساعت کاریمه که

صبح خروس خون می روم

و بوق سگ می آیم

 و شانس دیده شدن را از دست میدم

تقصیر باباست که

آنقدر پول نداره تا چشم مردم در بیآد

تقصیر پسر عمومه که نفهمید

عقد دختر عمو و پسر عمو رو تو آسمون بستن

تقصیر استادمونه که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد

و باعث شد دیگه کسی جرأت نکنه از من خواستگاری کنه

تقصیر مادر شوهر عمه است

می دونم بخت منو بسته

تقصیر پسر همسایه دست راستیه

که به خودش اجازه داد

از من خواستگاری کنه

تقصیر پسر همسایه دست چپیه

که به خودش اجازه نداد

از من خواستگاری کنه

تقصیر تلویزیونه که تو تمام سریال هایش

همه جوون ها ازدواج می کنن

و اصلاً به مشکلات ما جوون های ازدواج نکرده نمی پردازن

تقصیر مطبوعاته که توی مطالبشون جوون ها

از هم طلاق می گیرند

و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنن

تقصیر مجلسه که به جای اجباری کردن سربازی

پسرها رو وادار به ازدواج اجباری نمی کنن

تقصیر عراقه که کلی پسرهای

 آماده به ازدواج ما را به کشتن داد

تقصیر انگلیسه این گفتن نداره

همه می دونن همیشه

و همه جا کار کاره انگلیسه

تقصیر سازمان ملله که سر درش نوشته

بنی آدم اعضای یکدیگرند

 اما مشخص نکرده من جیگر چه کسی هستم

تقصیر کره زمینه

که جوری نچرخید

من و نیمه گمشده ام به هم برسیم


نويسنده : zekri


گفتگوی موثر در اولین ملاقات

 

ارتباط با هنر گفتگو کردن آغاز می‌شود. انجام یک گفتگوی ساده کار سختی نیست اما اگر بخواهید به طریقی جالب شخصیت و شوخ طبعی خود را نشان دهید نیاز به مهارتی دارد که به نظر می‌رسد فقط از عهده بعضی‌ها برمی‌آید.

 شخصیت

گپ‌های کوتاه نباید لزوماً پوچ و بیهوده باشند. گپ زدن راهی برای نشان دادن شخصیت و علایق شما به طریقی غیرمستقیم است. گفتگوهای کوتاه تا حد زیادی رفتار، نوع شخصیت و دیدگاه‌های شما را آشکار می‌کند.

با داشتن مهارت واقعی گفتگو می‌دانید چطور باید شخصیت‌تان را آن طور که می‌خواهید نشان دهید. این به معنای فریب دادن یا نشان دادن یک تصور دروغین از خودتان نیست، به این معنی است که خواهید دانست چطور باید قسمت‌هایی از خودتان که به فرد مقابل بی‌ارتباط است را جدا کرده و قسمتی از خودتان را نشان او دهید که در ارتباط باشد.

افراد دوست داشتنی استعدادی طبیعی برای نشان دادن شخصیت‌شان به گونه‌ای دارند که دیگران بتوانند به خوبی با آن ارتباط برقرار کنند.

باید نشان دهید، بیان نکنید. هیچکس افراد خودستا و متظاهر را دوست ندارد. سعی کنید متواضع باشید و یادتان باشد نشان دادن ضعف‌هایتان خیلی بیشتر از خودستایی شما را به دیگران می‌شناساند.

 

به دنبال تشابه باشید

نیاز به توافق کامل نیست اما باید بین خودتان و فرد مقابل شباهت‌هایی پیدا کنید. شاید با دیدگاه سیاسی همکارتان مخالف باشید اما احتمال آن هست که فرزندانی هم سن داشته باشید.

نقاط آسیب پذیر خود را نشان دهید اما نه بیش از حد. نشان دادن چند مورد از ضعف‌هایتان البته توام با اعتماد باعث می‌شود دیگران بتوانند راحت‌تر با شما ارتباط برقرار کرده و اعتماد کنند. اما اگر به دنبال ترحم باشید و مدام از مشکلاتتان شکایت کنید، دیگران از شما دور خواهند شد.

