سوی دیار عاشقان♥
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: 21:00 :: نويسنده : zekri


من اعتراف می کنم بچه که بودم خیلی مورچه ها را دوست داشتم و یه بار که یکی داشت اذیت شون می کرد با لگد زدم تو صورتش !

اعتراف می کنم تو بچگی دوست داشتم توی آمپول آب کنم بپاشم به دیگران

اعتراف می کنم زمانی که دیبستان می رفتم یه کپسول انداختم تو بخاری مدرسه، تا سه روز مدرسه به خاطر بوی گندش تعطیل شد!

من وقتی بچه بود از بورونکا توی کارتون چوبین و پدر هاکل برفین می ترسیدم و وقتی می دیدمشون می رفتم یه جا قایم می شدم

وقتی بچه بودم فکر می کردم میتونم با نردبان برسم به آسمون

اعتراف می کنم تو بچگی هر وقت با آبجیم دعوام میشد تمام مداد رنگی هاشو از دو طرف تراش می کردم .

بچه که بودم فکر می کردم در زمان های قدیم همه چیز سیاه و سفید بوده بعدا با پیشرفت علم همه چیزو رنگ زدن. همش پیش خودم می گفتم بنده خداها چه قدر زحمت افتادن!!!

اعتراف می کنم در مهد کودک که بودم یک در بر روی دیوار نقاشی شده بود و من می خواستم از آن در رد بشم

من اعتراف می کنم که فکر می کردم قدیم رنگا سیاه وسفید بودن ازروی فیلم های قدیمی

من اعتراف می كنم وقتی بچه بودم در تیر برق ترسیدم

آن هم ترسم از این بود كه وقتی داشتم بیرون می رفتم بازی گوشی بچه ها باعث شد تا سیم های تیر برق به هم برخورد كنند و صدای ناهنجاری تولید كنه به خاطر همین از تیر برق ترسیدم

من اعتراف می کنم که در بچگی احساس می کردم اجسام جون دارن/ وبهشون حس عجیبی داشتم مثلا اگه یه شیشه شیر از شیشه های دیگه جدا میموند دلم براش می سوخت و احساس می کردم الان اون ناراحته و دلم براش می سوخت و میزاشتمش پیشه بقیه . فکر کن.

اعتراف می کنم من با این که دانشجوام ولی بازم شبا با عروسکم می خوابم:-)

من اعتراف می کنم تو بچگی وقتی سوار اتوبوس مي شدم واتوبوس تو چهار راه دور می زد وهمه تو اتوبوس یه وری میشدن من میله اتوبوس رو به برعکس می کشیدم تا اتوبوس چپ نکنه بعدش فکر می کردم اگه من نبودم اتوبوس چپ می کرد

من اعتراف می کنم که همیشه فکر می کردم چقدر دیگران احمقند که مثل من فکر نمی کنند

اعتراف می کنم وقتی بچه بودم می نشستم بغل مورچه ها باهاشون بازی می کردم تا گازم بگیرن ببینم دندوناشون کو!!!!!!!

من اعتراف می کنم که وقتی بچه بودم؛ موی سر افراد خانواده و دیگران را می کشیدم و آن ها را با این کار عصبانی می کردم!

اعتراف می کنم در بچگی از علف خوردن اسب خوشم میومد،یک بار خودم امتحان کردم.

اعتراف می کنم: وقتی بچه بودم فکر می کردم تو دستشویی خونمون که خارج از خونمون بود یه جادوگر زندگی می کنه واسه همین همیشه با در باز دستشویی می کردم .و وقتی کارم تموم می شد احساس می کردم قلبم تو حلقم گیر کرده!

گاهی فکر می کنم اگر،

تنها چند ثانیه

تو به من اعتماد نداشته باشی؛

چیزی از من باقی نمی ماند.

در دل تو نعمت های زیادی برای من هست...



درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)* صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كأفضل ماصليت علي احد من اوليائک پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ ارادتمند : رئیس آبی ها Blues Boss
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران