روزي یک سياستمدار مقتدر به مردمي بر مي خورد كه در صف ايستاده و صورت گاوي را مي بوسند او نيز در صف مي ايستد اما وفتي نوبت به او م يرسد به جاي سر، ماتحت گاو را مي بوسد، از اون به بعد باقي منتظرين نيز با تقليد از او ماتحت گاو را مي بوسند. از او مي پرسند چرا اين كار را كردي؟ در جواب مي گويد: اينان پيشرفت كرده بودند و ممكن بود در آينده، ديگر گاو پرستي نكنند ولي اكنون تا دوباره به سر گاو برسند
سال هاي زيادي طول مي كشد..