 

تاثیر اول

لازم نیست برای ایجاد یک تاثیر اولیه عالی روی طرف مقابل خیلی خودتان را نگران کنید. نگرانی بیش از حد برای معرفی خودتان تاثیر منفی خواهد گذاشت. باید بدانید که روابط رشد می‌کنند و با این که ممکن است تاثیر اولیه اهمیت زیادی روی طرف مقابل داشته باشد اما کنترل آن قضاوت‌های اولیه کار بسیار دشواری است.

بهترین شروع‌ها معمولاً آنهایی است که طبیعی باشد. یک سلام ساده بسیار موثرتر از این است که تلاش کنید در چند دقیقه اول خود را بانمک و کاریزماتیک نشان دهید. اگر می‌خواهید تاثیر اولیه خوبی بر جای بگذارید، نکات زیر می‌تواند کمک‌تان کند:

ظاهری آراسته داشته باشید. نباید طوری به نظر برسید که انگار شش ماه است گوشه خیابان خوابیده‌اید. خوب لباس بپوشید و به آرایش موها و صورت خود رسیدگی کنید.

معمولی شروع کنید. لازم نیست در ٥ دقیقه اول همه زندگی‌تان را رو کنید. همه چیز را آرام آرام و کاملاً عادی شروع کنید.

همیشه رفتاری دوستانه داشته باشید. صمیمیت و برون‌گرایی را نمی‌توانید تحمیل کنید. سعی کنید همیشه و با همه رفتاری اجتماعی و دوستانه داشته باشید. با این روش هر زمان که خواستید به ملاقات مدیر عامل‌تان بروید یا با غریبه‌ای که نظرتان را جلب کرده سر گفتگو را باز کنید کاملاً طبیعی جلوه خواهید کرد.

 

لحن‌تان را بشناسید

هر که می‌گوید نباید هیچوقت خودتان را سانسور کنید بیهوده گفته است. هیچوقت نباید در مراسم ترحیم لطیفه تعریف کنید یا در مهمانی گریه سر دهید. هر موقعیت اجتماعی آداب و رسوم خود را دارد.

اما نباید مقررات اجتماعی را وحی منزل بدانید. سعی کنید تجربه کنید و از تغییرات گاه و بیکار نترسید. آنهایی که استاد گپ‌های کوتاه و پیدا کردن دوست‌های تازه هستند می‌دانند چه چیز قابل قبول است و چه چیز نیست. شناختن لحن‌تان و توجه به آن نیاز به مشاهده و آزمایش و تجربه دارد.

 

شوخ طبعی

چند جمله شوخ طبع بودن شما را نمی‌رساند اما خنده یکی از بهترین مولفه‌های یک ارتباط موفق است. بیشتر شوخ طبعی‌ها جزء یکی از موارد زیر هستند:

تعجب‌: یک چیز غیرمنتظره می‌تواند خنده‌دار به نظر برسد.

اغراق: داستان‌ها و مثال‌هایی که فرای واقعیت باشد باعث خنده‌دار شدن مطلب می‌شود.

کنایه: اگر خیلی منفی باشد شاید موجب ناراحتی طرف مقابل شود اما اگر استادانه و برخلاف جهت اغراق بیان شود نوعی شوخ طبعی است.

زمینه مورد نظر: بعضی رفتارها یا کارها به خاطر آن زمینه خاص خنده‌دار به نظر می‌رسند. خیلی حرف‌ها اگر به جا زده شوند مفید هستند اما در زمان‌های دیگر کاملاً نابجا خواهند بود.

 

داستان، داستان‌ها

داستان‌گویی یکی از مهم‌ترین جنبه‌های گپ‌های کوتاه است. برای گفتن داستان‌های جالب به چند نکته باید توجه داشته باشید:

آخر داستان را بدانید. باید بدانید داستان را چطور تمام کنید تا تاثیرگذار باشد. با یک تله شروع کنید. داستان را با یک سوال یا نظر که توجه را جلب می‌کند شروع کنید. مثلاً "این من را یاد وقتی می‌اندازد که ...." می‌تواند شروع خوبی برای آماده کردن فرد مقابل برای شنیدن یک داستان باشد.

داستان باید کوتاه باشد. وقت را با توضیح دادن پیشینه داستان اگر اهمیتی ندارد تلف نکنید. حرف‌های اضافی را سانسور کنید و فقط قسمت‌های مهم را تعریف کنید. با این روش توجه فرد مقابل را برای زمان بیشتری به خودتان معطوف می‌کنید.

تصویرسازی کنید. داستان را با احساس و با خلق تصویر بیان کنید. وقتی می‌توانید بگویید، "نمی‌تونی تصور کنی اتاق چقدر شلوغ بود جای سوزن انداختن هم نبود" نگویید، "اتاق خیلی شلوغ بود". گفتن داستان‌ها به زبان اول شخص و استفاده از توصیفات کوتاه اما واضح توجه فرد مقابل را بیشتر جلب می‌کند.

نقشه را فراموش نکنید. داستان‌تان را تمرین کنید و ببینید کدام قسمت‌ها بیشتر جلب توجه می‌کند. داستان‌های زیادی هست که من بارها تعریف می‌کنم و یاد گرفته‌ام روی کدام قسمت‌ها باید تاکید بیشتری کنم و از کدام قسمت‌ها باید سریع‌تر بگذرم.

آن را شخصی کنید. از گفتن داستان‌هایی که خودتان نقشی در آن ندارید خودداری کنید چون هیچ اطلاعاتی درمورد شخصیت شما به طرف مقابل نمی‌دهد.

مخاطب را درگیر کنید. فقط نباید از اول تا آخر شما حرف بزنید. باید به داستان‌های طرف مقابل هم گوش کنید و از او سوال کنید. این کار باعث می‌شود از این توجه و علاقه شما خوششان بیاید.

 

اول گوش کنید، بعد حرف بزنید.

بهترین قانون برای گفتگو این است که اجازه بدهید طرف مقابل اول حرف بزند، و شما به حرف‌های او خوب گوش کنید و بعد جواب بدهید. تکرار برخی کلمات و کلمات تایید نشان دهنده این واقعیت است که خوب به حرف‌های او گوش داده‌اید و حرف‌هایش را متوجه شده‌اید.

 

نگران عوض شدن موضوع بحث نباشید.

نگران عوض شدن طبیعی موضوع بحث با پیش رفتن گفتگو نباشید. اگر شما در مورد چیزی حرف می‌زده‌اید اما الان موضوع حرف‌زدن‌تان عوض شده، این یک نقطه مثبت است. به خاطر این که اگر مکالمه به هر دلیل متوقف شود، می‌توانید بدون ایجاد تغییر در موضوع به آنچه می‌گفتید برگردید.

 

راهکارهایی برای شکستن یخ مکالمه:

عمومی

سوال‌های آزاد:

در مورد فلان چیز برایم بگو ...

چطور تونستی ...

در مورد سختی‌ها بپرسید.

سخت‌ترین قسمت کارت چه بود؟

عجیب‌ترین مشتری که تا به حال داشتی چطور بود؟

 

سوال‌های پیگیر:

چرا؟

چطور اتفاق افتاد؟

آنجا چه اتفاقی افتاد؟

 

کار

چه چیز کارت برایت لذت بخش است؟

این کار را چطور شروع کردی؟

سخت‌ترین قسمت کارت چیست؟

 

اجتماعی

چه جور فیلم‌هایی دوست داری؟

در مورد خانواده‌ات برایم بگو.

رستوران مورد علاقه‌ات کجاست؟

بهترین مسافرتی که تا حالا رفتی کجا بوده؟

پروردگارا ،

آرامش را همچون دانه های برف ،

آرام و بی صدا

به سرزمین قلب

کسانی که برایم عزیزند ،

بباران . . .


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران