وقتش رسیده است جهان را تکان بده




دلا یاران عاشق زود رفتند

دلا یاران عاشق زود رفتند

از این وادی همه خشنود رفتند

من و تو مثل یک مرداب ماندیم

خوشا آنان که مثل رود رفتند

 

مرا بالیست از پرواز مانده

قدم هایست در آغاز مانده

شهیدان دست هایم را بگیرید

منم همراه از ره باز مانده


نويسنده : zekri


او که آید همه جا نورفشان خواهد شد




غم مخور می آید او




دانلود رایگان سوالات اختصاصی آزمون استخدامی وزارت نیرو

 




تصاویر احساسی012




سفره رنگین و جذاب ایرانی3




زیبا ترین چشم انداز های پل های جهان




سیاست انگلیسی


آورده اند روزی سفیر دولت بریتانیا در تهران با درشکه به جایی می رفت
در راه مدام درشکه چی به سفیر بریتانیا و دولتش زیر لب بد و بیراه می گفت.
همراه ایرانی سفیر معذب از گستاخی درشکه چی به سفیر می گوید:
شما که متوجه الفاظ توهین آمیز این مرد می شوید پس چرا سکوت کرده و هیچ واکنشی نشان نمی دهید؟
سفیر بریتانیا چنین پاسخ می دهد:مهم نیست چه می گوید! مهم آن است که ما را به مقصد می رساند!


نويسنده : zekri


انسانیت


وسیله ای خریدم دوتا کارگر گرفتم برای حملش گفتن 40 تومان من هم چونه زدم کردمش 30 تومان
رفتیم ساختمان و توی هوای گرم بهمن ماه بندر وسیله ها رو بردیم بالا آمدیم پایین و دست کردم جیبم سه تا ده تومانی دادم بهشون
یکی از کارگر ده تومان خودش برداشت بیست تومان داد به اون یکی
صداش کردم گفتم مگر شریک نیستید
گفت چرا ولی اون عیالواره احتیاجش بیشتر از منه
من هم برای این طبع بلندش دوباره ده تومان بهش دادم
تشکر کرد دست کرد جیبش و دوباره پنج هزار تومان داد به اون یکی و رفتن

داشتم فکر می کردم هیچ وقت نتونستم این قدر بزرگوار و بخشنده باشم
نه من و نه خیلی های دیگه که خیلی ادعای تحصیلات و با کلاسیمون میشه ؟؟


نويسنده : zekri


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران