سوی دیار عاشقان♥
جمعه 18 اسفند 1391 :: 09:46 :: نويسنده : zekri

http://upload.iranvij.ir/images_dey91/01996530854759528421.gif


جمعه مثل معلم سخت گیریست که

با خودکاری قرمز روی دلتنگی "تشدید" می‌گذارد...

و تو

شیرین

چون چایی نبات

بی رحم

چون واژگونی اش روی میز کار...

باورم نیست که آن ساده تر از آب مرا آتش زد ...

تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست ؛

چوپان را "تنهایی"دروغگو كرد ...

از تو جدا شدم

چون سيبى از درخت

درد كنده شدن با من است

اندوه پاره پاره شدن...

بي تـــــو

چشـــــم دیدن

چیــزهایي را که

با تـــــــو دیده ام

را نــــدارم....

من فقط یک واسطه بودم

دل را خدا داد

و تو بردی....

نه کسی منتظر است

نه کسی چشم به راه

نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه

بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟

وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه

من عاشقانه دوستش دارم

و او عاقلانه طردم می کند

منطق او، حتی از حماقت من هم احمقانه تر است ...

به تو فكر مي كنم

و تنهايي

اتفاق سنگيني ست

كه در آغوشم مي افتد...

اگر عشق

آخرین عبادت ما نیست

پس آمده ایم اینجا

برای کدام درد بی شفا

شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟!!!

سید علی صالحی

دلتــنــگي هايــم بــه تــورفتــه انــد...

آرام ميـــ ـ ـ آينـــد...

درسيــنــه ميـــ ـ ـ نشــيـنـنـد...

ديـــگرنميــــ‌ ـ رونــــد...

لحظه های ســــکوتم

پر هیاهــــــــــو ترین دقایق زندگیم هستند

ممـلو از آنچـه

می خواهم بگویم

و

نـــــــــمی گویم...

اين روز ها

از بلندي موهايت فهميده ام

چند وقت است

تو را نوازش نكرده ام....

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ

ﺩﯾﺪﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿ ﮕﻮﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ

لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام ....

برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم

آنقدر تمـــــــــیز میخندم که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی!!

تو

شما شد

شما

دور شد

یادش هم با سیگار

داره دود میشه...

اما من

نه ما شد

نه شما

منِ تنها همیشه هست با من....

" در روزگاری که خواب را به خیال ،

اشک را به محال ،

رنگ را به سوال ،

و عشق را به بهترین نانوا می فروشند ،

چه جایی برای من ... ؟!

باور کن اگرچه نان من برشته نبود ،

اما سوخته هم نبود...



درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)* صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كأفضل ماصليت علي احد من اوليائک پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ ارادتمند : رئیس آبی ها Blues Boss
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران