سوی دیار عاشقان♥
پنج‌شنبه 26 مرداد 1391 :: 22:48 :: نويسنده : zekri


زلزله ي آذربایجان از شنبه تا پنجشنبه/مردم ایران خون می‌دهند تا زندگی ببخشند.

اینجا نقطه ای است که مردم آن چند روزی را در سوگ، اضطراب و وحشت به سر بردند، از جایی حرف می زنم که این روزها تیتر اول خبرها شده است، از شمال آذربایجان شرقی، سرزمین مردمان داغدار این روزها سخن می گویم.

 

به گزارش تبریز بیدار به نقل از مهر،غروب آن شنبه غمبار مرداد، در اولین ساعات بعد از زلزله برای تهیه گزارش و عکس راهی مناطق زلزله زده می شویم. در راه فقط ماشین های امداد رسان با چراغ های گردونشان دیده می شوند. وقتی به سه راهی خواجه مسیر تقاطی اهر ،هریس و ورزقان رسیدیم نمی دانستیم به کدام شهر سری بزنیم؛ چون در هر سه آن فاجعه شوم اتفاق افتاده بود.

 

ساعات اولیه زلزله بطور طبیعی اوضاع آشفته و بسیار غمبار است، جان باختن صدها هموطن در زیر آورها موضوعی است که دل هر انسانی را به درد می آورد.

مردم سرگردان و پریشان هستند، زلزله زده ها هراسان و وحشت زده، دغدار از دست دادن عزیزان و در این بین کسانی که از اطراف آمده اند نیز در پی آشنایان وکمک به حادثه دیدگان .

در ساعات اولیه حادثه اوضاع چنان آشفته و به هم ریخته است که با خود تصور می کنیم، چگونه می شود این وضعیت را سامان داد...

برمی گردیم تبریز. دیگر می ترسم به آنجا برگردم تا اینکه استخاره ای که بعد از نماز باز می کنم و سوره الرحمن را نشانم می دهد، بار دیگر راهی ام می کند.

 

اما اینبار همه چیز بسیار متفاوت و روشن، همه چیز رنگ و بوی دیگری دارد .

 

در طول مسیر دیگر خبری از آمبولانس ها نیست و فقط مردمی را می بینیم که با ماشین های پر از آذوقه و وسایل در جاده های پر پیچ و خم تردد می کنند.

 

آسفالت تعمیر شده و دیگر اثری از شکاف هایی که روز نخست دهان زمین را باز کرده بود، دیده نمی شود.

 بسیجی ها کمپ زده اند. ارتشی ها خاک برداری می کنند. جوانان هلال احمر به مشکلات مردم می رسیدگی می کنند. سیم بانان اداره برق نور و روشنایی را به چادرها می رسانند.

 

مخابراتچی ها تلفن وصل می کنند. روحانیون نماز میت می خوانند. اصناف میدان تره بار تبریز سبزی و سیب زمینی پخش می کنند. استاندار شب و روز نمی شناسد و دیگرمسئولین همه درگیرند، کارخانه های خصوصی اقلام ضروری را بین مردم تقسیم می کنند و از بیشتر استان های کشور آمده اند تا مرهمی برای هم میهنان خود باشند.

کارگران کارخانه ها تولیدی با بخشی از حقوق شان دمپایی خریده اند  و بین مردم تقسیم می کنند. فهمیمه، زنی که 60 سال دارد با پسرش حمید از تهران آمده است تا لباس های بچه گانه ای که با هزینه حج اش خریداری کرده بین کودکان زلزله زده ورزقان تقسیم کند.

 

اینجا ایران است سرزمین یک پیکرها، جایی که شقایق هایش دوباره می روید و بوی عطرشان دردها را التیام می بخشد. جایی که مردمش خون می دهند تا زندگی ببخشند.

 

 

لينك دانلود...

 

 

 

 

 

اشک هایم در فراق عزیزانت تسلی داغ دل توست

دستم رابگیر....

بایدکه فردایمان را بسازیم

اگر زمین زیر پایم لرزید

اراده ي چون کوه من نلرزیده

شهرهایم..روستاهایم...خانه هایت را خواهیم ساخت

به احترام همه ي ایرانیان، از گذشته تا کنون

نه جوک قومیتی  برای کسی تعریف می‌کنم،

 و نه تمایل به شنیدن  آن دارم!!

درود

 



درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)* صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كأفضل ماصليت علي احد من اوليائک پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ ارادتمند : رئیس آبی ها Blues Boss
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران