|
سوی دیار عاشقان♥ |
|||
|
جمعه 09 تیر 1391 :: 23:36 :: نويسنده : zekri
در این داستان ساده و بسیار زیبا و پر معنی جناب مولانا رفتار افراد جامعه را بر اساس کیفیت ذهنی شان به سه دسته تقسیم می کند جناب مولانا آدم ها را به سه دسته تقسیم می کند. کسانی که "عقل کامل" دارند. کسانی که "نیمه عاقل" اند. کسانی که "کاملا غافل" هستند و اصلا عقل ندارند!
ما شرح داستان: سه ماهي در آبگيري زندگي مي كردند .آن سه آبگیر و وطن خود را بسیار دوست داشتند. و به خوبی و خوشی در آن زندگی میکردند. چند ماهيگير به سوي آن آبگير رهسپار شدند ، چون ماهيان مطلع و هوشمند بودند در صدد چاره جويي برآمدند . وقتی ماهیگیران با یکدیگر نقشه صید ماهی ها را میکشیدند ماهیها حرف های آنان را شنیدند و فهمیدند که به زودی جانشان در خطر می افتد.اما آنها آبگیر را خیلی دوست داشتند وترک آنجا برایشان خیلی سخت بود. آن ماهي كه عاقل بود ، با خود گفت: "باید هر چه زودتر از اینجا فرار کنم و خودم را از مهلکه نجات دهم.او که آبگیر را خیلی دوست داشت اما جانش را عزیز تر از آبگیر داست و تصمیم به ترک آبگیر گرفت . ، با خويشتن مي گفت من با اين دو ماهي مشورت نخواهم كرد زيرا به طور قطع اينان مرا در كار خود سست و دلسرد خواهند نمود ، زيرا محبت زاد و بوم و محل زندگي طبيعي ، جانشان را فرا گرفته و اين تنبلي و ناداني كه دارند ، به من سرايت خواهد كرد . دل از مشورت با آن دو ماهي بر مي كنم و راه نجات خودرا پيش مي گيرم . حالا وقت مشورت نيست چون محرم و آشناي آن بسيار كم است ماهي زيرك از آن آبگير چشم پوشيده و راه دريا را پيش گرفت خواب خرگوش و سگ اندر پي خطاست خواب خود در چشم ترسنده كجاست ؟
آن ماهي عاقل پس از سختی های فراوان بالاخره به دریا رسید و دید که دریایی که از آن گریزان بود هزاران بار زیباتر و بزرگتر و امن تر از آبگیری بود که حاضر به دل کندن از آن نیست. بينوا آن ماهي نيم عاقل تلخ كام شد و – گفت آه من فوت كردم وقت را چون نگشتم همره آن رهنما ! من از او مشق نگرفتم ، ناگهان از من دور شد و رفت و بايد من با جديّت به دنبال او مي رفتم . اين حسرت چه فايده اي دارد ؟ - بر گذشته حسرت آوردن خطاست باز نايد رفته ياد آن هباست اين زمان سودي ندارد حسرتم چون كنم چون فوت شد اين حسرتم !! ماهي نيم عاقل وقتي از سايه و پيروي ماهي عاقل محروم شد ، با خود گفت : كه آن ماهي به دريا رهسپار شد و آزاد گشت و چنان رفيق نجات بخش از دست من رفت . حالا ديگر در بارهً او نبايد فكر كنم و بايد در فكر خودم باشم . راه نجات اين است كه خود را به مردن بزنم و شكمم را روي آب بر آورده و پشت به آب خود را به اختيار آب بسپارم و مانند خس بي اختيار روي آب حركت كنم ، اين مردن پيش از مرگ مرا از عذاب مرگ ايمني خواهد بخشيد و مردن پيش از مرگ امن جان آدمي است.
ماهي نيم عاقل همانطور كه فكر كرده بود عمل كرد و شكم بروي آب انداخت و آب هم اورا بي اختيار بالا و پائين مي برد . آن ماهيگيران اندوه بسيار خوردند كه دريغا ، ماهي بزرگتر مرده است . ماهي از گفتار صيادان شادمان گشته و براه خود ادامه داد و مي گفت : با اين بازي ، جان خودرا از مرگ رها ساختم . يكي از صيادان آن ماهي را از روي آب گرفت و با حسرت تفي بر سر ماهي انداخته و اورا به زمين انداخت ، ولي آن ماهي – غلط غلطان رفت پنهان اندر آب ماند آن ديگر همي كرد اضطراب
آن ماهي سوم مانند مار گزيده به چپ وراست جست و خيز مي كرد ، بلكه بتواند از دام مرگ بجهد و گليم خودرا بيرون بكشد . ولي صيادان دام گستردند و ماهي احمق به دام افتاد و حماقتش اورا بر سر آتش كشيد و به تابه اش انداخت .. از گرماي آتش مي جوشيد ، با خود مي گفت کاش به مشق ماهی عاقل عمل میکرد ، و اگر از عقل خودش نمیتوانست استفاده کند به از ماهی عاقل درس میگرفت و مانند او عمل میکرد باز مي گفت او كه گر اين بار من وارهم زين محنت گردن شكن مي نسازم جز به دريايي وطن آبگيري را نسازم من وطن ماهي احمق در ميان دام مرگ نذرها مي كرد كه اگر از اين مهلكه نجات پيدا كنم – دامن عاقل بگيرم روز و شب تا نيفتم در چنين رنج و تعب
از این داستان وهر داستانی هرخواننده ای بر اساس زاویه دید خود برداشت خاص خود را دارد.هیچ برداشتی اشتباه نیست همانطور که هیچ برداشتی کامل نیست. درسی که از این داستان میتوان گرفت جیست؟ تطبیقی این داستان با جامعه فعلی انسانها چه میتواند باشد؟ تطبیق این داستان با آموزه ها ی دینی چگونه است؟
برخی برداشتهای متفاوت از این داستان که تاکنون خوانندگان گفته اند: 1- علاج واقعه قبل از وقوع 2- دلبستگی و علاقه به هر چیزی(آبگیر) بهید در حد معقول باشد 3- تنبلی انسان را به مرگ می کشاند 4-انسان یا باید خودش عاقل باشد یا از آدمهای عاقل پیروی کند 5- همیشه دنبال یک راه حل باشیم .به راحتی تسلیم نشویم. 6- استفاده از عقل راه گشا تر از زور بازو است 7-لزوما هر چه همه جامعه میگوید صحیح نیست گاهی باید آنچه منطقی است انجام داد هر چند مورد پسند همه مردم نیست. و ....
درباره وبلاگ بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)* صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كأفضل ماصليت علي احد من اوليائک پرودگارا، بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ، درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ ارادتمند : رئیس آبی ها Blues Boss آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|