سوی دیار عاشقان♥
جمعه 27 مرداد 1391 :: 23:11 :: نويسنده : zekri


  

سه دانگ از صدای عاشیق ها

هنوز در زیر آوار است

و شمس تبریزی

آمده است به فعلگی و معلمی قرآن

جایی در حوالی اهر

و شیخ محمود

دارد از زیر همین آوار

مثنوی و قرآن بیرون می آورد و می خواند:

"همه عالم به نور اوست پیدا ..."

ستارخان هنوز یک پایش در زیر آوار است

فریاد می زند که از سفارتخانه های اجنبی

کمک قبول نباید کرد

حالا با شمس در محله ی سلّه بافان می چرخم

با ناصرخسرو به خانه ی قطران می روم

آن روز هم که زلزله آمد

چهل هزار تن مردند

همیشه خاصیت زلزله همین است

که روح ها را

به هم می ریزد

کمال را از خجند می برد به سرخاب و

باکری را از مجنون می کشاند به آسمان ارومیه

و مرا از این گوشه ی جهان می برد

به کوچه ی دلتنگی آقامحمدحسین بهجت تبریزی...

یکی دست شهریار را بگیرد

که بیرون زده ست این وقت شب

با زیرشلواری و همان کلاه پوستی

در محله ی پدری

دنبال حبیب و رفقایش می گردد...

تاریخ می گوید این زلزله

پس زلزله هایی ست

که پیشتر آمده بود

و این از خواص زلزله الارض است

که گاه تکه ای از بسطام را می برد به بم

و کوه حیدربابا را

این وقت شب

آورده است به رختخواب ابری من

در دهلی نو

و من از او مدام

سراغ ساز "عاشیق عیمران" را می گیرم...

آرام باش عزیز من
آرام باش
 حکایت دریاست زندگى
 گاهى درخشش آفتاب، برق و بوى نمک، ترشح شادمانى
 گاهى هم فرو مى‏رویم، چشم‏هايمان را مى‏بندیم، همه جا   تاریکى است،


 آرام باش عزیز من
 آرام باش
دوباره سر از آب بیرون مى‏آوریم
 و تلألوء آفتاب را مى‏بینیم
 زیر بوته‏آى از برف
 که این دفعه
 درست از جائى که تو دوست دارى طالع مى‏شود.

آتشی افروختی، در عمق و جانم؛‌ای زمین
کرده‌ای در این وطن بی‌خانمانم؛‌ای زمین

صد چو من در خاک و خون غلتید در یک صبحدم
هم برادر، هم پدر، هم خواهرانم؛‌ای زمین

فارغ از کار و تلاش و‌های و هوی زندگی
خفته در بستر بودم نزد کسانم؛‌ای زمین

ناگهان فریاد خشم تو مرا بیدار کرد
چشم بگشودم، چه دیدم از چه خوانم؛‌ای زمین

خاک و خون و سنگ و آهن پاره‌های پیکرم
آه... آه کو آن کودک شیرین زبانم؛‌ای زمین

 

 

لينك دانلود

اشک هایم در فراق عزیزانت تسلی داغ دل توست

دستم رابگیر....

بایدکه فردایمان را بسازیم

اگر زمین زیر پایم لرزید

اراده ي چون کوه من نلرزیده

شهرهایم..روستاهایم...خانه هایت را خواهیم ساخت

به احترام همه ي ایرانیان، از گذشته تا کنون

نه جوک قومیتی  برای کسی تعریف می‌کنم،

 و نه تمایل به شنیدن  آن دارم!!

درود 



درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)* صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كأفضل ماصليت علي احد من اوليائک پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ ارادتمند : رئیس آبی ها Blues Boss
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران